راستی می توانی وب ننویسی


دختری در کابل کتاب می فروخت و معشوقه اش را دید که به سویش میاید، در این حال پدرش در نزدیکش ایستاده بود. به معشوقه اش گفت: آیا به خاطر گرفتنِ کت که نامش " آیا پدر در خانه هست" از ش برس نویسندۀ آلمانی، آمده یی؟ پسر گفت: نخیر! من به خاطر گرفتنِ کت به اسم " کجا باید ببینمت" از توماس هرنانیز نویسندۀ انگلیسی، آمده ام. دختر در پاسخ گفت: آن کتاب را ندارم، اما می توانی کت به نام " زیرِ درختِ عم" از نویسندۀ یی، باتریس اولفر را بگیری. پسر گفت: خوب است واما؛ آی. یادم می آید وقتی صحبت از مهمانی می شد می گفت هر ی را به خانه راه ندهیم خانه محل مقدسی ست نباید هر ی به آن وارد شود. داشتم فکر می دل آدم خانه روح اوست.دل آدم هم حریم دارد نباید راحت ی را راه داد آنهم ی که قدرش را، منزلتش را و ارزشش را نداند. باید خوب شناخت چون وقتی راه دادی دیگر نمی توانی بگویی از دلم برو مثل مهمانی می شود که بی دعوت می آید و رفتنش هم با خودش است. باید خانه دلمان را پیچ در پیچ و راهرو راهرو می ساختیم مثل خانه های قدیمی دالان دالان و پر. خدا خیر دهد این اساتید دلسوز را... :)
بعد از هشت ترم،
با چنان ذوقی "کاردستی" درست می ،
که انگار کودک درونم،
از فرط هیجان به مرز انفجار رسیده باشد! :))

- پ.ن:
زمانی که می فهمی،
در حد و اندازه ی یک کودک دبستانی هم،
نمی توانی "کاردستی" درست کنی! :))
دور که باشی؛پیش مادرت که نباشی؛یکی از آن روزهای تلخ فوق بی رحم را که سپری کرده باشی؛سر تا پا بغض که باشی ...فکر نکن مـی توانی در جـواب ش که از پشت تلــفن، دلیل گرفتگی صدایـت را می پرسد دم بزنی از خستـگی و بی خو و کلاس های طولانی و سخت گیر آناتومی.مادر است دیگر!زود می فهمد ...
این را بغض "خداحافظ عزیزم" ش می گوید ...

این شبها علی بر بالین فاطمه می نشیند بغض می کند از اینکه امشب شاید شب آ باشد بغض می کند از کبودی ماه علی تا صبح نمی خوابد با هر گردش فاطمه در بستر هزار بار میمیرد می گوید فاطمه جان، ببین می توانی بمانی ؛ بمان! پس چه شد با علی همسفر ماندنت ؟ این شبها علی بر بالین فاطمه می نشیندbr /بغض می کند از اینکه امشب شاید شب آ باشدbr /بغض می کند از کبودی ماهbr /علی تا صبح نمی خوابدbr /با هر گردش فاطمه در بستر هزار بار میمیردbr /می گوید فاطمه جان، ببین می توانی بمانی ؛ بمان!br /پس چه شد با علی همسفر ماندنت ؟ به راستی شهرت دنیای ما، در کنار عظمت این نام های گمنام، هیچ ارزشی ندارد. می توانی از دوست داشتنم برگردی ؟ " دوست داشتن " که خیابان نیست تا ی بگیری ، بنشینی ، پیشانی ات را به شیشیه بچسبانی آه بکشی ... و برگردی به پیش از آن ؛ نه نمی شود ! با دوست داشتنم کنار بیا؛ مثل پیرمردها که با لرزش دست هایشان ! رویا شاه حسین زاده بنی ادم اعضای یکدیگرند...که درافرینش زیک گوهرند راستی چه برما گذشته است،که اینچنین سنگدل شده ایم.شاید خود را با حرفهایی رازی کنیم،اما حقیقت امر انزمان مشخص خواهد شد که به دل رجوع شود.بدون کینه و سیاست و .....تنها انسان بودن و انسان ماندن مد نظرباشد.راستی چندصباحی است که میگویند در عراق خلافت ی ب اکرده اند( )برداشتشان از بسیار برایم شنیدنی است.میگوییم در بعضی موارد یان عزیز اختلاف داریم ،درست،اما همگان که به (ص)ایمان داریم.پس حداقل یک نقطه مشتر. بالدوین در این باره گفته است که با اجازه لورن مایکل این تئاتر تک نفره را از کتاب «نمی توانی را بدون من هجی کنی» نوشته است؛ برداشتی که بالدوین از وجه روشنفکرانه دونالد ترامپ دارد دومی های خوب علامه و همی دومی های دیگر هر کجای دنیا که باشید . عید تون مبارک و سال نو خوبی داشته باشید . سفره ی هفت سین هایی را که می بینی نگاه کن سبزه یک موجود زنده است . ماهی هم یک موجود زنده است دخترم تو هم یک موجود زنده ای نگاه کن ! رشد می کنی بزرگ می شوی قد می کشی و چه قدر می توانی کار خوب انجام بدهی کاری که ماهی و سبزه ی عید تو نمی توانند پس بزرگ شو قد بکش و یک عالمه کار خوب . بعد از دوباره دیدنتان می خواهم لیست کار های خوبت را ببینم . (راستی با ج ها چطوری ؟) به خاطر ۳ چیز هیچ گاه ی را مس ه نکن:

❶چهره ❷والدین ❸زادگاه
چون انسان هیچگاه حق انتخ در مورد آنها ندارد.

به زیبایی ات نناز
تو خلقش نکرده ای…
و
به اصل و نسبت افتخار نکن
تو انتخابش نکرده ای…
اگه می توانی
[به اخلاق]
[مَنِش]
[و انسانیتت بناز]
چون خودت هستی که آن را
می سازی…....
نامزد حضور در هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال با انتقاد از روند برگزاری مجمع عمومی این فدراسیون گفت که برای حضور محمود یان در هیئت رئیسه طراحی و برنامه ریزی شده است. پیشنوشت نامربوط: بعضی وقتا، نوشتن به یه جور خماری تبدیل میشه که تا ننویسی راحت نمیگیری. *** چیزی که قبلن ها، وقتی که تلگرام داشتم، حس و جدیدا که بیشتر از قبل به وبلاگ سر میزنم بیشتر از قبل حواسم بهش هست، اینه که احساس میکنم "من" تو فضای دیجیتال با "من" تو فضای واقعی واقعا فرق میکنه. شاید شما هم این احساسو داشته باشید. داشتم "بلاگ لند" رو همینطوری میگشتم که با یه وبلاگ جدید آشنا شدم. یه نوشته ای از وبلاگ پلاکت تو قسمت "درباره وبلاگ"ش دیدم که اون قسمت. قاصدک قاصدک هان؟چه خبر آوردی از کجا و که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی اما اما گِردِ بام و درِ من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا. نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری برو آنجا که بودچشمی گوشی با برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دِه من همه کورند و کرند دست برداراز این در وطن خویش غریب قاصِد همه تجربه های تلخ با دلم می گوید: که دروغی تو،دروغ که تو فریبی،فریب قاصدک هان ولی...آ ...ای وای راستی آیا رفتی با باد؟ با تو ام،ای کجا رفتی؟ای... راستی،آیا جایی خبری هست . سلام خوبی؟ امروز میخوام واسه تو بنویسم.قبلا هم این کارو خیلی از نوشته هام مال توه ولی امروز فرق میکنه! داره بهار میاد.سالای پیش هم وقتی نزدیک بهار می شد واست می نوشتم ولی هیچ اونارو نخونده حتی خودت.داریم به روزهای بهارنارنج نزدیک میشیم بوشو حس می کنی؟وای ی ی ی چه عطری از نفست به مشام میرسه. یاد بهار گفتنت افتادم وقتی میگفتی بهار عطر نفست همه فضا رو پر میکرد.همه کاینات مست میشدن. بهار بهار بهار…………..راستی بازم میگی بهار؟ همه شکوفه ها منتظر شکوفه زدن گل لبخند تو اند. وقتی میخندیدی همه چیز میخندید.راستی بازم بخند، بخند.بذار صدای خنده ات به شکوفه زدن نهال بهارنارنج کمک کنه.گلای اطلسی منتظرن.یاس سفیدو ببین.اقاقیا،گلدون شمعدونی،یاس کبود تو حیاط... ماهی های قرمز کوچولو رو ببین اونا هم به خنده ناز تو میخندن. بهارت مبارک بهار بهارنارنج ای آمده از گذر دی ماه سرد سال.بهارت مبارک الیگودرز: مذاکرات به جهت راستی آزمایی دشمنان می باشد نیوز الیگودرز: حجت ال محمد علی ارزنده الیگودرز در جمع گزاران این شهرگفت: سالهاست که دشمنان نظام به بهانه هسته ای ایران را تحت فشار قرار می دهند و امروز هم که به پایان مهلت توافق رسیده ایم بحث افزایش تحریم های بیشتر در کنگره مطرح می شود. تو اخترک بعدی میخواره یی می نشست.دیدار کوتاه بود اما شهریار کوچولو را به غمی بزرگ فرو برد. به میخواره که صُمٌ بُکم پشت یک مشت بطری خالی و یکی دو تا بطری پر نشسته بود گفت: "چه کار داری می کنی؟" میخواره با لحن غمزده یی جواب داد: "مِی می زنم" شهریار کوچولو پرسید: "مِی می زنی که چی؟" میخواره جواب داد: "که فراموش کنم" شهریار کوچولو که حالا دیگر دلش برای او می سوخت پرسید: "که چی را فراموش کنی؟" میخواره همان طور که سرش را می انداخت پایین گفت: "سرش تگیم را" شهریار کوچولو که دلش می خواست دردی از او دوا کند پرسید: "سرش تگی از چی؟" میخواره جواب داد: "سرش تگیِ میخواره بودنم را" این را گفت و قال را کند و به کلی خاموش شد و شهریار کوچولو مات و مبهوت راهش را گرفت و رفت و همان جور که می رفت تو دلش می گفت: "این آدم بزرگ ها راستی راستی چه قدر عجیبند!" سلام خوبین نامردا؟این مدته من نبودم حتی حال واحوالمونپرسیدین توی این چندماهه بدجوراذیت شدم حالاهم دارم ازگوشی استفاده میکنم نتوفعال ولی کامپیوتر ابه بردیم تعمیر!اصن یه وضعیه خیرسرم بایدکنکوربدم هنوزشروع ن همه چی ریخته بهم نمیدونم چه خاکی توسرم بریزم؟ منی که بیستی بودم حالاامسال برای ریاضی بایدازتک ماده استفاده کنم حلال نمیکنم اونی روکه الان دوساله به خاطرش زندگیم ریخته بهم درددلم زیاده اگه بخوام همشوبگم... راستی روزه هاتون قبول ببخشی. یکبار می خواستم برخی از رمان هایم را به یکی از های مجلس بدهم بلکه بخواند؛ ولی مرا راه ندادند و گفتند می توانی ساعت ششصبح فلان روز که از فلان جا رد می شود، کتاب هایت را به او بدهی! می خوام یه درخت بکشم نه بنویسم. شایدم می خوام رو کاغذ بکارم. که همیشه سبز باشه شاد و زنده . بالای درخت نقاشی من کلاغا لونه کنن. انقدر قار بزنن همه رو دیونه کنن . نه انوقت شهرداری میاد درخت به بهانه کلاغا قطع میکنه . نه نه نه کلاغا سیاهن و خیلی عمر میکنن ؟؟؟ شاید عمرشون از درخت من بیشتر بشه؟؟ درخت من هر روز بزرگتر میشه و سایه اش بیشتر . راستی تو میدونی چرا میگن مرد باید سایه داشته باشه. شاید یه روز انقدر قد بکشه . از پشت برج های بلند از پشت این شهر شلو. دل می میرد و هیچ پیدا نمی شود که در صور بیداری آن بدمد و هر ی هم که از راه می رسد جز ندای مرگ را سر نمی دهد وآنقدر شرمنده آسمانی که نمی توانی نگاهش کنی و میدانی ... اگر بخواهی بمیری هم از شرم اینکه روحت به طرفش برود از مرگ هم شرمنده می شوی وباز باید... تحمل کنی و تحمل کنی و تحمل شاید روزی ... از سر ترحم فرشته نیستی راحتت کند. ترتیب نواریون ها: 1-محسن باقری(کربوهیدرات) 2-نوید رستگاریان(لیپید) 3-فرهاد شفیعی(پروتئین) 4-الناز زارع(انرژی...) 5-آرزو میرشکاری(ویتامین) 6-مانا گرامی(عناصر معدنی) 7-مریم روانبخش(انتخاب آگاهانه غذاها) 8-سارا نعمتی(نقش تغذیه در تکامل سیستم دندانی) (مبحثی که کتاب و power point هست... خانم نعمتی هم خلاصه و ترجمه و گذاشتن.) 9-پژمان قاسم پور /فاطمه بصری(تغذیه و پوسیدگی) 10-زینب حسینی(.........مبحث این جلسه باید "تغذیه و سایر بیماری های دهان و دندان" باشه. ولی خانم حسینی. بررسی تاریخ هشت ساله ما را با این واقعیت آشنا می سازد که حضور آگاهانه ، عاشقانه و شجاعانه ی رزمندگان در زنجیره دفاع هشت ساله از درون خانواده های برتر این سر زمین سرچشمه می گرفت و در حقیقت خانواده ی معتقد و اصیل ایرانی ، هم خود پشتوانه ی محکمی برای آن نبرد نابرابر بود و هم برای دفاع از ارزش های دینی و ملی خویش ، زیباترین و گران بها ترین سرمایه ی زندگی ِ خود را به آوردگاه خون و شهادت می فرستاد و به این عمل خویش نیز افتخار می کرد. به راستی مولفه های. من می شم چه بسا قرص و دارو و شیمی درمانی تنها راه مبارزه با فشار خون و سرطان نباشند. شاید وقت آن رسیده است که برای پیشگیری و درمان دنبال راهی به جز دارو و تغذیه باشیم. شاید باید به دنبال چهره هایی باشیم که با دستهای آلوده ی خود ، تخم بیماری می کارند. راستی سهم سادگی ها در پیشگیری از سرطان چه اندازه است. و به چه اندازه رنگ گل قالی خانه مادر بزرگ زمینه را برای درمان بیماری ها بهتر می کند. شاید وقتی عینک پدر بزرگ را کی به چشم می زدیم ، تنبلی چشم ما را . سلامممممم یادتون هست یا نه؟ خیلی خوب یادمه سال سوم دبستان بودم که معلم بهم یاد داد دودوتا میشه چهار تا !!!! اما الان تو مملکت میان یهو امار میدن مثلا ما 20 میلیون معتاد داریم!!!!! ها؟20میلیون اخه؟ اینجا بود که شک به حرف معلمم گفتم نکنه دودوتا میشه 10تا یا شایدم بیشتر راستی به نظر شما دودوتا میشه چند تا؟ خانه ی فیروزه ای > یاسمن رضائیان: اولین ی که رنگ ها را کشف کرد، آدم خوش بختی بود. اصلاً چه ی رنگ ها را کشف کرد؟ حتماً با تولد ه دیده ای رنگ آن نیز با خودش به دنیا آمده است. باز نیمه شب ومن وقلم و هزار واژه ی عصیان زده
آمدم از تو بنویسم
از نگاهت/ از قلب دریایی ات که بی اندازه دوستم دارد از آرامش دستانت
از حضور بی امانت که هیچ گاه تنهایم نمی گذارد
از لبخندهایت که دنیا دنیا خوشبختی در آغوش خود پنهان کرده ...
میدانی ساوای مهربانم
دلتنگم، برای چشمان جان بخشت
یادت می آید همیشه میگویم :
"یک عشق خوب همه چیز را با خود به همراه می آورد"
هنوز هم به عشق وحضورش ایمان دارم
تو خود آیتی برای اثبات این . وقتی پای چوبین استدلالیون کار دستت میدهد و کاری نمیتوانی انجام دهی، بغضت میگیرد و دوست داری همان جا ساعت ها گریه کنی. وقتی میبینی استدلالیون سردم‎دار مکتب هستند و این "ای کاش" گفتن ها مرهم درد دلت است، باید همان جا بنشینی و با غصه سرکنی، اما نمی‎توانی. وقتی می‎بینی چقدر راحت می‎گویند "خوب اگر حرف مرا قبول نداری، می‎توانی سر کلاس نروی" و با چشمانی قاطع همچون ریسمانی به دنبال قلبت هستند، غافل از اینکه قلبت ش ته و می‎خواهی بگویی "خوب نمی‎روم. هو

"...تو خوب سوختنو میشناسی سکوتو ازونم بهتر من آتیشم یه کاری کن نمونم زیر خا تر..."


+ من می خواهم تو آن نقطه ای شوی که امیدوارش بوده ام. آن بهانه... من به تو امیدوارم می دانی؟ امیدم را نا امید نکن می توانی؟ آی سوخته! آی طبیب سوخته!
همیشه دوستت دارم، این را دیگر نمی توانی ازم بگیری... پیام/آوار هدیه به دختران خوبم دختران خودم وهمه انها که در انجمن مثل دختران خودم هستند:از محبت خارها گل میشوددختر شیرین من از لطف تو شرمندهاممن اگر پاینده ام از مهر تو پایندهامدر گلستان وجود من گل زیبا توییمن بر ان گل میسرایم نغمها چون بلبلیبر نهال ارزوها مرغ خوشگویم توییدر میان باغ عالم یاسمن بویم تویینیست تنها اسمانم تابناک از اخترتهست روشنتر ز انوار تو مهر مادرتتا بجای اری تو شرط زندگانی را بجانطالعت فرخنده باد و بازوانت پر توانتا تو را زین زندگ. کوری شناسنامه ی کتاب عنوان کتاب به زبان اصلی: ensaio sobre a cegueira عنوان کتاب به فارسی: کوری نویسنده: ژوزه ساراماگو سال انتشار: ۱۹۹۵ درباره ی کتاب کتاب کوری با این نقل قولِ ژرف شانه آغاز می شود: «وقتی می توانی ببینی، نگاه کن. وقتی می توانی نگاه کنی، رعایت کن.» ساراماگو، همان آغاز کار، با این جمله تکلیفش را با خواننده روشن […] نوشته کتاب کوری؛ روایت به خواب رفتگی مردم یک شهر اولین بار در چطور پدیدار شد. به نام خدای مهربونسلام,امروز رفته بودم نمایشگاه...با عارفهاول بسم الله که پامو گذاشتم تو نمایشگاه,با دیدن "ذرت مکزیکی با پنیر و قارچ فراوان"یاده نرگسی عزیزم افتادم...ای بابا این نمایشگاه هم شده واسه ما دنیای خاطره....عموجان عزیزمون که بیشتر واسمون خاطره سازی ...خلاصه کلی خاطره بازی امروز....به یاده ١٢اردیبهشت سال گذشته...چقدر دلم میخواست امسال هم هرروزشو برم و همه بچه هارو ببینم,اما ...امان از دست این ا و میانترما و کوییزاشون...تا ٣شنبه بعد از ظهر . وقتی می شود فاصله گرفت بیهوده نمی جنگم! چرا باید بیهود جنگید برای چیزهایی که نمی توانی تغییرشان بدهی ؟ وقتی می شود دقایق عمرت را با ادم های خوب بگذرانی چرا باید لحظه هایت را صرف ادم هایی کنی که که بیهوده تو را می رنجانند گاه با کلامشان و گاه با عملشان؟وقتی می توانی برای خودت دنیایی جدید بسازی چرا باید در افکار کهنه و باورهای فرسوده دست و پا زد؟در رندگی همیشه جنگیدن خوب نیست.جنگیدن فرسایش می آورد.گاهی باید خود را از برخی قضایا دور نگه داشت بای. دنبال ناامیدی مردم ایران از تداوم حرکت در مسیر مقاومت است بنابراین می خواهد آنقدر هزینه های مقاومت را بالا ببرد که توانی برای پرداخت هزینه ها باقی نماند اما یی ها یادشان رفته که نباید یک ایرانی را تهدید کنند. سلام به همکلاسی های عزیز درس ازمایشگاه تکنولوژی بتنحال شما؟هدف از استفاده این صفحه در رابطه با این درس، ارتباط شما با مسعودی و همچنین ارتباط ایشون با شما در ساعات غیر کلاسیه که در نهایت به امید خدا به یادگیری بیشتر شما منجر بشه.برای پست اول، گزارش کار یکی از دوستان رو در اختیارتون قرار میدم که زمینه ذهنی بیشری براتون فراهم بشه و شما بتونید نمره کامل در این رابطرو ب کنید.راستی اگه مطلب به درد بخور و جدید در ارتباط با درس مورد نظر دارید حتما ب. خب معلومه بس که شعبه شلوغه و تعداد ما هم کمه وقتی می رسم خونه واقعا انرژی ندارم راستی من1 مشکلی دارم که همکارام اصلا ندارن، من نمیتونم به مشتری بگم برو شماره بگیر ، یعنی اگه دارم کار 1 مشتریو انجام بدم در آن واحد 2نفر بیان سوال بپرسن بدون شماره من براشون وقت میذارم جواب میدم در صورتی که همکارام خیلی راحت میگن برو شماره بگیر این باعث میشه باجه ی من اکثرا شلوغ تر باشه و مسلما انرژی بیشتری باید بذارم و دقت چند برابر نمیدونم واقعا چی درسته چی غلط فقط میدونم من نمیتونم بگم برو شماره بگیر تسنیم نوشت: ولی فقیه در استان اسان رضوی گفت: پیام امروز مردم کوبیدن مشت بر دهان تمردان کاخ سفید بود، کاخی که نامش سفید است و اما در عمل عملکردش سیاه است و این ملت هیچ گاه خسته نمی شود و به ترامپ اعلام می کند که باید گزینه هایش را زیر میز بگذارد. شفقناورزشی – وینفرد شفر پس از مراسم انتخاب برترین های فوتبال ایران اظهار داشت: امروز بازیکنانی از تیم ما به نام های امید ابراهیمی و جپاروف دو جایزه با ارزش ب د و این حاصل کار تیمی بود و من از همه بازیکنانم به خاطر صددرصد توانی که برای موفقیت تیم گذاشتند و جانانه جنگیدند، تشکر می کنم. […] سلام سلام!!!:) امیدوارم امتحان قبلی رو دوست داشته بوده باشید:) بالا ه امتحان دوم هم آماده شد. اینم لینکش. اینم یه امتحان ۴ سواله و ۴ ساعته است. بازم نمی دونم سطحش چطوره. امیدوارم که خوشتون بیاد. راستی یه راهنمایی کوچیک در مورد سوال ۴ هم هست که میذارم توی ادامه مطلب، هر خواست ۵ نمره از سوال ۴ش رو بده به من و بره تو ادامه مطلب راهنمایی رو بخونه. راستی جالبه بدونید که این امتحان رو بیش تر از همه مدیون یکی از دوستانتون هستید که چون ۲ تا سوالای امتحان قب.

جستجوهای اتفاقی