داشته دوست داره داشته باشه

یه وقتای خیلی خوشحال میشم که میبینم هنوز ی هست که نگرانم باشه هنوز ی هست که تعقیبم کنه هنوز ی هست که واسم غیرتی بشه هنوز ی هست که یواشکی نگام کنه هنوز ی هست که از دور هوامو داشته باشه هنوز ی هست که دنیارو زیر پام میذاره واسه یه لحظه لبخندم هنوز هست که بودش وجودمه و نبودم نبودش اما این که فکر میکنم چقدر با گذشته من تفاهم داره روانیم میکنه این عشق یک طرف مثل جاده یع طرفه طولانی میمونه که اگه برگردی تو ازدحام جمعیت پشت سرت گم میشی اگه راهتو ادامه د. از یه جایی به بعد . . . مرض چک موبایلت خوب میشه حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه از یه جایی به بعد . . . دیگه دوس نداری هیچ رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه از یه جایی به بعد . . . وقتی ی بهت می گه دوست دارم لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری از یه جایی به بعد . . . هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی از یه جایی به بعد . . . حرفی واسه گفتن نداری ت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی و می ری تو لاک خودت از یه جایی به بعد . . . از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی جای دوست داشته شدن ها توی تن و فکر و قلبت می سوزه از یه جایی به بعد . . . فقط یه حس داری حس بی تفاوتی نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت از یه جایی به بعد . . . توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم فقط نگاه می کنی... فقط نگاه کمی زود بود اما ، دعایت گرفت مادر بزرگ ! در اوج جوانی پیـر شدم … سلام
آقایی که حالا برحسب عادت از روی کنجکاوی یا چشم بد یا ... از دوران مجردی به خانما حداقل در حد یک نگاه مینداخته و همچنان در دوران تاهل هم ادامه داره و خانم متوجه میشه و حالا به طور غیر مستقیم تذکر میده و اظهار ناراحتی میکنه و اقا انکار میکنه و کارشو با گفتن یک نظر انداختن به بعضیها اونم از روی کنجکاوی توجیه میکنه و میگه نمیتونه یک نظرم نندازه ... .و شاید بعد از دو سال ازدواج خانم مچ شوهرشو مبنی بر ارتباط داشتن با ی نگرفته .... . خب این شخص امکان . مرد باس غیرت داشته باشه زن که خواست بگیره بره شیشه های ماشینش رو دودی کنه. بعد وقتایی که خانومش خوشگل میکنه یه چشمک بزنه بش بگه شیشه رو بده بالا.

مرد باس غیرت داشته باشه زنش خواست بره ید کنه باش بره. بهشم بربخوره زنش پول چیزی رو جلوش حساب کنه.

مرد باس غیرت داشته باشه از یه نفس کشیدن و نگاه نیم ثانیه ای زنش بفهمه یکی زده حالشو گرفته هی بهش گیر بده ازش بپرسه چی غصه ش داده بعد باش حرف بزنه آرومش کنه.

مرد بودن که به سبیل کلفتی نیست ک. مرد باس غیرت داشته باشه زن که خواست بگیره بره شیشه های ماشینش رو دودی کنه. بعد وقتایی که خانومش خوشگل میکنه یه چشمک بزنه بش بگه شیشه رو بده بالا.

مرد باس غیرت داشته باشه زنش خواست بره ید کنه باش بره. بهشم بربخوره زنش پول چیزی رو جلوش حساب کنه.

مرد باس غیرت داشته باشه از یه نفس کشیدن و نگاه نیم ثانیه ای زنش بفهمه یکی زده حالشو گرفته هی بهش گیر بده ازش بپرسه چی غصه ش داده بعد باش حرف بزنه آرومش کنه.

مرد بودن که به سبیل کلفتی نیست ک. ادامه ی موضوع شه در قرآن (4) :
... ، انّه فکّر و قدّر ، فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ ؟ ثُمَّ قُتِلَ ! کَیفَ قَدَّرَ ؟ ثُمَّ ... ؟ ... .
سلام علیکم ، شب بخیر .
زیاد وقت نمیگیرم ، فقط خواستم قبل از خواب یه خسته نباشیدم گفته باشه ، بابت کار روزانه دیگه .
البته :"به تعبیر معروف" کی خستس ؟ خب : دشمن (1) دیگه !
البته من که امروز سرکار نرفتم که کاری کرده باشم ، همشم که فکر کرده یا شیده باشمم که خسته نشده ام ! شده ام !؟
خب نه ! چرا !؟ خب گفتم که بعنوان مثال یکیم گفته . هر شهری، حداقلِ حداقل، یه کتابخونه ی فوق العاده جامع! و فوق العاده منظم باید داشته باشه. من الان هِی میرم اسم کتاب هایی که میخوام رو سرچ و می کنم و هی میبینم اون کتابخونه ی نزدیک خونمون توی قم، موجود داره، ولی هیچ کتابخونه ای نه توی رشت و نه حتی توی گیلان، اون کتاب رو نداره... الان رسماً دوست دارم سرم رو بکوبم توی دیوار... یه کتابخونه درست و حس بسازید خب. مس ه ها : + درباره ی عنوان هم باید بگم که بعله! یدن کتاب بسی مشکل است! تا جایی که من دیدم رشت، برع. فرهاد مرا کم دوست داشته باش

اما همیشه دوست داشته باش !
این وزن آواز من است :
عشقی که گرم و شدید است
زود می سوزد و خاموش می شود
من سرمای تو را نمی خواهم
و نه ضعف یا گستاخی ات را !
عشقی که دیر بپاید ، شت ندارد
گویی که برای همه ی عمر ، وقت دارد .

مرا کم دوست داشته باش
اما همیشه دوست داشته باش !
واقعیتش اینه که هر وقت می بینم آدمها از دوران بچگیِ فوق العادشون مینویسند و حسرت اون موقع رو می خورند و آرزو میکنند کاش بچه می بودند، گاهن با این دلیل که بیشترین غصه ی اون روزها ش تن نوک مدادشون بود یا قهر با بغل دستی ،همیشه دلم میخواد بگم غم ش ته شدن نوک مداد یا دلهره ی فردا صبح آشتی با یه دوست و... ، شاید الان یک اتفاق کوچیک و مس ه ای به نظر بیاد، اما اون موقع برای خودش خیییلی بزرگ بود، برای یک آدمْ کوچولو که فکر می کرد این درد، بزرگترین درد جها. ازش پرسیدم چرا تکالیف خودت رو انجام ندادی؟...چجوری میشه بهت نمره داد؟!!...دانشجوی لیسانسی که الکترونیک میخوند و همزمان برای اینکه درآمد داشته باشه تراکت پخش میکرد ...بوی سیگار و خیلی چیزها از دهنش به مشام میرسید ...قلبم به در اومد . فهمیدم که دل پر از دردی داره . فهمیدم که خیلی درد کشیده .من فقط تونستم بهش یک نمره خوب بدم .یک نمره خوب به غیرتش .در راه فقط اشک میریختم و از خودم میپرسیدم ما و گذشته ها چیکار کردیم که نتیجه داره این میشه. گاهی وقت ها فکر می کنم کشور بیش از اینکه به رئیس جمهوری احتیاج داشته باشه، به فالگیر نیاز داره. اینو همین چند هفته منتهی به انتخابات فهمیدم. یه چیز دیگه هم تو این مدتی که جلوی صدا و سیما بساطم رو پهن ، متوجه شدم. اینکه کارمندای... دیدی وقتی یه جا، یه ی می ریزه که جمع ش مکافات داره میگن دست نزن تا جارو برقی را بیارم؟ حالا اگه اون ، حجم کمتری داشته باشه، جارو شارژی هم کفایت می کنه... ادامه مطلب یکی از ویژگی های این دنیا " " است! بودن میتونه در تمامی قالب های شخصیتی گنجونده بشه! مثلا یه نویسنده ، یه ،یه دوست بودن می تواند در یک رویداد هم بروز کنه مثلا نمایشگاه ،کلاس ،مهمانی میتونه یک تلاش باشه! مثل خوری، زدن(درس خوندن)، کاری میتونه یه صفت باشه! مثلا ممد است! که حاکی از بزرگی محمد دارد یا شاید فعل باشه! وقتی یک نفر کلی صحبت می کند و فقط در جوابش میگویید: ، خب این می توانید گنجینه ای از جملات و افعال باشد اگه تو میوه ها آلبالو باشه که به تمام. بهم گفت فکر کنم
من زهرا من آرمانی چیه
خود واقعی زهرا کیا
دوست داره چه کاره بشه
 
اینو میدونم که زهرا واقعی یه که ارومه
زیاد گریه میکنه
نه چیزی که هست به نظر بقیه قوی و آروم
اینو میدونم که کار با آدما رو دوست نداره
میتونه ه
ولی ازش انرژی میگیره
بچه ها رو دوست داره
دوست داره نقاشی بکشه
 
  آدم در حد کپک مخاطی مغز نداشته باشه که وقتی یکی داره درس میخونه هی بیاد بپره پا وسط درساش. خیلی خوبه ادم))یکم(( فکر کنه و خودخواه نباشه. مگه نه مارچینه؟ مارچینه:همون کپک مخاطی ___ #وای ببین انقدر قاطی یهو فوش نوشتم: حالیم نشد: گنجیدن این همه احساسای متناقض و متناقش... محاله،محاله.مخصوصا که کارتمو پرینت گرفتم: دوباره همون جای همیشگی£ اه خب چرا اونجا،خب شریف چشه؟چرا نیفتادم اونجا،اخه اون دستشویی بوگندو هم شد حوزه؟؟؟ دارم به زندگیم شک میکنم،الان د. خیلی حالم بده. نمیتونم بگم نمی دونم چرا. مسیر رو درست پیش نمیرم. مثل این می مونه که یادت بره دنده عوض کنی و هی بگی نمیدونم چرا ماشین درست راه نمیره! اطرافم پر از آدمهاییه که نباید باهاشون باشم اما هستم! دوست صمیمیم درگیر ازدواج و فرزندی شده که اصلا باهاش همخوانی نداره! اصلا تیپ زندگیش و شخصیتش این چیزها رو شامل نمیشد! نزدیکترین دوست م هم دچار افسردگی عمیق شده و بهش میگی چطوری میزنه زیرگریه! خودش هیچ حرکت خاصی تو زندگیش نکرده و هی انتظار داره زن. 10things your dad never told you:
ده چیزی که پدرت هرگز به تو نگفته

he always prays for you.
او همیشه برای تو دعا میکنه

he worked so much to provide you with a better life
او اینهمه کار میکنه که تو زندگی بهتری داشته باشی

he worked so your mom could be at home
او کار میکنه تا جایی که ممکنه مادرت در خانه در کنار شما باشه

he much rather would have been with you than at work
او ترجیح میده با تو باشه تا سر کار

he was always proud of you
او همیشه به تو افتخار کرده

he watched you and prayed over you while you slept
وقت. چه قشنگه ...

اینکه آدم یکیُ داشته باشه که وقتی دلش گرفت زنگ بزنه بگه دلم گرفته
اونم بگه : قربون دلت مگه من مُردم که دلت گرفته؟وقتی عصبانی هستی و کل کل کردی درکت کنه و بعد که گفتی : ببخشید عصبانی بودم
بگه : اشکالی نداره .مهم اینه که الان خوبیآدم باید یکیُ داشته باشه که شبا با فکر اون خوابش ببره و با صدای اون صبحا بیدار بشه

یکی که دلش گرم باشه به بودنش و دوست داشتنش
که بدونه هرچقدرم قهر و آشتی کنند ی جاشو نمی گیره و اول و آ مالِ خو. یه نفر از تو یکی از گروه های سلامتی که عضو بوده پیداش کرده و براش پیام فرستاده.
خودشو یه پسر 27 ساله معرفی کرده که عمیقا ازش خوشش اومده و قصد آشنایی بیشتر باهاش داره.ع شم براش فرستاده.
دوست ما از اونجایی که خاطرخواهای دانشگاش چند بار تو وایبر یا تلگرام مزاحمش شده بودن، از یک طرف تردید داره که جوابشو درست درمون بده که نکنه اونا باشن که با ای دی فیک دوباره اومدن سراغش،از طرف دیگه داره کم کم جذب شخصیت طرف میشه.
می گه گفته می خوام بیام شهرتون . دوشنه هفته قبل ساعت قبل از هشت دنبال زمان بودم و به این فکر که زمان تو لحظه دیگه قراره چه معجزه ای رو برام رخ بده ساعت نه و نیم کلاسم تموم شد ز.ن گف میخاد بره دانشکده ادبیات برا نمایشگاه کتاب ...منم رفتم داشتم کتابا رو نگاه می که یهو یکی صدام کرد خانوم لطفا...رومو برگردوندم...پ بود....کمی حرف زدیم و گفت با ن.ع کلاس داره...منم کنجکاو برا دیدن ستادی که پ عاشقش بود و ازش تعریف ها شنیده بودم...از سیگاری بودنش و از تیکه های بامزش...ز.ن گف من نمیام چون شنیدم ای. اندر احوالات این روزهای پسرک مامی سیما: دوازدهمین دندون گل پسربه سلامتی داره نمایون میشه...6تا بالا و6تا پایین. به من میگیه مـــــامـــــا وبه باباش میگه باباالبته موقعی که میخواد خودشو شیرین کنه به من میگه ماما میما(جیگرم به سیما میگه میما) وبه نادی میگه بابا دادر ماشالا خوش غذاست وخیلی شامی رودوست دارهالبته شیر هم دوست میداره که به شیر میگه ژیــــرالبته اینقدر که راه میره وفعالیت داره گوشت توی تنش نمیمونه به تموم آقایون میگه عمو وبه یه سری میگه آآآآگا (آقا)وخانمها آلهبه همه سلام میده واحوالپرسی میکنه.این مدلی:" الام اوووبی؟ " شخصیت کارتونی مورد علاقش باب اسفنجی هستش.هرجا نشونی از باب ببینه باید اونوداشته باشه.از عروسک،قلک،موبایل اسباب بازی،جاسوییچی،برچسب،لباس وهرچی که فکرکنید باب اسفنجی داره باید داشته باشهنمیدونم بچه توی این سن چه تحلیلی میتونه داشته باشه ازاین کارتون؟تازه به باب هم میگه دادادیگه همه فامیل فهمیدن دادا کیه.چون پسری وقت گیر بیاره از دادا تعریف میکنه.اگه این باب دختر بود فکرکنم مهدی بااون ازدواج میکرد ،اینقدرکه بهش علاقه دارهتیتراژش شروعش روهم بلده کافیه یکی ناخدا بشه وبگه آماده این بچه ها و.............. این متن خیلی به دلم نشست : ما دنبال عاشق واقعی هستیم......عاشق واقعی کیه؟؟؟ خیلی جالبه بدونیم که عاشق واقعی یه که اول خودشو دوست داشته باشه، به خودش احترام بذاره.اگه شما موفق شدی یک روز خودت رو به یک مهمانی شام تک نفره دعوت کنی خودتو دوست داری ... ولی همیشه آویزونیم یکی دیگه باید باشه،حتی دانشجو ها تنها سلف نمیرن، می گرده یکیو پیدا کنه باش بره... ....این چسبندگیه نشون میده تو فردا چسبندگی خواهی داشت. عاشق واقعی یه که به خودش احترام بذاره ، به دیگرانم احترام بذاره. عاشق واقعی یه که گ عشق نمی کنه...عزیزااااااان !!!!!!!!!!!!....گ عشق نمی کنه.
عاشق واقعی یه که نقش بازی نمی کنه، هیچ ترسی هم از قطع رابطه نداره ،خود واقعیشو نشون میده واهمه ای هم نداره ، یا خود واقعی پذیرفته میشه یا نمیشه ، شد شد نشد نشد ....خداحافظ شما ...پس مثل اینکه شما نمی تونی با من کنار بیای .... ....خود واقعی .....
و همیشه گفتیم بهترین بهترین خودت باش ...نه دیگه...
عاشق واقعی این آدمه. اگه در یک رابطه دیدی که اون داره به تو بیشتر عشق میده یا تو داری به اون بیشتر عشق میدی ،این داد و ستد غلطه...اینا نباید وجود داشته باشه،اینجا یه جای کار ایراد داره ، اینجا فرد داره وارد یک سیکل معیوب میشه ، نتیجش هم مشخصه چه خواهد بود.
شما اگه دنبال عشق هستید ، اول عشق رو خودتون بدید، بعد مطمئن باشید
عاشق واقعی میشید و اون فردی رو هم که مناسب شماست پیداش می کنید ....به امید خدا
ممکنه یک تعدادی از شما بگید که آدم خیلی خودشو دوست داشته باشه بهش میگن تو خود خواهی ....آره ما خود خواهیم، « ما اگه خود خواه نباشیم چطور می تونیم دیگر خواه باشیم ؟؟؟ » عاشق واقعی یه که معشوق و محبوب رو در اولویت قرار میده ولی خودش رو قربانی نمی کنه ، خودش رو فراموش نمی کنه ، خودش رو پایمال نمی کنه
عاشق واقعی اینه...آره ....عاشق واقعی باشید، و اگه معشوقتون رو پیدا نکردید گ عشق نکنید ، چون از ابتدای داستان شما بازنده اید. خیلی جالبه بدونید، تو یه ارتباطی شما با جنس مقابلتون ، زمانی که دارید همو می شناسید ، می خواید پایه ریزی کنید برای یک رابطه سالم ماندگار ، هر دو نفر شما تحت تأثیر اون دلبستگی 3 سال اول زندگیتون هستید.
تو 3 سال اول زندگی ، مخصوصا در سال اول زندگی یعنی وقتی 1 س ه
رفتار مراقبین اولیه تو یعنی پدر و مادر و مخصوصا مادر با تو هر طور بوده
دقیقا تو این رفتار هارو می گیری در آینده به بیرون و اطراف پخش می کنی... بهش میگیم:« الگوی ارتباطی ناشی از دلبستگی اولیه » خانم سعیده هادی راستش، این روزا یکی از دلخوشیام تو مدرسه ست. این که مثلا برم تو حلقه ببینمش. یا مثلا وقتی دارم سیبمو گاز می زنم صدام کنه. یا اینکه بخنده بهم وقتی دارم به دوستش سلام می کنم و می گم: « من عطیه م! اسمت رو بهم می گی؟ :)) » اون انرژی مثبته رو داره. همون انرژی مثبتی که پارسال باعث شده بود یه مدت کل زندگیم بشه دنبال فعالیت های جناب «ن». همون انرژی مثبتی که باعث شده بود از «س» خوشم بیاد. همون انرژی مثبتی که باعث میشه هر سری با دیدن «م» لبخند بیاد رو لبم. می دو. وب همه عشقام تبریک میگم بخصوص محمد مهدی جوووووون وحجت جووووووون امید وارم اگ بامن نیستن بایکی مثل من باشن،مثل من یکی اینقدر دوستشون داشته باشه. مهدی ببین اگ آز وقتی ک من عاشقت شدم ینی پارسال آذر ماه اگ دوست میشدیم الان ب عنوان 2تاازهم کادو داشتیم ولی من هر سال این روز عزیز رو بت تبریک میگم. حنیف تواینستاگرام پست گذاشته بود i love you m حالا ما نمیدونیم این m کیه امیدوارم هرکیه مثل حنیف خوب باشه.مغرور نباشه!! از اینستای مهدی هم بی خبرم!ایشاا...ک عشق . دختر باس... چشم و ابرو مشکی باشه... مو داشته باشه تااااا کمر.. ناخناش بلند باشه.. شیطون باشه.. ناز کنه واست.. لوس باشه.. هی دم دیقه بهت گیر بده.. بیرون که میری فورا دستتو بگیره.. غذاشو بسوزونه ادم کلی بهش بخنده.. موقع ظرف شستن, بشقاب از دستش بیوفته بشکنه تا سرویسش ناقص شه.. با صداش ارومت کنه.. اصن صداش باس ناز باشه.. هر روز ازت لواشک بخاد.. باس هر روز مشت و م بده همچین خستگیت در بره.. بی دلیل واسه اینکه منت شو بکشی قهر کنه.. از رعد و برق بترسه.. و بدو بدو بیاد ب. آدم هیچ وقت نباید بگه دیگه از من گذشته و امتحان های زندگی مو پس دادم و امتحانی نمونده. مادربزرگ من نزدیک به هشتاد سالگی سخت ترین امتحان زندگی شو پس داد! خدا حفظش کنه برامون.قلب پی نوشت: قبلا هم خیلی دوسش داشتم ولی الان یه جور خاصتری دوسش دارم. چون فکر میکنم تنها یه که دقیقا به اندازه و به عمق محبت مادرانه دوستمون داره. آدم یکیو میخواد که اندازه مادرش دوستش داشته باشه. حتی هم هرچی باشه است! ولی مادربزرگ میتونه تا حدی این خلا رو پرکنه. چون محبتش از همون محبتی که به مامانمون داشته نشات میگیره و از جنس همونه. خدا ان شاء الله اجر کثیر بده بهش. خیلی سخت گذشت و میگذره بهش. با این حال همش به فکر ماست. قلب متاهل ها دوست دارند به دوران مجردی برگردند ، مجرد ها دوست دارند ازدواج کنند. ک ن دوست دارند زود تر بزرگ شوند ، بزرگتر ها دوست دارندبه دوران کودکی برگردند. شاغلان از شغلشان می نالند ، بی کاران دنبال شغل اند. فقرا حسرت ثروتمندان را می خورند ، ثروتمندان از دغدغه هایشان می نالند. آدم های معروف می خواهند خودشان را از دیگران مخفی کنند ، دیگران دنبال مشهور شدند. سیاه پوستان دوست دارند سفید شوند ، سفید پوستان خود را برنزه می کنند. اما هیچ نمی داند تنها فرمون خوشحالی (خوشبختی) این است : قدر داشته هایت را بدان و از آن ها لذت ببر ... ----------+قدر داشته هایت را بدان. خیلی ها هستند که آرزوی داشته های تو را دارند. واقعا هر چی قدر اونی رو که داره رو نمی دونه. گاهی باید یه چیز رو از دست بدیم تا تازه قدر دانش باشیم. قدر داشته هات رو بدون. قدر پاهات رو. که خیلیها هستند تو حسرت یه لحظه رو پای خودشون راه رفتنن.قدر چشمات رو. که خیلی ها هستند که آرزو دارن تنها یه باره دیگه غروب خورشید رو ببینن.قدر سلامتیت رو. قدر دان باش. نه ناسپاس ... تا 3 نشه بازی تشه اولین خواستگار امد بد اخلاق بود دومی امد خسیس بود سومی بیاد ببینم چی هست دوست داری خواستگاری که برای تو میاد چه شکلی چه فرمی باشه چاق باشه لاغر باشه متوسط باشه قد بلند باشه قد کوتاه باشه  سبیل دار دوست  داری  یا  بی  سبیل سیاه باشه یا پوستش سفید باشه خلاصه هر جوری که دوست داری باشه  امیدوارم   زینت  خانم  برای  تو  خواستگار  مورد  علاقه ات باشه  شوهر  خوبی  پیدا  کنی - راستش اولین چیز. یه نفر از تو یکی از گروه های سلامتی که عضو بوده پیداش کرده و براش پیام فرستاده.
خودشو یه پسر 27 ساله معرفی کرده که عمیقا ازش خوشش اومده و قصد آشنایی بیشتر باهاش داره.ع شم براش فرستاده.
دوست ما از اونجایی که خاطرخواهای دانشگاش چند بار تو وایبر یا تلگرام مزاحمش شده بودن، از یک طرف تردید داره که جوابشو درست درمون بده که نکنه اونا باشن که با ای دی فیک دوباره اومدن سراغش،از طرف دیگه داره کم کم جذب شخصیت طرف میشه.
می گه گفته می خوام بیام شهرتون . یادت هست گاهی روبروت می نشستم و نگات می . می پرسیدی چته؟ می گفتم دلم واست تنگ شده. می گفتی خوب من که همینجام، روبروت نشسته ام و من می گفتم عزیز من! حتی وقتی روبروم نشسته ای و میبینمت هم دلم واست تنگ میشه چه برسه به وقتی که زبونم لال نباشی. همچین حکایتی داره این دلتنگی من. این رو هم خوب میدونی تو دنیا هیچکی تاکید میکنم هیچکی تو رو اندازه من دوست نداره. اصلا بذار خی رو راحت کنم تو دنیا هیچکی ی رو نمیتونه اندازه ای که من تو رو دوست دارم دوست داشته باشه. حالا با این حد دلتنگی و این حد دوست داشتن خودت می تونی بفهمی که حال و روز من چه جوریه و موهای سفیدی که دیده بودی چقدر بیشتر شده. راستی این گل رو هم بذار روی موهای قشنگت. جایی که همیشه خودم میذاشتمش همین..... مواظب خودتم باش گلم خیلی زیاد. نه اونقدر خوبم که آدما شیفته ام باشن، نه اونقدر بد که ازم متنفر باشن. نه اونقدر محبوب که همیشه دورم شلوغ باشه، نه خیلی منفور که همیشه تنهاترین باشم. نه زیاد بدشانس، گرچه شاید بودم همیشه، اما هنوز خیلی امیدوار. نه اونقدرها هم عالی تو قشنگی، تو کار، تو هنر، تو خانواده و ثروت، و نه خیلی فقیر تو تمام اینا.
آدمی به این متوسطی فقط به یه تعداد آدم باکیفیت احتیاج داره برای خودش، که خیالش راحت باشه زندگیش پوچ نیست. به اونقدری ثروت احتیاج داره که در ا. حجاب حجاب حجاب!که چی؟! نمیشه زورکی با حجاب کرد! بخاطر کارای شما همه زده شدن از حجاب! حجاب ی امر شخصی یکی دوست داره با حجاب باشه یکی دوست نداره! همه چی به فهم و عقل خود شخص داره! هر کی خدار و قرآنو درک کرد میشه ی با حجاب چه مانتویی چه چادری! یکی به اون درجه نرسید که ان شالله میرسه میشه با حجاب! خیلی بد حجاب ها از صدتا چادری بهترن! حداقل دورو نیستن و شاید از خیلی چادری ها پاک تر باشن! بعضی چادریا فقط از چادر سوئ استفاده می کنند متاسفانه اینا چادری واقع. حجاب حجاب حجاب!که چی؟! نمیشه زورکی با حجاب کرد! بخاطر کارای شما همه زده شدن از حجاب! حجاب ی امر شخصی یکی دوست داره با حجاب باشه یکی دوست نداره! همه چی به فهم و عقل خود شخص داره! هر کی خدار و قرآنو درک کرد میشه ی با حجاب چه مانتویی چه چادری! یکی به اون درجه نرسید که ان شالله میرسه میشه با حجاب! خیلی بد حجاب ها از صدتا چادری بهترن! حداقل دورو نیستن و شاید از خیلی چادری ها پاک تر باشن! بعضی چادریا فقط از چادر سوئ استفاده می کنند متاسفانه اینا چادری واقع. امروز من حرف زدم
نمیدونم بعدش میتونم دوباره حرف بزنم
یا نه
شاید بستگی به واکنش بقیه داره
این که بعدش بد شدن حال باشه
این که بعدش سکوت دردناک باشه
این که حرف زدن من ارزش واکنش بعدی رو داره
اصلا من مهم هستم یا نه؟
  مرا کم،اما همیشه دوست داشته باشعشقی که گرم و شدید است، زود می سوزد و خاموش می شود من سرمای تو را نمی خواهم، و نه ضعف یا گستاخی ات را عشقی که دیر بپاید شت ندارد، گویی که برای همه ی عمر، وقت دارد مرا کم اما همیشه دوست داشته باش.... این وزن آواز من است اگر مرا بسیار دوست بداری، شاید حس تو صادقانه نباشد کمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پایان نرسد! من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک، اما صادقانه باشد من راضی ام دوستی پایدار از هر چیزی بالاتر است مرا ک. بچه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شب میرم مهمونی!
همیشه فانتزیم بود بیام خارج اولش قاطی نشم با هیچ تا که آدما رو کم کم بشناسم و بتونم کم کم دوستای خوب پیدا کنم هم ایرانی و هم خارجی و بعد از مدتی باهاشون رفت و آمد کنم و این فانتزی به واقعیت پیوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
من قبل ازین دعوتها رو رد می

ولی الان دیگه به درجه ای از اون دوستی ای که مد نظرم هست رسیدم که امشب رو میرم مهمون. یه چیز بگم من همیشه برا مامان بابام بهترین بچه بودم
برا خدا هم بنده خوبی بودم
ولی همیشه نگران بودم
همیشه انگار کافی نبودم
فکر کنم دیگه بس باشه
نمیدونم باید چه کار کنم
باید هر روز به خودم بگم
زهرا تو خیلی خوبی
خدا دوست داره
مامانت دوست داره
باید یه جا دست بکشم از فشار زیادی به خودم
مثل مامانم
که همیشه احساس میکنه
کافی نیست و باید یه کاری کنه دیدی بعضی وقت ها هجمه ی اتفاقات غافل گیر کننده میاد سراغت؟ همون وقت ها که دلت می خواد بری یه گوش گلوله شی تو خودت٬ بغض شی. گریه شی. همون وقت ها که همه چی یهو اونطوری نیست که انتظارشو داری. عیب نداره٬ عمرت شاید٬ و فقط شاید بلندتر ازین حرفا باشه. بلندتر ازینکه بخوای بخاطر این قصه هایی که تو زندگیت پیش میاد خودت رو عذاب بدی. شاید اون ناراحتی لحظه ای باشه. ولی یه لحظه ای که می تونه دیگه آ ین لحظه های زندگیت باشه. ولی می بینی! یا ارزشش کم تر ازینه که خود. اینجور نبود که هرکی باید شغل داشته باشه تو خونه و اینا مثلا" الان اینجوری شده که میگن آقا پسر چیکارن مثلا" یا خونه داره ماشین؟ پول ولی باس باشه.. حالا ینی من خودمم فک میکنم باحال بوده یه جورایی.. مثلا" بابا کشاورز بود بچه هاشم میبرد سر زمین بازاری بود میبرد حجره اما الان که اداری شده خیلی قضایا باس سختی بکشی! یکم درهم حرف زدم ولی میخواست یه آرامش و تسکین بده خیلی خوب بود! کارا هنری و سرگرمی و اینام بد نیس سال 95 با هم بالا بلندی ها گذشت ان شالله سال 96 بهتر از 95 باشه برای همه برای اونای 95 خوب بوده 96 بهتر باشه و یک ایز برای همه داشته باشه هرجند 95 ؛96 ؛ 97 نداره ولی شاید........