داشته دوست داره داشته باشه

بنیامین کنسرت داره بالا ه تبریز دلم میخواد برم مامانم میدونه چقده دوس دارم برم کنیرت یعنی منتظرم برگردهههههههههههه فقط یه جوری به بابا بگه میخوام ردیفای اول باشم که زودی بریم بلیط بگیریم دلم میخوادش بنیامینو فکرررررر کن عشق عجب احساسیه
که آدم یهو مات میشه
یکی از راه میادو
همه ی دنیات میشه عشق عجب جادوییه
که آدم یهو آب میشه
میره کنار پنجره و
واسه تو بی خواب میشه مگه میشه یه آدم
این همه زیبا باشه
این همه زیبا باشه
و این همه تنها باشه
مگه میشه یه عاشق
این همه عاشق باشه
این همه دوست داشتن
بدون منطق باشه عشق عجب قانونیه
که درد مهربونیه
یکی زیبا لیلاییه
یکی عاشق مجنونیه
عشق عجب حالاتیه
که آدم یهو دق میکنه
از ته دل آه میکشه
دنیارو عاشق میکنه مگه میشه یه آدم
این همه زیبا باشه
این همه زیبا باشه
و این همه تنها باشه
مگه میشه یه عاشق
این همه عاشق باشه
این همه دوست داشتن
بدون منطق باشه مرکز ید رشدیه (کادویی خادم) - 36679101 خب بلیط از اینجااااا می یم جالبه دو تا ردیف اول بلیطاشون غیر قابل یده یه صندلی دیدم توپپپپپپ 90تومن ناقابل راستی دلا خو کن به تنهایی...که از تن ها بلا خیزدمن بهترم...سرم هنوز درد میکنه ولی خب بهترم ام خودش زنگ زد..شروع کرد از گفتن اینکه چقدر منو دوست داره و اینا ...سرد برخورد و بهش گفتم من اهل نفرین نیستم و اون ی که پشت سرم نفرین کنه اصلا برام مهم نیس ولی فقط دعا میکنم خدا آدمهای دو رو و ریاکار رو هدایت کنه و  به آدمهای ساده ای مث من رحم کنه...فهمید اخبار به گوشم رسیده و شروع کرد بدگویی زن ...که میشناسیش که؟ما ترسیدیم چیزی بگیم و ت به ما برگرده...می خواستم بگم برای همین اینقدر دوستش دارید؟برای همین اونو دعوت میکنید ولی منو نه؟برای همین بلند در جواب نفرینهایی که به من کرده بلند گفتید آمین؟؟؟اما خفه خون گرفتم...گفتم جون شما مختارید با هر دوست داری رابطه داشته باشی به من ربطی نداره .مشکل ما آدما اینه که فکر میکنیم دنیا اینقدر کوچیکه که برای بقیه جا نیست ، پس نفرینش میکنیم تا مبادا جای بیشتری بگیره و جای ما تنگ بشه...ولی من فکر نکنم ی جای یو تنگ کرده باشهخب اینا رو گفتم کمی سبک شدم...بعد هم ماهی بوگندویی که کاف زحمت پختشو کشیده بود رو خوردم...تازه به توصیه اش گوش دادم و کل روغن زیتونایی که به ماهی زده بود رو هم خوردمبعد هم با خودم فکر به درک که بقیه دوستم ندارند...همین که مادر و پذرم دوستم داشته باشن و ازم راضی باشن کافیه...همین که کاف روزی سه چهار بار بزنگه شوخی کنه کافیه...دختر کوچولوم هم دوستم داشته باشه دیگه بقیه مهم نیستند... معده ت اون قدر بسوزه که شک نداشته باشی سرطان معده گرفتی، بهت نمره نداده باشه،داروخونه صابونی که میخوای نداشته باشه،گلوی لعنتیت 4 ماه باشه ترشح داشته باشه و خوب نشده باشه،مچ پات توی هر کفشی و حتی بدون کفش درد کنه و هزار تا بدبختیه دیگه همه یه طرف...... همه ی امیدت از یه نفر قطع بشه و مطمئن باشی حتی خدا هم نمیخواد واست کاری کنه یه طرف +هنوزم مرگ تو نظرم ترسناک نیس.خوبه که بعد از مرگم به یه دردی میخورم + تو... سلام بنده دانشجوی کارشناسی حسابداریم و دو ترم دیگه مونده به اتمام درسم. میخواستم بدونم ی راه ب درامدی سراغ داره؟بیشتر منظورم با اینترنت و وب و این جور چیزاست. کاری که دانشجویی باشه دیگه ، چند وقت پیش یه صاحب کانال تلگرام که رمان مینویسه و ممبرهای زیادی هم داره میگفت روزانه میلیونی درآمد داره!! خودم به شخصه فکر نمی انقدر راحت بشه درآمد ب کرد. دروغ چرا به فکرش افتادم منم شروع کنم به نوشتن رمان دست به قلمم بد نیست ولی خب دلم میخواد کارم ارزش داشت. ♥ کدوم آغوشی را ب یم و کدو رو ن یم؟ ♥ آغوشی نوزاد و کودک چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

نکاتی را که در موقع ید آغوشی باید دقت کنید:

1- قفل محکم داشته باشه و برای نگهداشتن بچه از چند قسمت قفل بخوره که اگر یکی ش باز شد مابقی بچه را نگه داره

2- اگر چسبی هست همراه قفل... چسبهای پهن داشته باشه

3- قابل شستشو باشه

4- ضد تعریق باشه چونکه در فصول گرم و بخاطر تنگی جا و با استفاده در زمان زیاد بچه ممکنه عرق کنه و بیقرار بشه و یا سرما . می گم که، دوست عزیزی که در آسمان ها هستی. (حالا کائنات یا آقای خدا یا هرکی) اگه یه وقتی خواستی یه موجود مذکری رو وارد زندگی من ی، بی زحمت انگلیسیش خوب باشه، با هم فرندز ببینیم. لطفن خنده ی قشنگی هم داشته باشه. با سپاس! دارم سیزن اول رو می بینم و نان استاپ می خندم. و خب یهو فکر که چه تصویر قشنگیه، دو نفر نشستن اونقدر می خندن کن دلشون درد بگیره. :-؟ بعد خب... درنتیجه پست بالا ! اگه یه روز فرزندی داشته باشم، بیشتر از هر اسباب بازی دیگه ای براش بادکنک می م. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می ده. بهش یاد می ده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. بهش یاد می ده که چیزای دوست داشتنی می تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه. و مهمتر از همه بهش یاد می ده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده وقتی یه دختر نوجوون بودم ، رویاهای زیادی در مورد مرد آینده ام داشتم:مردی قد بلند(با توجه به قد خودم حتما میبایست بالای صد و هشتاد می بود)، چهارشونه، با پوستی روشن و بسیار مودب و اهل مطالعه! از اون مر که از هر چیزی سررشته دارند. زیاد اهل شوخی نیستند. کم صحبت میکنند اما حرف هاشون پر محتواست! یه مردی که اهل و تئاتر باشه و از شعر و ادبیات هم سردربیاره! آرزوم بود مرد رویاهام شبا قبل از خواب برام کتاب بخونه! یه اتاق داشته باشیم پر از کتاب. هر وقت میاد دیدنم برام یه شاخه گل بیاره! همیشه اصلاح کرده و مرتب باشه! ریش و سیبیل نداشته باشه! پشمالو نباشه! دستای قشنگی داشته باشه(دستاش یغور و با ناخن های سفت و خشن نباشه)دوست داشتم همیشه خوشبو باشه! بازوهای سفت و عضلانی داشته باشه و گوشت تنش شل و نرم نباشهدوست داشتم اهل خوردن سیر و پیاز نباشه! دله و شکمو نباشه! توی جمع رفتاری شمرده و حساب شده داشته باشه! خلاصه که یه جنتلمن باشه! و اما همکلاسی:همکلاسی چهارشونه است اما قدبلند نیست. صد و هفتاد و هفت سانت! دستای مردونه ای داره که کت و کلفت و نیست و ناخن های خشن هم نداره! بازوهای سفت و عضلانی داره و با وجود تپل بودن حس گوشتش سفته. مثل کیسه بو !خداروشکر همیشه خوشبوئه و با وجود خوش خوراک بودن اصلا دله و شکمو نیست!اما اهل کتاب نیست. از هرچیزی یه چیزی میدونه! فنی و به روزه! عادت داره از هرچیزی که جدید وارد بازار میشه سردربیاره! برخلاف من دنبال تکنولوژیه! اهل رمان و کتاب های داستان و تئاترهای فلسفی و های خاص نیست! یا عاشق های بزن و بُکُشیه! یا های علمی تخیلی! و یا های طنز! مثلا وقتی من ملبورن رو تماشا کرده بودم و عصبی شده بودم ، کلی منو دعوا کرد که چرا اینجور ها رو تماشا میکنی!یه بار بهش گفتم: وقتی رفتیم خونه ی خودمون، شبا قبل از خواب برام کتاب میخونی؟ گفت: نه! گفتم: چرا؟ گفت من از کتاب خوندن خوشم نمیاد! گفتم میخوای من برات بخونم؟ گفت نه! گفتم: چرا؟ گفت : من بخونم یا تو بخونی فرقی نمیکنه صفحه اول تموم نشده من خوابم میبره! خندیدم. راست میگه! همین الان گاهی براش که حرف میزنم خوابش میبره!همکلاسی مرد رویاهای بیست سالگی من نیست اما مهربونه! صادقه! روراسته! کودک درونش زنده است! مردیه که به فکر دیگرونه! مدیریه که وقتی سرایدار ساختمونشون سرما میخوره براش سوپ میپزه و شب میره دیدنش! مردیه که با وجود مشکلات مالی، چهار میلیون پول قرعه کشی که به نامش دراومده رو به یه بیمار که نیاز به پول داشته میبخشه!مردیه که با وجود تموم شرایط سخت حاکم بر جامعه و زندگیمون ، میخنده و شوخی میکنه و سعی میکنه حال منو خوب کنه! همکلاسی مردیه که هیچ وقت غیبت نمیکنه! توی جمع قیافه نمیگیره! ساده و راحته! همکلاسی مرد رویاهای بیست سالگی من نیست اما عشق زندگی سی و هشت سالگیه منه! چقدر آسون بود گذشتن از من ...چقدر آسون بود خط کشیدن روی من ...چقدر آسون بود ...چقدر دوست داشتن آدما با "دوست داشتن " فرق داره ...دوست دارم - عاشقتم ، یعنی ما به درد هم نمی خوریم ...دوست دارم - عاشقتم ، یعنی من واسه داشتنت هیچ کاری نمی کنم ...دوست دارم - عاشقتم ، یعنی من به راحتی آب خوردن ازت می گذرم ...دوست دارم - عاشقتم ، یعنی عمری که با هم بودیم هیچ ...دوست دارم - عاشقتم ، یعنی ... یعنی چی ؟دوست داشتن چه شکلیه ؟ چجوریه؟ اینه که یه شب از آرزوهای آینده بگی که دلی. یه دوست معمولی؛ وقتی میاد خونت مثل مهمون رفتارمیکنه.. اما یه دوست واقعی؛ درِ یخچ و بازمیکنه واز خودش پذیرایی میکنه.. یه دوست معمولی؛ هرگز گریه تو ندیده.. اما یه دوست واقعی؛ شونه هاش ازاشکای توخیسه.. یه دوست معمولی؛ اسم کوچیک پدرومادر تو نمیدونه.. اما یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اونهارم داره.. یه دوست معمولی؛ یه دسته گل واسه مهمونیت میاره.. اما یه دوست واقعی؛ زودترمیاد ودیرتر میره تا بهت کمک کنه.. یه دوست معمولی؛ متنفره ازاینکه وقتی رفته بخواب. مودم تنها و خالی یعنی یه دستگاهی که فقط مودمه ( حالا میخواد adsl باشه یا هر چیز دیگه ایی )

روتر هم یعنی دستگاهی که اون لینک و ارتباط رو بین چند دستگاه دیگه share میکنه
حالا میخواد از طریق وای فای باشه یا پورت lan یا هر چیز دیگه ایی
اگه مودم شما تک پورت هست ( یک پورت لن داره ) و وای فای هم نداره مودم معمولی هست
اما اگه وایفای داره یا تعداد پورت هاش بیشتر از یکی هست مودم روتر هست
و این نکته رو در نظر داشته باشید که مودم روتر با روتر مودم . جالبه که انقدر آدم ها توی نگاه بقیه و بازخور که ممکنه پیش بیاد فرو میرن، اگه من اینو بنویسم بقیه چی میگن؟ اگه اینو بگم بقیه در موردم چه فکری میکنن؟ برم فلان رشته رو بخونم، چون بقیه بیشتر بهش اهمیت میدن. حتما باید ازدواج کنم چون توی عرف پذیرفته نیست. حتما باید بچه دار شم چون اگه بچه نداشته باشم بقیه فکر میکنن که مشکلی وجود داشته... اگه این لباس رو بپوشم بقیه چی میگن؟؟
راستی این بقیه ها چقدر مهمن؟ تا کجا باید بهشون اهمیت داد؟ تا جایی که حقی از ی. اتفاقهای پیرامونم رو مرور می کنم اول تیر محمد عزیز با خانواده ی خانومش رفت گرجستان  و دوشنبه ا شب برگشت امیدوارم بهشون خوش گذشته باشه و همیشه به سفر باشن تیر ماه رو  خیلی دوست دارم البته اگه بعضی از اتفاقها ابش نکنهتولده  میترای عزیز و دوست داشتنی  که با تمام دنیا عوضش نمی کنم  ، البته تو تیر خیلی تولد داریم که بر همه شون مبارک باشهدوشنبه ا ین بازیه ایران بود و نتیجه ی اون مهم ،   که ا های شب  بدی حالم دو چندان برابر کرد&nbs. سلاام بر همه ی دوستان قرآنی فانوس جزیره.....
ان شاء الله شروع محفل ماه داد رو با شروع ماه مبارک رمضان تنظیم میکنیم....
یعنی شروع محفل ماه دادمون میشه از ششم داد...

هر مایل هست روزی یک صفحه قرآن به هدیه کنه با ذکر یازهرا اعلام کنه....
و البته....خبر ویژه....
از اون جایی که ماه مبارک بهار قرآنه اگه دوست داشته باشین میتونین دوصفحه در روز یا بیشتر برای قرائت درنظر بگیرید،ما هم دوعدد پشت سرهم بهتون میدیم که برای قرائتش راحت باشید....اما چون ممکنه خ. سلام سلام به دوستای خوب و مهربونم نمی دونم چرا دلم مالامال از خواستن یک بچه شده یک پسر بچه حس مادریم به جوش اومده حسی که سالهاست فقط ظرفیت داشتن حوریا رو داشته نه بیشتر حسی که فقط می گفت حوریا و بس و دیگر هیچ بچه ای را نمی خواهم نمی دانم چرا این حس در من مثل یک اتشفشان خاموش شروع به فعال شدن کرده منکه حسرت مادر شدن رو ندارم منکه کمبودش رو ندارم چرا این حس اینجوری داره قلقلکم میده قبلن فقط منتظر شدن بودم ولی الان از دیدن علائم یم به هیچ وجه خوشحا. به امید روزی که همه فرهنگ و شعور به حد مکفی داشته باشند یا ما حداقل اونقد بالغ و عاقل باشیم که از معا با افراد فاقد خصوصیات فوق الذکر بپر م... به امید روزی که بفهمیم جایگاه هر ی تو زندگیمون باید کجا باشه... به امید روزی که بر نگردیم عقب و نگیم دوستی با این آدم یکی از بزرگترین اشتباهات زندگی من بود... به امید روزی که نصف وقتی که واسه یدن و انتخاب تیر و تخته خونمون میزاریم واسه انتخاب دوستامونم بزاریم... هر ی لایق یدک کشیدن صفت دوست نیست... کاش اینو بفهمیم و هر و نا ی رو با هر فرهنگ و تربیتی وارد خونه زندگی و روزمرگیهامون نکنیم... یا حداقل کاش حد و حدود آدما رو بلد باشیم نشونشون بدیم... حاضرم یه دونه دوست بیشتر تو عمرم نداشته باشم ولی آدم حس باشه... تنهایی آدم شرف داره به بودن بعضی آدمای نفهم...whoop de doo همین و بس... از یه جایی به بعد . . . مرض چک موبایلت خوب میشه حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه از یه جایی به بعد . . . دیگه دوس نداری هیچ رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه از یه جایی به بعد . . . وقتی ی بهت می گه دوست دارم لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری از یه جایی به بعد . . . هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی از یه جایی به بعد . . . حرفی واسه گفتن نداری ت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی و می ری تو لاک خودت از یه جایی به بعد . . . از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی جای دوست داشته شدن ها توی تن و فکر و قلبت می سوزه از یه جایی به بعد . . . فقط یه حس داری حس بی تفاوتی نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت از یه جایی به بعد . . . توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم فقط نگاه می کنی... فقط نگاه کمی زود بود اما ، دعایت گرفت مادر بزرگ ! در اوج جوانی پیـر شدم …
به نام خدای لبخندها بسم الله الرحمن الرحیم ... من گریه هم کنم تو را شاد میکنم ... شاید آق-محمد یه کم با دلقکایی که دیدین فرق داشته باشه،اما حتما حرفایی داره که شنیدنش اتلاف وقت نیست... میتونیم دنیا رو از دید یه دلقک شاد یا ناراحت ببینیم،تا به حال این کارو کردی؟ از دید یه نفر دیگه هم دنیا رو ببین.. . گاه گاهی سر زدی امیدوارم مطالب برات جالب باشه...
... من دلقکی هستم که درکم یه مقدار سخته اما کنار میایم! نه؟ ... با دوستتون دوست بشید ... من آق-محمدم دوست من به وبلاگم خوش اومدی . ج از دوست سخته ولی من دارم این رو می چشم چون یکی از دوستام داره از من جدا میشه نه انکه دست خودش باشه ها ...نه...یه دوست جدید پیدا کرده و متاسفانه من از اون دوستش خوشم نمی یاد .بهش گفته بودم که یه زنگ با من بیاد و زنگ بعدی با دوستش ول اون یه زنگ هم با من نمیاد و من هم دیگه اصن کاری باهاش ندارم): فرهاد مرا کم دوست داشته باش

اما همیشه دوست داشته باش !
این وزن آواز من است :
عشقی که گرم و شدید است
زود می سوزد و خاموش می شود
من سرمای تو را نمی خواهم
و نه ضعف یا گستاخی ات را !
عشقی که دیر بپاید ، شت ندارد
گویی که برای همه ی عمر ، وقت دارد .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش !
بسم الله الرحمن الرحیم گفت : به نظر من تخصص مهم تر از تعهده چون شما اگه مجبور بشی خانوادت رو بفرستی مسافرت و مجبور باشی بین یک راننده غیر متعهد که رانندگی بلده و یک راننده متعهد که اصلا رانندگی بلد نیست یکی رو انتخاب کنی حتما راننده غیر متعهدی رو که رانندگی بلده انتخاب می کنی و خانوادتو دست راننده متعهدی که اصلا رانندگی بلد نیست نمی دی چون معلوم نیست اونا رو سالم به مقصد برسونه گفتم : در هر کاری به همون انذازه که تخصص مهمه تعهد هم اهمیت داره ول. این چند روز کارم شده گوش آهنگ درد نبودنت مرتضی سرمدی خیلی قشنگه، واقعا درد داره نبودنت، درد

داره تحمل اینکه دیگه نیستی، چقد سخته یکی رو دوست داشته نباشی و نتونی بهش برسی اینجوری ذره ذره

آب شدنت رو با چشمای خودت میبینی و نمیتونی کاری انجام بدی دقیقا مثل این روزای من ..

امروز فهمیدم که واقعا خدام نمیخاد فراموشت کنم هرجایی میرم محاله ی هم اسم تو نباشه، گاهی شبا

خوابتو میبینم که مال خودم شدی ولی صبح که بیدار میشم تازه یاد. سلامتیه رفیقی که همیشه هوام و داره همیشه کمکم میکنه هروقت که بهش نیاز داشته باشم هست سلامتیه رفیقی که با ارزشه میتونه آرومم کنه سلامتیه رفیقی که این همه سال کنارم بوده سلامتیه رفیقی که مثل خیلی ها که حرف از دوست داشتن میزنن ولی میرن دوست موند نرفت سلامتیه رفیقی که وجودش یه دنیا ارزش داره سلامتی رفیقی دوست داشتنیه سلامتیه رفیقی که نمیترسی باهاش درد و دل کنی سلامتیه رفیقی که رازت پیشش محفوظه سلامتیه رفیقی که در موردت قضاوت نمیکنه درکت میکنه . تصمیم گرفتم فعلا به زایمان و بیمارستان و مسئول زایمان هم فکر نکنم. خدا خودش سر راهم بذاره. شرایطم مشخص نیست و ا نظر قطعی نمی دن. احت هست نرمال نباشه شرایط و یهو سزارین کنن و تو شرایط حاد همه بیمارستانا میفرستن بیمارستان . بیمارستان صارم و بهمن با اون همه ادعا شرایط سخت رو میفرستن . دلیلی نمیبینم رو بیمارستان خصوصی اصرار کنم و شرایطی باشه که من تو مسیر باشم و استرس داشته باشم. دوبار ا ی بستری شدنم با استرس و خیلی فوری فرستادنم .  . پرش زمانی!
یکی از مهمترین ویژگی های داستان های پسامدرن پرش زمانیه. حتی به عنوان یک آدم محبوس سر پیچ تاریخ جهان سومی بودنم باید حسرت پرش زمانی دنیای پسامدرن رو داشته باشم.
واقعا پست مدرن ها هر لحظه ای که دلشون بخواد زمان زندگیشون عوض میشه؟ یا فقط دوست دارند که مثلا الان یک سال بعد باشه. یا یک ماه بعد. یا حتی یک هفته بعد؟
چشم هام رو ببندم و باز کنم و سال ها گذشته باشه...نه؟ یک ماه گذشته باشه. نه؟ یک هفته. نه؟ یک روز...
برا پست مدرن ها گذشتن . مرد باس غیرت داشته باشه زن که خواست بگیره بره شیشه های ماشینش رو دودی کنه. بعد وقتایی که خانومش خوشگل میکنه یه چشمک بزنه بش بگه شیشه رو بده بالا.

مرد باس غیرت داشته باشه زنش خواست بره ید کنه باش بره. بهشم بربخوره زنش پول چیزی رو جلوش حساب کنه.

مرد باس غیرت داشته باشه از یه نفس کشیدن و نگاه نیم ثانیه ای زنش بفهمه یکی زده حالشو گرفته هی بهش گیر بده ازش بپرسه چی غصه ش داده بعد باش حرف بزنه آرومش کنه.

مرد بودن که به سبیل کلفتی نیست ک. مرد باس غیرت داشته باشه زن که خواست بگیره بره شیشه های ماشینش رو دودی کنه. بعد وقتایی که خانومش خوشگل میکنه یه چشمک بزنه بش بگه شیشه رو بده بالا.

مرد باس غیرت داشته باشه زنش خواست بره ید کنه باش بره. بهشم بربخوره زنش پول چیزی رو جلوش حساب کنه.

مرد باس غیرت داشته باشه از یه نفس کشیدن و نگاه نیم ثانیه ای زنش بفهمه یکی زده حالشو گرفته هی بهش گیر بده ازش بپرسه چی غصه ش داده بعد باش حرف بزنه آرومش کنه.

مرد بودن که به سبیل کلفتی نیست ک. از سوم دی ماه که رفته هنوز نیومده روزامون همش داره با دعوا و قهر سپری میشه این بار دوری داره شدیدا به هر دومون فشار میاره انقدی ک هر دو بهانه های الکی میاریم. سر هم داد میزنیم شبا تو دنیای مجازی دعوا و گریه روزا زنگ می زنه دلجویی خودشم فهمیده دوری داره پدر رابطمون و در میاره امروز کلی باهم حرف زدیم. ب بدجور ناراحتم کرده بود. ازم عذر خواهی کرد. گف میشه با مادر خانومم بحرفم؟ گفتم بله چرا که نه کلی با مامانم حرف زد .بهش میگفت اشتباه . من دوسداشتم اول. می خواهم تورا به خاطر داشته باشم
عزیز من،
می خواهم تورا دوست داشته باشم
ویک روز،کوتاه و ماندنی
به همراه باد، نام تورا خواهم کرد.
از دشت های وسیعِ بلند
تا آواز های ماه در زلال رودها،
می خواهم من نباشم؛
باشم..تو .. سرتاسر تو.
آسمانم و عمریست اینجایم
ستاره ی بی غروبم باش
می خواهم تورا به خاطر داشته باشم
از تو بخوانم...از تو بنویسم
می خواهم نامت را بر گوش باد بخوانم
از ما بگویم، یک "ما"یِ تنها
و آن را بر دوش با. ادامه ی موضوع شه در قرآن (4) :
... ، انّه فکّر و قدّر ، فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ ؟ ثُمَّ قُتِلَ ! کَیفَ قَدَّرَ ؟ ثُمَّ ... ؟ ... .
سلام علیکم ، شب بخیر .
زیاد وقت نمیگیرم ، فقط خواستم قبل از خواب یه خسته نباشیدم گفته باشه ، بابت کار روزانه دیگه .
البته :"به تعبیر معروف" کی خستس ؟ خب : دشمن (1) دیگه !
البته من که امروز سرکار نرفتم که کاری کرده باشم ، همشم که فکر کرده یا شیده باشمم که خسته نشده ام ! شده ام !؟
خب نه ! چرا !؟ خب گفتم که بعنوان مثال یکیم گفته . بسم الله الرحمن الرحیم
امیدوارم در سال جدید
صلبیت ارادتون ماکزیمم باشه تا کمترین تغییر شکل رو تحت بار زندگی داشته باشه. لنگر عشق حول نقطه قلبتون ماکزیمم باشه. گام هاتون فشرده باشه تا زیر فشار روزگار کمانش نکنه. کانالی که قلب شما رو به قلب ی که دوسش دارید،وصل میکنه،یه مقطع بهینه باشه. دبی خون عبوری از رگ هاتون ماکزیمم باشه. چهارستون بدنتون از استحکام کافی برخوردارباشه. بین عقل و دلتون ح بالانس برقرار باشه. ز له نگاهتون دل هر آدمی رو بلرزونه. و در آ اصل جمع آثار قوا در خانوادتون حاکم باشه باشد که رستگار شویم
حسین فهیمی
@en_amirfahimi شاید مهم ترین چیزی که ما باید به بچه هامون یاد بدیم این باشه:
منتظر نمون ی دوستت داشته باشه ، ی خوشح کنه ، ی بپرسه چرا ناراحتی ؟ منتظر نمون ی خوشبختت کنه.منتظر خودت بمون فقط ، خودت خودت رو دوست داشته باش! حتی مهم تر از یاد دادن الفبا و شعر و آداب معا ، یاد دادن چیزی که گفتم.اما مشکل اینجاست چیزی که خودمون یاد نگرفتیم ، بهمون یاد ندادن ، خودمون هنوز بلدش نیستیم رو چطور به بچه هامون یاد بدیم؟ گاهی وقت ها فکر می کنم کشور بیش از اینکه به رئیس جمهوری احتیاج داشته باشه، به فالگیر نیاز داره. اینو همین چند هفته منتهی به انتخابات فهمیدم. یه چیز دیگه هم تو این مدتی که جلوی صدا و سیما بساطم رو پهن ، متوجه شدم. اینکه کارمندای... ازش پرسیدم چرا تکالیف خودت رو انجام ندادی؟...چجوری میشه بهت نمره داد؟!!...دانشجوی لیسانسی که الکترونیک میخوند و همزمان برای اینکه درآمد داشته باشه تراکت پخش میکرد ...بوی سیگار و خیلی چیزها از دهنش به مشام میرسید ...قلبم به در اومد . فهمیدم که دل پر از دردی داره . فهمیدم که خیلی درد کشیده .من فقط تونستم بهش یک نمره خوب بدم .یک نمره خوب به غیرتش .در راه فقط اشک میریختم و از خودم میپرسیدم ما و گذشته ها چیکار کردیم که نتیجه داره این میشه. داشتم فکر می چی بنویسم. یعنی کدوم اتفاق روزها رو واستون تعریف کنم که توی یکی از وبلاگا نوشته بود"... منتظر بودم پیتزام آماده شه... " یادم افتاد ب لازانیا درست . نمی دونم من بلد نبودم یا حقیقت ماجرا همون بود که درست . خلاصه اصلا خوشم نیومد. نه از مزه ش نه از قیافه ش. دستور پختش رو از اینجا نگاه . https://www.2nafare.com/طرز-تهیه-لازانیا-خوشمزه-lasagna-recipes/
اینم ع .s8.picofile.com/file/8309813142/img_20171023_062504_1.jpg
داغونه. می گم چرا مثل کتابا نشد. می گن هیچ وقت اونطور. خیلی حالم بده. نمیتونم بگم نمی دونم چرا. مسیر رو درست پیش نمیرم. مثل این می مونه که یادت بره دنده عوض کنی و هی بگی نمیدونم چرا ماشین درست راه نمیره! اطرافم پر از آدمهاییه که نباید باهاشون باشم اما هستم! دوست صمیمیم درگیر ازدواج و فرزندی شده که اصلا باهاش همخوانی نداره! اصلا تیپ زندگیش و شخصیتش این چیزها رو شامل نمیشد! نزدیکترین دوست م هم دچار افسردگی عمیق شده و بهش میگی چطوری میزنه زیرگریه! خودش هیچ حرکت خاصی تو زندگیش نکرده و هی انتظار داره زن. چه قشنگه ...

اینکه آدم یکیُ داشته باشه که وقتی دلش گرفت زنگ بزنه بگه دلم گرفته
اونم بگه : قربون دلت مگه من مُردم که دلت گرفته؟وقتی عصبانی هستی و کل کل کردی درکت کنه و بعد که گفتی : ببخشید عصبانی بودم
بگه : اشکالی نداره .مهم اینه که الان خوبیآدم باید یکیُ داشته باشه که شبا با فکر اون خوابش ببره و با صدای اون صبحا بیدار بشه

یکی که دلش گرم باشه به بودنش و دوست داشتنش
که بدونه هرچقدرم قهر و آشتی کنند ی جاشو نمی گیره و اول و آ مالِ خو. آدم در حد کپک مخاطی مغز نداشته باشه که وقتی یکی داره درس میخونه هی بیاد بپره پا وسط درساش. خیلی خوبه ادم))یکم(( فکر کنه و خودخواه نباشه. مگه نه مارچینه؟ مارچینه:همون کپک مخاطی ___ #وای ببین انقدر قاطی یهو فوش نوشتم: حالیم نشد: گنجیدن این همه احساسای متناقض و متناقش... محاله،محاله.مخصوصا که کارتمو پرینت گرفتم: دوباره همون جای همیشگی£ اه خب چرا اونجا،خب شریف چشه؟چرا نیفتادم اونجا،اخه اون دستشویی بوگندو هم شد حوزه؟؟؟ دارم به زندگیم شک میکنم،الان د. کی گفته فقط هوای پاییز دو نفرس؟ این اردیبهشت که هنوز نیومده عجیب تیریپ دونفره برداشته...... مگه میشه هوا عالی باشه درختا سرسبز باشن پارکا پر گل باشه رودخونه آب داشته باشه اونوقت من تنها تو خونه بشینم؟ مسئولین رسیدگی کنن لدفن. امروز کلی نقاشی ،اول نقاشی مرحله به مرحله از اینترنت گرفتم و چند تا کشیدم،بعدش کتاب هنر دوم راهنمایی رو و بعضی از نقاشیهاش رو کشیدم. باورم نمیشد یه روزی دوباره سراغ این کتاب بیام! و اینکه باورم نمیشد یه روزی این نقاشی ها که برام کلللی سخت بود راحت بشه،البته نمیگم الان عالی ام در نقاشی اما اون موقع واقعا هیچ علاقه ای به نقاشی نداشتم و هیچ تلاش خاصی هم براش نمی چه برسه به اینکه از روی تفریج نقاشی بکشم! اما خب این روزا دوست دارم نقاشی رو، کی فکرش.