دوست دارم افاتی باشم فوتبال به کمک مردم ایران آمد

محمود فرشچیان در جریان بازدید از روند ساخت ضریح جدید حضرت عبدالعظیم (ع) در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار فارس گفت: پنج قبر دارم، اما دوست دارم در اصفهان کنار مقبره صائب تبریزی خاک شوم. ستاره هلندی تیم فوتبال فنرباغچه ترکیه در مورد آینده اش صحبت کرده است.
چه عاشقانه است این روزهای ابری

چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی

چه عاشقانه است شکفتن گلهای اقاقیا

چه عاشقانه است قدم زدن در سر زمین عشق

و من

چه عاشقانه زیستن را دوست دارم

عاشقانه لا لایی گفتن را دوست دارم

عاشقانه سرودن را دوست دارم

عاشقانه نوشتن را دوست دارم

عاشقانه اشک ریختن را...

دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار

بهترین و عاشقانه ترین انم...

و من

تکراری است اگر بگویم به دستگیره در اتاقت ، حسودی میکنم یا به لباسِ تنت یا لیوان چاییت... این ها را همه ی شاعران و نویسندگان گفته اند تکراری است اگر بگویم وای از روزی که رقیبی پیدا شود و وای از روزی که دلت پی ی باشد قرن هاست اینگونه نوشته اند... داستان ما با همه آنها متفاوت است... همه چیز مشخص است ، تو که دوستش داری ، او که دوستت دارد -پس به خودِ خودش حسودی میکنم- و من که دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم توان جنگ با رقیبم نیست و دوستت دارم توان دست. هفتصد، عددِ خوبیه. هرچیزی که «هفت» داره رو دوست دارم. یه مدت سعی شبکه ی هفت - آموزش - رو دوست داشته باشم ولی نشد از بس که دوست نداشتنی بود : میخوام هفتصدمین پست، خاطره دار بشه. هفتصدمین پست بشه خاطره ی خوبی که هر وقت بهش سر بزنم - و بزنید - بهم - و بهتون - یه حالِ خوشی دست بده. شاید به هشتصدمین نرسم. کی چی می دونه؟! میخوام حس خوبی داشته باشه پست های بعدی. میخوام حسِ خوبی داشته باشم زین پس. و اما چطوری؟! از اونجایی که بلاگرجماعت خلاقیتِ خوبی دارن، می ذار. این روزا عالیه چون یه عالمه اتفاق خوب میفته و خدا مثل همیشه پشتمه کل امتحانا به طور صد در صد اتفاقی کنسل میشه یا ما کنساش میکنیم یا اصلا به رومون نمیاریم که امتحان داریم یا تو مدرسه برنامه داریم هی از شنبه تصمیم میگیرم درس بخونم اما (نه این که خودم بخواما نمیشه)میفته شنبه ی بعد الانم که اردیبهشته ووووو........................ امروز نمیدونین چی شد یک راننده سرویس.... نزدیک بود با من تصادف کنه و من و دوستم کشیدیم کنار که من گفتم یه اهمی یه اوهومی و فکر نمی ب. سلام من خیلی تغییر . نمیدونم این تغییرات به چه دلایلی اتفاق میفته. مثلا: الان لباس های خیلی ساده دوست دارم ساده در مدل ، پارچه و رنگ. حتی کیف های خیلی ساده. ساده ترین مدل ممکن.
دوست دارم اطرافم خیلی ت و خلوت باشه. دوست دارم روی میز کارم خلوت خلوت باشه. دوست دارم همه جا سکوت باشه. حوصله هیچ ص را ندارم. حتی همه نوتیف های تلگرام را هم بستم. گوشیمو تا جایی که امکانش بوده ت . کلا سعی همه شلوغی های اطرافم را تا جای ممکن خلوت کنم.
حوصله هیچ عنصر اضافی . صادقیان در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی فوتبال ایران در این خصوص می گوید:« سعی می کنم بازی های تیم ملی را نبینم، اصلا چه دلیلی دارد ببینم؟ اگر این بازی ها را ببینم اعصاب د می شود و دوست دارم آرام باشم.در حال حاضر برای من آرامش از هر چیزی مهمتر است.»

او که قرار است در پرسپولیس بماند ادامه می دهد:«در مورد پیشنهادهای خارجی مدیر برنامه هایم در جریان کامل قرار دارد ولی من بعد از صحبت هایی که با علی انجام دادم به این نتیجه رسیدم که ماندنم در پرسپولیس بهتر است. من دوست دارم همچنان در این تیم باشم و این تصمیم را گرفته ام. خیلی ها به من این حرف را زده اند که رفتن به اروپا پیشرفت من را جلو می اندازد. حتی علی هم راضی است که این اتفاق بیافتد چون خودش فوتبالیست بوده و شرایط را درک می کند. با این حال من 22 سال بیشتر سن ندارم و اگر سالم بودم یک فصل دیگر راهی اروپا می شوم. من وقت دارم به اروپا بروم ولی ترجیح می دهم در پرسپولیس بمانم تا یک فصل خوب را داشته باشم، در ضمن بازی در لیگ قهرمانان آسیا هم بسیار مهم است. »

این روزها در مورد خط خوردن محمدرضا خلعتبری شایعات زیادی مطرح است. صادقیان در این خصوص هم حرف می زند:«من واقعا نمی دانم چرا چنین مسائلی مطرح شده است. می گویند او به خاطر ع گرفتن با آن آهنگساز خط خورده پس چرا 10 بازیکن دیگر که با او ع گرفتند خط نخوردند؟ تیم ملی متعلق به تمام ایرانی ها در سراسر دنیا است و وقتی هموطنان ما می خواهند با بازیکنان تیم ملی ع بگیرند، باید از این موضوع استقبال کنیم. وقتی یک ایرانی می خواهد با فوتبالیست تیم ملی ع بگیرد، این درست نیست که درخواست او را رد کنیم. دقیقا ماجرای اردوی کیش به نوعی برای خلعتبری درست شده و این جو در مورد محمد رضا منصفانه نیست. من واقعا ناراحت شدم. یاد من باشد، فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم، به هوا، آب، زمین مهربان باشم با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت خانه دل بتکانم از غم و به دستمالی از جنس گذشت بزدایم دیگر، تار کدورت از دل مشت را باز کنم تا که دستی گردد و به لبخندی خوش دست در دست زمان بگذارم یاد من باشد فردا دم صبح... ادامه مطلب حسین خیلی عوض شدی! قبلنا اینطور نبودی!

آره! چند نفر دیگه هم قبلا اینو بهم گفتن! می دونی مشکل کجاست؟ می دونی چرا این طوری شدم؟ دلیلش اینه که متوجه شدم همه مثل هم نیستن! مثل هم فکر نمی کنن! فهمیدم بین احوال پرسی ها فاصله ها هست! خوب قبلا نمی دونستم که وقتی بعضی ها در مورد چیزی سوال می کنن منظورشون می تونه چیز دیگه ای باشه! هنوز برام سواله که چرا بعضی ها همش توهم منفی می زنن! هنوز سوء برداشت های عجیب از حرف های ساده رو درک نمی کنم!
اینکه تصمیم گرف. نمی دانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو!؟ نمی دانم.. چون تو را دوست دارم نفس می کشم یا نفس می کشم که تو را دوست بدارم!؟ نمی دانم .. زندگی ام تکرار دوست داشتن توست، یا تکرار دوست داشتن تو، زندگی ام ! تنها می دانم: که دوست داشتنت لحظه، لحظه، لحظه ی زندگی ام را می سازد و عشقت ذره، ذره، ذره ی وجودم را! دوستت دارم خاتون من… عزیز دل منعزیز من که من تو را هزار بار بیشتر از قبل دوست دارمعزیزم امروز چقدر به من خوش گذشتعشق قشنگ منچقدر عالی بودیراستی ماشین قشنگت هم مبارکت باشهمیدونی من چی می خوام؟می خوام صبح که پا میشم تو باشیچشمام را توی چشمای تو باز کنمدر روز فقط تو کنارم باشی و بسفقط تو باشیتو باشی و منانقدر تنهای تنها باشیم که من از تو که خسته می شوم بیام تو بغلت و به تو پناه بیارمکه فقط شکایت تو را به تو مکه از بغل تو قهر کنمبه بغل تو پناه بیارم که فقط من باشم و تون. شهریار فوتبال ایران و جهان گفت: «متأسفانه سال 95 که از نظر اقتصادی سال خوبی برای هیچ نبود و فکر می کنم بعضی جاها آدم اصلاً کار نمی کرد به صرفه تر بود. یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.
یکی را دوست دارم همان ی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !
ی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم دستانش را بفشارم !
یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر ی ، همان ی که مرا اسیر قلبش کرد !
یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست !
یکی را برای همیشه دوست دارم ، ی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! ی که هرگز اشکهایم .

دوست دارم سه دختر داشته باشم؛ لیلی، گندم و خورشید نام‌هایی هستند که به آنها علاقه دارم. تسنیم/   آزاده نامداری از دنیای نه و مادرانه‌اش گفت و تمام آرزوهایی که برای گندم و آینده زندگی‌اش دارد این گفتگو هنوز هم خواندنی است.  دروغ و صفحه‌های جعلی در اینستاگرام

ادامه خبر
م ع تیم فوتبال صنعت نفت آبادان ابراز امیدواری کرد، این تیم با برتری در دیدارهای پیش رو چند پله در ج رده بندی لیگ برتر صعود کند. نمیدونم ولی من پیش خودم فکر میکنم که همه ی آدم ها تو زندگیشون وقتی اوضاع اب میشه فقط واسه چند لحظه هم که شده آرزوی عَدم وجود ! (نه اینکه خودکُشی کنند!) شایدم دارم اشتباه فکر میکنم ؛ ولی خُب قطعا دلیل های هستن واسه اینکه اون آرزوی عَدم وجود یا بدترش خودکُشی فقط چند لحظه طول بکشه و آدم دوباره دلیل های زندگی ش رو یادش بیاد و این جَبر رو تا آ ادامه بده! منم دارم فکر میکنم به دلایلی که باعث زندگی م میشه. ترتیب و اولویت بندی رو شاید رعایت نکرده باشم: دلی. مدیر کل شورای حل اختلاف استان خوزستان از بخشش قاتلی که 13 سال پیش بخاطر فوتبال دوست خود را به قتل رسانده بود، پس از13 تحمل سال ها حبس خبر داد. فیلیپ لام با تجربه به هواداران بایرن مونیخ این اطمینان را می دهد که در این باشگاه از فوتبال خداحافظی کند. به گزارش fourfourtwo، این م ع 31 ساله که بالای 400 بازی برای بایرن انجام داده است، جام حذفی و بوندسلیگا را 6 بار همراه با بایرن برده است و قهرمان چمپیونزلیگ، کاپ اروپا و جام باشگاه های جهان هم شده است. این بازیکن سابق تیم ملی آلمان می گوید: "از 1995 برای باشگاه بازی می کنم. چرا حالا باید در آ عمر بازیگری خود تیم خود را تغییر دهم. برای من فقط بایرن اهمیت دارد و قطعا در اینجا به فوتبال خود خاتمه می دهم." لام می گوید که شکی در تصمیم خود برای خداحافظی از تیم ملی آلمان ندارد. کاپیتان سابق ژرمن ها می گوید: "زمان درست بازنشستگی بسیار مهم است. نمی خواستم زمانی که دیگر نمی توانم خوب بازی کنم، از بازی ها خداحافظی کنم. باید خودتان این تصمیم را بگیرید و من هم یک خانواده دارم که باید در کنار آنها باشم. 10 سال حضور در تیم ملی عالی بوده است. از آن لذت بردم و برای من یک افتخار بزرگ بوده است اما من می خواهم که همان لحظات ۱۰ ساله را داشته باشم اما 10 سال فوق العاده باشد. "نمی خواهم مردم بگویند که 'حالا دیگر باید خداحافظی کند'. می خواهم این خاطرات خوب را داشته باشم." رییس فدراسیون فوتبال ایران در حاشیه بازگشت خود از قطر به خبرنگار "ورزش سه" گفت: به تمامی اتفاقات روز گذشته اشراف دارم و نظرمان برای آوردن سیستم var به فوتبال ایران مثبت است. افاتی عجیب که می گوید انگلیس قهرمان جام جهانی می شود. چرا؟ مردم انگلیس که خود را صاحب فوتبال می دانند، معتقدند: «سال 1966 که انگلیس قهرمان شد: رئال لیگ قهرمانان را برد، برنلی سهمیه اروپایی گرفت، من سیتی قهرمان انگلیس شد و چلسی در رده پنجم ایستاد. حالا در سال 2018، این سناریو به طرز عجیبی تکرار شده است. سلام به خودم:) از شدت بی حوصلگی مجبور شدم بیام اینجا یکم چرت و پرت بنویسم بلکم سبک بشم یه چند روزیه که احوالم نامناسبه شاید هم مناسب باشه امروز قرار بود ریاضی بخونم و سعی هم اما یه چیزی داشت منو قلقلک میداد الانم که می بینی از اینجا سر در اووردم هی می گم به خودم بچه جون بشین درست رو بخون ایندت به الانت بستگی داره بعدش میگم گور بابای اینده لذت الان رو ول کنم بچسبم به اینده ی که هیچ وقت نمیاد؟ اره دیگه اینده هیچوقت نمیاد آینده همیشه اینده ست بگذری. دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعرمنی
دوستت دارم چون تنها ترین فکرتنهایی منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون زیباترین رویای خو
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
دوستت دارم چون دوستت دارم..... محبت اولیای خدا شعاعی از محبت خداست. ما حسین علیه السلام را به این دلیل دوست داریم که بنده محبوب خداست. در روایتی هست که نوجوانی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود در راه، خدمت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله رسید و به تماشای حضرت ایستاد. خیره خیره به ایشان نگاه می کرد تا حضرت رسیدند. عرض کرد من خیلی شما را دوست دارم. حضرت ایستادند و از او پرسیدند: من را بیشتر دوست داری یا پدرت را؟ گفت: به خدا قسم شما را بیشتر دوست دارم. پرسیدند: مرا بیشتر دوست داری یا. مونتلا از علاقه اش به حضور طولانی در میلان گفته است. قسمت این بود که من با تو معاصر باشم * تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم * حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی و * من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم * تو پری باشی و تا آنسوی دریا بروی * من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم * قسمت این بود ، چرا از تو شکایت م ؟! * یا در این قصه به دنبال مقصر باشم ؟ * شاید اینگونه خدا خواست مرا زجر دهد * تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم * شاید ابلیس تو را شیطنت آموخت که من * در پس ی ایمان به تو کافر باشم * دردم این است که باید پس از این قس. خودمو تسلیم یک سری قوائد و قوانین م که باعث آرامش خاطر من بشه نشونه ضعف منه؟ شما دوست داری از نظر فکری تسلیم یک سری افکار قدیمی -وسوسه کارای بد -دورویی-افسردگی باشین یا با انجام یک سری مسائل و کارا و انجام ندادن اونا احساس بیشتر کنین؟ تسیلم یعنی من یک انسانم و هر لحظه ممکنه بلغزم راه نادرست برم و ..یهو ببینم که درگیر یک رابطه احساسی غلط شدم که همیرو دارم بخاطرش دروغ مگم وباید مدام مواظب یک راز بزرگ باشم. چون دلم خواسته عشقو حال کنم یا حس فضولی خ. سلام خیلی درمونده و بغض دارم. دارم سعی میکنم همون آدمی باشم که میخوام اما سخته پا روی دل گذاشتن .. خشمگین نشدن این که غضه نخوردن پر از عشق شدن. میدونی تو این روزا سخت شده آدم زیادتر گریه میکنه...حس میکنم دنیام کوجیک شده آدمام کمن. دوستام دورن. فقط با وایبر فقط با تلفن ...آغوش کشیدن کم شده واسم ...واسه منی که غرق عشقم.....اما هنوز میخام بازم خوب باشم بازم حسد نکنم بازم بگم خدا همین که هستم خوبه... دنیای من اینجوریه دیگه سخت بود خیلی سخت روزهایی که گذشت خ. میگفت" شاید از فطرتت دور شدی ..."

فطرت را نمیدانم کجا دنبالش بگردم ...
اما مدت ها بود سراغ روضه هایت نرفته بودم .....

.
.

میگفت کار تو بیدار فطرت است ...
اما من فکر میکنم تو خودت بخشی از فطرت هــــــــــــر انسانی هستی ....


دوست دارم این روزهای آ ِ96 ِ عزیز را فقط از تو بگویم...دوست دارم حالا عیان و ظاهر به تو مشغول باشم ... دلم میخواهد بلند بلند به تو بین م .... و به خودم ثابت کنم هر چه بیشتر سرگرم تو باشم،روحم آرامـ تر است .....
به راستی . دوست دارم دوست دارم ب زمین و زمان غُـــــــــــــــــــــــــــر بزنم دوست دارم یکی پیدا بشه جلوم واسته ومن فقط بِـــــــــــــش مُشت بزنم دوست دارم برم وسط خیابـــــــــــــــــــــــون دراز بکشم دوست دارم از خودِهمینجــــــــــــــا تا 8 افقی رو پیاده برم دوست دارم همین امــــــــــــــشب بارون بباره برم زیرش بدوئَم دوست دارم خودمُ جوری گُـــــــــــــــمُ گور کنم ک پیدا نشم دوست دارم گریــــــــــــــــــــــ:(ــــــــــــــ. سرمربی تیم فوتبال گل گهر سیرجان گفت: از بازی تیمم مقابل قشقایی راضی هستم اما از عملکرد دفاعی نه.  در همه وقت جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکے آمد و گفت :

سـ ه قفل در زندگے ام وجود دارد و سـ ه کلید از شما مےخواهم.

قفل اول اینست کــ ه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــ ه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکــ ه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

براے قفل اول ت را اول وقت بخوان.
براے قفل دوم ت را اول وقت بخوان.
براے قفل سوم ت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سـ ه قفل با یک کلید ؟!

شیخ فرمود : اول وقت « شاه کلید » است ! وقتی غرق اضطرابم ، یا نمیتونم بخوابم فکر چشمای تو آرامشمه ، وقتایی که خیلی تنهام خسته از تموم دنیام ، لمس رویایِ تو آرامشمه ای باورم بال و پَرم ، بی ت ه چشمِ ترم آرامشه بی دلهره ، دنیای من از تو پره تو رو دوست دارم مثل یه آسمون پر از ستاره تو رو دوست دارم مثل لحظه ای که بارون میباره تو رو دوست دارم مثل یه آسمون پر از ستاره تو رو دوست دارم مثل لحظه ای که بارون میباره تو اومدی توو زندگیم ، دنیامو آفت کنی تنها بودم اومدی تو ، زندگیمو آبی کنی تو رو دو. دلم ضعف میرود برای دنیای این روزهایم دنیایی که متعلق به خودت نیستی همه جا حضور ی را احساس میکنی که آنقدر بی پناه است که اغوش تو ارام ش میکند کودکم را دوست دارم …………. چون به بودنم معنا میدهد چون ارزشم را به رخم میکشد و یادم میدهد هزار بار بگویم ((جانم ))کم است برای شنیدن ((نامم ))از امانت خدایم حال این روزهایم را خیلی دوست دارم طبق برنامه هرساله 12 با خانواده پدری بودیم و خیلی خوش گذشت برنامه ناهار جوجه بود و عصر هم آجیل و میوه و پفک و چیپس و چایی و کوکی و شکلات و کلی بازی و ع انداختیم روز بینهایت خوبی بود..13 بدر هم مانی واسه ناهار باقالی پلو با ماهیچه و سالاد درست کرد خونه موندیم واسه عصرونه هم آش رشته.. قرار بود 4 بریم بیرون که خواب موندیم ساعت5 آش رو دیگه خونه خوردیم میوه و آجیل و چایی و بستنی رو بیرون نوش جان کردیم و چندتایی ع گرفتیم با خواهری که واسمون ثبت بشه .. سبزه ه. دوس دارم یه جایی باشم دور از دست رس همه جزیره توی ی کلک تو ی اقیانوسی یا توی ی جنگل دوس دارم یه جایی باشم توش الفبای ادمیت نباشه نه منتظر ی باشم نه ی انتظار مرا بکشد به این نتیجه رسیدم کل دنیا هیچه نه دوس داشتناش واقعیته نه دلتنگ شدناش دوس دارم رها باشم ی با من حرف نزند چیزی نپرسند ت یه گوشه ای بشینم هرکیم دوس داشته باشم توی دلم نگهش دارم دوس دارم دستامو بگیری با دستان کوچیکت با دل پاکت با شیطون بازیات با همه بچه گیات دستامو بگیری بریم ازین خاک . این روزا اینقد دلم گرفته که به هرچی نگاه میکنم گریم میگیره فک کنم دیونه شدم این حالمو دوست ندارم چون پیرم میکنه خیلی سخته یه زخم قدیمی سر باز کنه و هی کهنه شه چرا هی زخم دلمو تازه میکنی روش نمک میپاشی روی هر چی بی انصافه سفید کردی خوب بلدی از دوست داشتن بگی تازه گیا داری بازیگر خوبیم میشی . نمیدونم بهت تبریک بگم یا برای خودم متاسف باشمدارم نقشاتو باور میکنم با این که میدونم همش ه . خدایا چه صبری داری ........ یه جاهایی game over شدن چقد خوبه چقد دوست دارم زودتر همه چی تموم شه با این که خیلی سخته بازنده باشم ولی فک نکن خیلی زرنگی چون تو این بازی تقلب کردی نمیدونم تورو خدا برام نوشت یا خودم رقمت زدم که شدی تقدیر همون میگن هرچی خدا بخواد همون میشه ولی یه سریا میگن تقدیرو ادما رقم میزنن کاش ادم نبودم کاش اصلا نبودم متاسفانه بودنم دسته توعه تقدیره ظالم ع ‏‎zari amiri‎‏ دوست دارم برگردم به دوران هنری قبلی خیلی دوست دارم باز برم سراغ تئاتر دیدن برم سایت تیوال ، دوباره رادیو باز بشم. دوباره صدای گویندگان مورد علاقمو بشنوم داستانای شبی که 8 سال گوش میدادم و بازم بشنوم هرچند تکراری دوست دارم برم پارک ایرانشهر برم سالن سمندریان برم کافی شاپ مورد علاقم قهوه فرانسه های ☕️ عالیشو بخورم دوست دارم لاکای مورد علاقمو بزنم لباسای رنگی هنری مو بپوشم کتاب های شعر مورد علاقمو بخونم. دلم میخواد برگردم به این دوره از زندگ. گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه . . . + :/

جستجوهای اتفاقی