دوست دارم افاتی باشم فوتبال به کمک مردم ایران آمد

حسته ام...یعنی حس میکنم دیگه هیچی مهم نیس واسم...خسته شدم...من دوست دارم برم تنها باشم گور بابای حرف اه امروز پر از شوق چشمای من با تو ، پر از عشقه روزای من نبض من داره با نفسات میزنه قلب من تو هر تپش صدات میزنه چشم من، پر از برق نگاه توئه قلب من، همیشه چشم براه توئه دوست دارم ، خیلی دلم تنگه برات جونم بسته به اون چشات میمیرم واسه خنده هات،دوست دارم دوست دارم ، تورو حتی بیشتر از خودم میمیرم دور شم ازت یکم من تا دیدم عاشقت شدم ، دوست دارم نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم دوستت دارم............... اما این را هم میدانم که تو، دوستم نداری......... اجباری به دوست داشتنم نیست، فقط بگذار،،، دوستت بدارم.......... بگذار وقتی نگاهت میکنم، نگاهمان به هم گره بخورد،،،، نه گره کور حتی یک بر خوردهم کافیست.......... فقط باش....... تا باشم♡ vf به تو می گویم بله
می گویم نه
می گویم بیا
می گویم برو
می گویم دوستت دارم
می گویم برایم مهم نیست
و همه ی اینها را یک بار و در یک آن به زبان می آورم
و فقط تو همه ی آنها را متوجه می شوی
و هیچ تناقضی بینشان نمی بینی
و قلبت به اندازه ی کافی برای روشنایی و تاریکی
و تمام طیف های نور و سایه جا دارد
حرفی نمانده
جز اینکه دوستت دارم

آن چاه عمیق و تاریک
که در آن سکنی گزیده ام ترک می کنم
بالِ من باش
تا دوباره به سوی خورشید و شادمانی
و ی تو پرواز کنم
موهبتی است که زنده ام
فقط برای اینکه بتوانم تو را دوست داشته باشم
و غم انگیز است در حالی که می توانم این همه دوستت داشته باشم
می میرم

غاده السمان
برگردان : اسماء خواجه زاده من از عهد آدم تو را دوست دارم من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم، تو را دوست دارم نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم جهان یک دهان شد هم آواز با ما تورا دوست دارم،تورا دوست دارم ب رفتم خونه دوست دوران دبستانم تا صبح بیدار بودیم اون پزشکی میخونه همش به من میگه یه سال دیگه واسه ارشد بخون!همش بهم امیدواری میده که تی میارم!ولی خودم واقعا حس درس خوندن ندارم!!!نمیدونم چی میخوام!میدونم عاشق روانشناسی ام اما فعلا خیلی کارای دیگه دارم که باید م! دوست دارم آزاد باشم ورزش کنم فعالیت کنم دنبال هنر برم کارای نیمه کارمو تموم کنم!کتاب بخونم برم رستوران برم کافی شاپ!برم دوچرخه برم است !!!!کار نکنم آشپزی کنم و کلا دوست دارم مال خودم باشم!وقتی درس میخونی دیگه مال خودت نیستی!میدونم آینده ی که درس میخونه خوبه میدونمم روانشناسی رو دوست دارم اما اینم میدونم که از خوندن درس متنفرم!!!درست مث ی که گرسنشه ولی از جویدن بدش میاد!!!!!かわいい のデコメ絵文字 چند روز دیگه نتیجه های آزاد میاد دیگه تصمیمو گرفته بودم که برم آزاد درس بخونم چون روانشناسی عمومی رو از تربیتی بیشتر دوست دارم و راه دور خوشم نمیاد برم!!!به این دو دلیل گفتم میرم!!!ولی من که میدونم مامان بابام به هیچ وجه نمیتونن شهریه منو بدن!و باید خودم کار کنم!!!نمیدونم باید چکار کنم دیگه موندم!نمیخوام دیگه ریخت هیلگارد و رشد و تربیتی و آمار روش تحقیقو ببینم!!!!!!!از بس خوندمشون خسته شدم!!!! من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم


دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم


قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم


عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم


سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم


من می ترسم پس هستم


این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار میترسم حرف بزن می خواهم صدایت را بشنوم تو باغبان صدایت بودی و خنده ات دسته کبوتران سفیدی که به یکباره پرواز می کنند تو را دوست دارم چون صدای اذان در سپیده دم چون راهی که به خواب منتهی می شود تو را دوست دارم چون آ ین بسته ی سیگاری در تبعید آیت الله مجتهدی درباره بهترین مردم می فرمایند: خدایا،کاری کن که من خوبی را دوست داشته باشم و از بدی و گناه بدم بیاید. می خواهم تورا به خاطر داشته باشم
عزیز من،
می خواهم تورا دوست داشته باشم
ویک روز،کوتاه و ماندنی
به همراه باد، نام تورا خواهم کرد.
از دشت های وسیعِ بلند
تا آواز های ماه در زلال رودها،
می خواهم من نباشم؛
باشم..تو .. سرتاسر تو.
آسمانم و عمریست اینجایم
ستاره ی بی غروبم باش
می خواهم تورا به خاطر داشته باشم
از تو بخوانم...از تو بنویسم
می خواهم نامت را بر گوش باد بخوانم
از ما بگویم، یک "ما"یِ تنها
و آن را بر دوش با. یکی از دانشجویان در دیدار اخیر جمعی از دانشجویان با معظم انقلاب، نامه جالب یکی از ک ن کار خطاب به حضرت آیت الله را قرائت کرد. برای که بجنگم برای ی که گشتن با هر بی ی رابرای ی که تنهایی رابه من ترجیح دادبرای ی که برای دوست داشتن من امتیاز شماری کرد اما من برای برگشتنش لحظه شمار ی می کنمبرای اینکه بیاید وبه امتیاز مهربانی اش من بی امتیاز راببخشدآدم ها شاید ببخشند ولی فراموش نمی کننداگردوستت دارم اگرمنتظرم اگر هنوز به رغم دیدن ع های پیدا وپنهان کنار این وآنمنتظر برگشتنت هستم دلیل بر مقدس بودنت بی گناه بودنت نیستاین منم که مقدسانه دوستت دارممن که ازروز رفتنت لذت زندگ. بازی ایران آرژانتین عجیب انرژی مثبت داد بهم، جنگندگی همیشه زیباست... دوست دارم جنگنده باشم حتی زمانیکه ش ت در یک قدمیمه... بقول جرج اورول "مشکل اصلی آدمهایی مثل ما اینست که خیال میکنیم چیزی برای از دست دادن داریم." وقتی بدونیم چیزی برای از دست دادن نیست عجیب میجنگیم... ولی من برع م، یا لااقل تا اینجا بودم، محتاط و دوری گزیدن از هر ریسکی.. میخوام جنگنده باشم سلام حالم خوبه. خدارا شکر. دیروز چند تا کار داشتم که خداراشکر به خوبی انجام شد. همه چی آرومه ولی خسته کننده. دوشبه خیلی دیر میرم خونه. وقتی میرسم هم مثل مرده میفتم. دارم از حال میرم. نمیفهمم روزهام چجوری داره میگذره. از یه نظر خوبه چون کمتر فرصت فکر دارم. از طرفی هم وقت برای کوچکترین کارها هم ندارم. دیروز رفته بودم ، خداراشکر مشکلی نداشتم و همه چی خوب بود ولی برای اطمینان باید یه ازمایش دیگه هم بدم.
دیروز تو مطب که نشسته بودم داشتم به "تنهایی" ف. این روزا و شب ها حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم فق دوست دارم بخوابم بخوابم و هیچی نبینم . . ای شب انکه تو را به درازا کشاند یلدا بود . اگر سر به زیر باشم از کجا بدانند چشمانم که چشمانش می خندند! . دوستت دارم و خاطرت در خاطرم فق خاطره نیست... م ع تیم فوتبال پرسپولیس گفت: می دانم کار سختی دارم اما به پرسپولیس آمده ام که بازی کنم و دوست دارم این تیم سکوی پرتاب من باشد. مهاجم جوان تیم فوتبال سایپا بازی در فوتبال اروپا را یکی از مهم ترین اه خود در نظر گرفته است. عادت به اینکه هر شب فوتبال باشه و تا سه و چاهار بیدار باشم. تخمه نخوریم اما جیغ و داد کنیم . عادت به اینکه از هر تیمی طرفداری کنم ببازه! الجزایر , آرژانتین , برزیل و ایران خودمون! عادت گشنه بشیم و یخچال رو خالی کنیم و باز دلمون یه چیز شیرین بخواد. من هیچوقت فوتبال دوست نداشتم. اما جام جهانی و دور هم بودن و دیدن ع العمل دور و وریها حالم رو خوش می کنه. دادن با ادبانه در جمع و بی ادبانه در تنهایی ها! جیغ واسه توپهایی که گل نمی شه , به این همه جدی گرفتن فو. تنهایی را دوست دارم!
عادت کرده ام که تنها با خودم باشم،
دوستی میگفت: عیب تنهایی این است:
که عادت میکنی خودت تصمیمی بگیری،
تنها به خیابان میروی،
به تنهایی قدم میزنی.
پشت میز کافی شاپ تنهایی می نشینی
و آدمها را نگاه میکنی،
ولی من به خاطر همین حس دوستش دارم!
تنها که باشی نگاهت دقیق تر میشود و معنادار،
چیزهایی میبینی که دیگران نمیبینند،
در خیابان زودتر از همه میفهمی پاییز آمده. اصولا وقتی توی این دوتا ح م بهتره توی نت نرم چون اگه خیلی خوب باشم و شاد باشم دوست دارم با هیجان با همه حرف بزنم و بعد همه اینقدر میزنن توی ذوقم که بعد از بیرون اومدن از نت دیگه خبری از حال خوب قبلش نیست...و اگه حالم خیلی بد باشه ممکنه جوری حرف بزنم یا حرف هایی بزنم که باعث پشیمونی بعدش بشه...
درنتیجه
خطاب به خودم:پس فقط وقتی ح عادیه مجازی دوست باش وگرنه بگریز از دنیای نت که خیری نیست در آن....
البته تجربه ثابت کرده که گاهی حال عادی را هم بد می. خانم اجازه! من شما را دوست دارمآن چشمهای آشنا را دوست دارممثل گلی لبخندتان آرامبخش استلبخند ناب و باصفا را دوست دارمجز دوستی و راستی در چهره ات نیستآیینه های بی ریا را دوست دارمبادم که با پاییز موهایت رفیقمزلف پریشان و رها را دوست دارمفرقی ندارد خوب یا بد، هر چه باشدبا تو تمام قصه ها را دوست دارمزندیق بودم چشمهایت مومنم کردبعد از تو من حتی خدا را دوست دارم ...
" محمود صادقی "

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] ,وقت هایی هست که دوست دارم مرده باشم. نه بخاطر مشکلی نه بخاطر غصه از دست دادن چیزی یا ی.  بخاطر هیچ چیز دوست دارم مرده باشم. این روزا بیشتر از هر وقت دیگه ای احساس پوچی می کنم. در مقابل همه چیز بی تفاوتم. چیزی به ذوقم نمی آورد. خنده ام گذرا گریه ام گذرا.مغزم خودش سوال می کند، خودش جوابش را می دهد، بعد می نشینم و به فکر ن فکر می کنم. نه شادم نه غمگین. بی خیال، بی رگ ، بی تفاوت. به روزمرگی فکر می کنمروزمرگی  آدم را می کشد.  ترس از روزمره شدن از خود. بچه که بودمهمیشه دوست داشتم که یه حیوون خونگی داشته باشمیه پرنده یا یه گوشگاهی هم یه گنجشک راهشو گم میکرد و تو اتاق گیر می افتادوقتی که می گرفتمش دوست داشتم نگهش دارماما وقتی به این فکر می که امشب اگه اون بر نگرده به لونش چی به سر جوجه هاش میاد...با اینکه خیلی دوست داشتم نگهش دارمرهاش می که برهو به مرور یاد گرفتم که همه چیز رو سر جای خودشون دوست داشته باشمنه اینکه حتما اسیرشون کرده باشمگل رو روی شاخهو حیوونا رو تو طبیعت محل زندگیشوناینجوری به. کودک کار در نامه ای به معظم انقلاب نوشت دوست دارد یک فوتبالیست با اخلاق همانند مهدی طارمی باشد. عضو سابق تیم ملی تکواندو ایران گفت: دوست دارم یک روزی فضا برای من نیز باز شود تا بتوانم در تیم ملی تکواندو ایران به عنوان مربی فعالیت کنم. هنوزم مثل قبل دوست دارم هنوزم با دیدن قد و بالات ذوق می کنم هنوزم میخوام مثل کوالا بچسبم بهت هنوزم وقتی به نبودنت فکر میکنم گریه م میگیره هنوزم عاشق خندیدناتم هنوزنم ته ریشت موقع بوسیدنم دیونه م میکنه هنوزم با تمام ادعام نیازمند توام هنوزم دلم میخواد زیر سایه ت باشم هنوزم دستامو میگیری یه حالی میشم هنوزدم دلم واسه بغل ت لک میزنه هنوزم دلم واسه صدا زدن اسمم میلرزه هنوزم واسم همون آرمانی ولی الان بیشتر دوست دارم دوست داشتنم از شناختته از شنا. دوست میدارم که با خویشان خود بیگانه باشم
همدم عقلم چرا همصحبت دیوانه باشم
آزمودم آشنایان را فغان از آشنایی
آرزومندم که با هر آشنا بیگانه باشم
مردمی گم شد میان آشنایان از تو پرسم
با چنین نامردمان بیگانه باشم یا نباشم
مهدی سهیلی هافبک تیم فوتبال گسترش فولاد گفت: از لحاظ قانونی با توجه به قراردادی که با گسترش فولاد دارم، فصل آینده باید در این تیم باشم. م ع تیم ملی فوتبال ایران گفت: به شخصه علاقه دارم در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه با تیم ملی برزیل همگروه شویم تا در جام جهانی مقابل نیمار بازی کنم.
+دوست دارم با تو باشم، چون در کنارت احساس نمی کنم. حتی وقتی با هم حرف نمی زنیم، حتی وقتی پیش هم نیستیم، احساس نمی کنم. فکر می کنم علتش این است که به تو اعتماد دارم. حرفم را می فهمی؟ هر چیزی را که در تو می بینم و هر چیزی را که نمی بینم دوست دارم. البته عیب هایت را می شناسم. اما به نظرم محاسن من و معایب تو مکمل هم هستند. تو از یک چیزی می ترسی و من از چیزی دیگر. حتی خباثت هایمان با هم جورند! تو بهتر از چیزی هستی که نشان می دهی و من بر ع . من به نگاهت محتاج.

 - بانوی ماه ,رستا ,الف س گلسا ,مژده ,

تو را به جای همه انی که نشناخته ام دوست می دارم 

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم 

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت 

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم 

برای پشت به آرزوهای محال 

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم 

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم 
تو را به جای همه انی که ندیده ام دوست می دارم 

تو را برای لبخند تلخ لحظه ها 

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تو را به اندازه ی همه ی انی که نخواهم دید دوست می دارم 
اندازه قطرات باران، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم 

تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم 

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم 

تو را به جای همه ی انی که نمی شناخته ام... دوست می دارم 

تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام... دوست می دارم 

تو را به خاطر دوست داشتن... دوست می دارم 

تو را به جای تمام انی که دوست نمی دارم... دوست می دارم

2 اسفند
مسیر زندگی به سمت رُشد و تعالی در حرکت است، وظیفه ی هر انسانی این است که خودش را با این حرکت اجباری تطبیق دهد. تا از قافله عقب نماند. این حرکت قالب، وجه مشترک تمام موجودات در طبیعت می باشد. می گویند خواست و اراده ی خداوند در این راستا متجلی است. امروز اگر من طالب دوستی و عشق به خود و همنوع باشم به طور یقین خداوند به عنوان خالق من از عشق و دوستی خودش به من عطا کرده است. امروز سعی می کنم با کمک به همنوع و همدردان و دوست داشتن آنها خودم را در . (( وقتی ی رو دوست دارم، از همه دنیا میگذرم
هرکی بگه کی عشقته؟ اسمه اونه که میبرم
وقتی ی رو دوست دارم، وجود من مال اونه
فرمون من تو دستشه، چون که شده تاج سرم
وقتی ی رو دوست دارم، عبادتم دیدنشه
اون سر دنیا هم باشه، از روی دنیا میپرم
وقتی ی رو دوست دارم،مواظب نگام میشم
جز اون بیوفته تو چشام، جفت چشامو درمیارم
وقتی ی رو دوست دارم، میرم به جونش برسم
تو راه پره تیغم باشه، همش رو به جون می م
وقتی ی رو دوست دارم، میخوام که شادش م
لبمو میذارم رو لبش، بگه بذار سر به سرم
وقتی ی رو دوست دارم، همیشه یادش میمونم
چه پام بمونه تا تهش، چه بشکنه اون کمرم
وقتی ی رو دوست دارم، بهش میگم دوست دارم
هم عشق اولم تویی، هم تویی عشق آ م)) این شعر رو عشقم برام گفته... ا حالا این شعر شده بهترین حرف تو دنیا برام... بهترین کادو تو زندگیم.... ازش ممنونم بخاطر شعرش ...بخاطر وجودش که در هر شرایطی کنارم بوده و همیشه بهم آرامش داده...ازش ممنونم بخاطر عشق پاکش...بخاطر صداقتش...بخاطر دل مهربونش... بخاطر تموم خوبیاش... باعث افتخارمه که کنارمه...خیلی دوست دارم عشق من........ دوست دارم وقتی از خواب بر می خیزم ، از خورشید چشمانت نور بگیرم . به خورشید چشمانت محتاجم ، خورشید چشمانت را از من نگیر . دوست دارم وقتی به خواب می روم ، مهتاب نگاهت شب تیره و تارم را مهت کند . مهتاب نگاهت را دوست دارم. خورشید چشمانت را دوست دارم ،بگذار از این هدیه های آسمانی بی بهره نمانم . بگذار دل بی تاب و قرارم آرام گیرد آرام جانم. مرضیه زاهدی پور : تقدیم به نامزد عزیز و نازنینم : رضا حیدر عربی . میان معرفت گذاری در رفاقت و عدم رودربایستی با ی که میخواهم برای زندگی انتخابش کنم گیر کرده ام... وقتی تو نیاز به آرامش داری وقتی تو دلتنگی، معرفتم به من می گوید که با او حرف بزن و او را آرام کن اما نمی دانم چگونه این کار را انجام دهم که به تو وابسته نشوم؟! چون هنوز نمی دانم تو را می خواهم یا نه؟! پاسخ: خودت باش ....
رودربایستی نکن چون دوست دارم فقط انتخابم نکنی... دوست دارم طرفم منو بخواد وانتخابم کنه..
معرفت تو بهم ثابت شده عزیزم و با حرفات آروم. پیش وت باشگاه پرسپولیس با بیان اینکه دوست دارم همیشه به ورزشگاه بیایم اما شرایط مساعد نیست، گفت: آمده ام تا در جشن قهرمانی تیمم سهیم باشم. برای اینکه غصه هام کم بشه به این نتیجه رسیدم که باید توقع و انتظاراتمو از دیگران چشم پوشی کنم ..اگه نفس حضورش در زندگیم از 100 به صفر رسیده خب این جای تعجب نداره و من نباید ازش ناراحت بشم و غصه بخورم و گریه کنم دلتنگیم دلیل نمیشه که ازش انتظاریو داشته باشم که بی مورده..الان ماه رمضونه و اون حتمن حال خوبی داره و من نباید مزاحمش بشم در ثانی حجم کاری فشرده و بسیار بالاش دلیل بعدی هست برای نبودنش ثالثن ما با هم هیچ نسبتی نداریم و نفس نسبت به من هیچ تعه. سلاممممم بچههههاااااااا بعد چند ماه دوباره هوس بیا سری به وبم بزنم الان امدم و نمیدونم چه بنویسم ... دوست دارم از خاطراتم بگم از اون روزهای با هم بودن و الان که تنها شدم خیلی دوست دارم رفیق داشته باشم ولی نیست که نیست میخوام خودمو خالی کنم در اینجا تنها جایی هست چه میتونم ابراز احساسات کنم اون بیرون ی نیست که صدامو گوش کنه از دردی که میکشم چه درد داره که تنهات بزارند ... چه درد داره که رفیقت ازت جدا بشه... چه درد داره که ی صداتو نشنوه ..... ادامه دار. سلام؛زندگی سخت شده است. وبلاگ هایی که دوستشان دارم دیگر چیزی نمی نویسند؛ خانه مان دور است. هر جا که می روم دیر می رسم و یا اصلا نمی روم چون که حوصله ی  رسیدن ندارم هیچ. تا بخواهم برسم خسته می شوم و می خواهم برگردم. وقتی هم باید برگردم دلم نمی خواهد برگردم. دوست دارم بمانم و جایم بشود. جایم نمی شود. زندگیِ گهی ای است دوستان. می دانم برای همه کم و بیش همین است. به جز برای ز که دستبند آبی عدم افسردگی به دستش بسته است و ع ش را گذاشته توی استوریِ اینست.