داستان کامل رستم

ب اولین داستان بلند حقیر، که مسلما دارای نقاط ضعف بسیاری چه در نگارش و چه در داستان پردازیست. صادق خونا میتونن سبک داستان رو به خوبی حس کنن، سبکی گنگ، تاریک و بسته ست و در کنار اون دارای فضاها و اتفاقات هیجانی و دلهره آور است. خواهش حقیر اینکه ازونجایی که تک تک جملات با هدفی خاص و ح ی خلصه نوشته شدن، کم و لی با دقت بخونین تا لذت نوشته زایل نشه. نظر و انتقاد یادتون نره.. امیدوارم از داستان لذت ببرید. سایه، فصل اول ب اولین داستان بلند حقیر، که مسلما دارای نقاط ضعف بسیاری چه در نگارش و چه در داستان پردازیست. صادق خونا میتونن سبک داستان رو به خوبی حس کنن، سبکی گنگ، تاریک و بسته ست و در کنار اون دارای فضاها و اتفاقات هیجانی و دلهره آور است. خواهش حقیر اینکه ازونجایی که تک تک جملات با هدفی خاص و ح ی خلصه نوشته شدن، کم و لی با دقت بخونین تا لذت نوشته زایل نشه. نظر و انتقاد یادتون نره.. امیدوارم از داستان لذت ببرید. سایه، فصل اول چند شب پیش تلویزیون یه سینمایی پخش کرد به اسم داستان درخت.داستان از این قرار بود که یه پسر بچه تقریبا ده ساله با مادرش زندگی می کرد و مادرش سرطان داشت.باباش جدا شده بود از مادرش و تو مدرسه هم همکلاسی هاش اذیتش می .یه هیولای درختی یه شب اومد و گفت من سه شب سه داستان تعریف میکنم و شب چهارم تو داستانت رو میگی.داستان های درخت ربط به زندگی پسر داشت و درخت سعی می کرد با اونا حال روحی پسر رو خوب کنه.داستان پسر کابوسی بود که هر شب میدید که مادرش از پرتگاه. پارسایی داستانی است که روایت گر زندگی مردمی آشناست که درس رشادت ودلیری واز خود گذشتگی را به ما می آموزند.داستان داستان خانواده ای است که با اعمال خویش صفحه ی تاریخ را زیبا کرده اند. دراین رمان درهرفصل زندگی یکی از اعضای خانواده ی پارسا را روایت می کند وشوق وتشویق خوانده را بر می انگیزد. داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدیدتسلیم بودن در برابر حق و منطق
تاریخ پخش: 09/06/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی قوی»
بحث ما در مورد این است که نسبت به حق تسلیم باشیم ولو به ضرر ما باشد. یک ی حرفش حق است. کشوری حرفش حق است، بچه ای، بزرگی، خانمی، مردی، هر ی حرفش حق است، تسلیم حق باشیم. تسلیم قانون باشیم. تسلیم منطق باشیم. نگوید: من گفتم. یکی از حرف های غلطی که در ایران می گویند: این است که حرف مرد یکی است! این از دروغ هاست. حرف مرد باید حق باشد. اگر شما حرف زدی، شش تا باطل بود، بگو: من شش تا حرف زدم، از هر شش تا برگشتم. حرف مرد حق است، نه حرف مرد یکی است.
نه من گفتم: باید طلاقش بدهم. خوب شما گفتی، غلط کردی. نباید طلاق بدهی. من گفتم باید... نباید طلاق بدهی. من گفتم: باید چنین کنم. من گفتم باید... برای خودمان یک چیزی را مصور می کنیم مثل بت پرست ها، بت پرست ها با دست خودشان بت می تراشیدند و مقابل بت خودشان گریه می د. قرآن می گوید: «أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون‏» (صافات/95) با دست خودت تراشیدی حالا گریه می کنی؟ با دست خودمان آداب و رسومی را تراشیدیم، خودمان در آداب و رسوم خودمان گیر کردیم. می گویند: ی اسم بچه اش را رستم گذاشت. می ترسید صدایش بزند. خودش زاییده بود و خودش هم رستم گذاشته بود ولی چون رستم پهلوان بود.
1- ارزش کارها، به مقدار تسلیم بودن در برابر خدا
در مورد تسلیم حرف می زنیم. ارزش کار به مقدار تسلیم است. و لذا ی یک کاری د ولی دلش نخواهد، قبول نیست. یک مثل قرآنی بزنم. یک کشته ای در جاده افتاده بود. یک قبیله می گفت: اینها کشتند. یک قبیله می گفت: آنها کشتند. نزد موسی آمدند که این را چه ی کشته است. موسی به خدا گفت: قاتل این چه ی است؟ خدا به موسی گفت: ی را بکشید. این که کشته شد، کشته ی را به آن کشته بزنید، کشته به کشته که خورد زنده می شود و بلند می شود می گوید: قاتل من چه ی است. تا گفتند: ، ی که کشته بود. گفت: کدام ؟ چه ی؟ سنش چقدر باشد؟ می خواست طرح اجرا نشود. هی بهانه می آورد. بهانه های بنی ی می آورد. سوره بقره هم به معنی است بخاطر این ماجرایی که درونش آمده است. بالا ه بعد از همه بهانه ها «فَذَبَحُوها» (بقره/71) ذبح د. قرآن پشت سر «فَذَبَحُوها» می گوید: «وَ ما کادُوا یَفْعَلُون‏» کشتند. بعد می گوید: نخیر! نکشتند. اِ... کشتند، نکشتند یعنی چه؟ «ذبحوا» ذبح د، کشتند. می گوید: «وَ ما کادُوا یَفْعَلُون‏» چرا؟ برای اینکه اینها کشتند اما دلشان همراه با این عمل نبود. باید دل هم همراه باشد.
آدم ریاکار رو به خدا می ایستند، پوستش این است که دارد با خدا حرف می زند، اما ریاکار است. یعنی برای خدا نیست. چون دلش با عملش نیست، ش قبول نیست. ریا شرک مخفی است و هم باطل است. حتی اگر برای خدا نباشد، ولی جایش، بگوید: من صف اول می روم که دوربین مرا نشان بدهد. برای خداست اما مکانش برای غیر خداست. باطل است. زمانش، اول وقت بخوانیم که بگویند: فلانی آدم خوبی است. باز زمان برای غیر خدا باشد باطل است. مکان برای غیر خدا باشد باطل است. واجبی را برای غیر خدا بگوییم، مستحبی را برای غیر خدا بگوییم، باطل است. چرا؟ برای اینکه ظاهرش این است که من رو به خدا هستم اما باطل است. هایی که می خوانیم رو به قبله می ایستیم و وضو هم می گیریم اما دلمان جای دیگری است. چقدر از قبول است. حدیث داریم از مقداری قبول است که دلت باشد. لذا یک ی می خواند، یک پنجم حواسش جمع است. یک پنجم ش قبول می شود. خودش همینطور است. یک گل که می ی جایی را می خوری که لک ندارد. هرجا پوسیده باشد، آن قسمتی از میوه را می خوری که سالم است. خدا هم همینطور است. قسمتی از قبول است که دلت باشد. دل نباشد، قبول نیست. 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید تسلیم بودن در برابر حق و منطق،  بخس اروم چمه را خیلی باریکه بخس اروم بی اشته دنیا خیلی تاریکه بخس اروم اشته شیرنه خاوی قربون اشته سر نیویسو اشته تاوی قربون زونوم ننه نداری چه پا سری سر پنه ی زونوم بی ی واسی سنگی سری سر پنه ی دنیا تنی رحم کرده نی دنیا کیه ک خم کرده نی علی رستم پور هفتخوانی بخواب ارام راهمان خیلی باریکه بخواب ارام بی تو دنیا خیلی تاریکه بخواب ارام فدای خواب شیرینت فدای سرنوشتو طاقتت میدانم مادر نداری رو پایش سر گذاری میدانم از بی ی روی سنگ سر میگذاری دنیا ب تو . بخس اروم چمه را خیلی باریکه بخس اروم بی اشته دنیا خیلی تاریکه بخس اروم اشته شیرنه خاوی قربون اشته سر نیویسو اشته تاوی قربون زونوم ننه نداری چه پا سری سر پنه ی زونوم بی ی واسی سنگی سری سر پنه ی دنیا تنی رحم کرده نی دنیا کیه ک خم کرده نی علی رستم پور هفتخوانی بخواب ارام راهمان خیلی باریکه بخواب ارام بی تو دنیا خیلی تاریکه بخواب ارام فدای خواب شیرینت فدای سرنوشتو طاقتت میدانم مادر نداری رو پایش سر گذاری میدانم از بی ی روی سنگ سر میگذاری دنیا ب تو . ایسنا نوشت: جلد چهارم «پرسه در حوالی داستان امروز» زیر نظر حسین سناپور منتشر شد. 1.مسابقه گویندگی: در این بازی هر کودکی سعی می کند متنی را که از قبل تنظیم شده است بدون اشتباه بخواند (به تقلید از گویندگان اخبار تلویزیون و رادیو) 2.بازی نقل خاطره، داستان، شعر، معما و لطیفه: از ک ن خواسته می شود با آرامش کامل، یکی از خاطرات خود یا داستان و شعری را که به یاد دارند برای دیگر اعضای گروه تعریف کنند.نتیجه گیری از خاطرات و داستان ها با هدایت بزرگترها و توسط اعضای گروه انجام می شود. 3.بازی چه ی می تواند دیگران را بخنداند؟: یکی از ک ن مسئو. هنوز سرم پایین بود که خواهرش تعریف می کرد از مکان زندگیش از دومین دختر خانواده بودن و از آ ین دختر خانواده خواهرش. اینجا قاعده باید تغییر می ن باید بر می گشتم به عقب داستان را از عقب شروع می ولی این کار را ن من سرم را بالا نگرفتم و داستان را نگاه ن من فلش نزدم به عقب ترسیدم بر گردم به عقب اگر این کار را می داستان را ادامه نمیدادم ولی اینجای داستان گیر نمیتونم بنویسم داستان داره با دانای کل جلو میره میتازه و میره چه حالیش است که اول شخص تو دلش چه . محسن پرویز صبح امروز در کارگاه آسیب شناسی داستان انقلاب حوزه هنری گفت: جای خالی داستان هایی درباره چرایی شکل گیری انقلاب در ادبیات انقلاب احساس می شود. چراکه در حال حاضر از زمان پیروزی انقلاب فاصله زیادی… اختصاصی از نیک فایل تحقیق کامل درباره داستانی از کتاب داستان راستان شهید مطهری با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 5 داستانی از کتاب داستان راستان شهید مطهریدربارگاه رستمرستم فرخ زاد ، با گران و ساز و برگ کامل ، برای سرکوبی مسلمانان‏ که قبلا ش ت سختی به ایرانیان داده بودند ، وارد قادسیه شد . مسلمانان‏ به سر کردگی سعد و قاص تا نزدیک قادسیه جلو آمده بودند . سعد عده‏ای را مأمور کرده بود تا پیشاپیش به عنوان " مقدمه الجیش " و پیشاهنگ‏ حرکت کنند . ریاست این عده با مردی بود به نام زهره بن عبدالله . رستم‏ پس از آنکه شبی را در قادسیه به روز آورد ، برای آنکه وضع دشمن را از نزدیک ببیند سوار شد ، و به راه افتاد و در کنار اردوگاه مسلمانان بر روی تپه‏ای ایستاد و مدتی وضع آنها را تحت نظر گرفت . بدیهی است نه عدد و نه تجهیزات و سازو برگ مسلمانان چیزی نبود که اسباب وحشت بشود . اما در عین حال ، مثل‏ اینکه به قلبش الهام شده بود که جنگ با این مردم سر انجام نیکی نخواهد داشت ، رستم همان شب با پیغام ، زهره بن عبدالله را نزد خود طلبید ، و به او پیشنهاد صلح کرد ، اما به این صورت که پولی بگیرند و برگردند سرجای خود . رستم با غرور و بلند پروازی - که مخصوص خود او بود - به او گفت : " شما همسایه ما بودید و ما به شما نیکی می‏کردیم . شما از انعام ما بهره‏مند می‏شدید و گاهی که خطری از ناحیه ی شما را تهدید می‏کرد ، ما از شما حمایت و شما را حفظ می‏کردیم ، تاریخ گواه این مطلب است " . سخن رستم که به اینجا رسید.زهره گفت : " همه اینها که راجع به گذشته گفتی صحیح است ، اما تو باید این‏ واقعیت را درک کنی که امروز غیر از دیروز است . ما دیگر آن مردم‏ نیستیم که طالب دنیا و مادیات باشیم . ما از هدفهای دنیایی گذشته‏ هدفهای آ تی داریم . ما قبلا همان طور بودیم که تو گفتی ، تا روزی که خداوند پیغمبر خویش را در میان ما مبعوث فرمود . او ما را به خدای یگانه خواند . ما دین او را پذیرفتیم . خداوند به پیغمبر خویش وحی کرد که اگر پیروان تو بر آنچه به‏ تو وحی شده ثابت بمانند ، خداوند آنان را بر همه اقوام و ملل دیگر تسلط خواهد بخشید . هر به این دین بپیوندد عزیز می‏گردد و هر تخلف کند خوار و زبون می‏شود " . رستم گفت : - " ممکن است در اطراف دین خودتان توضیحی بدهی ؟ " - " اساس و پایه و رکن آن دو چیز است : شهادت به یگانگی خدا و شهادت به رس محمد ، و اینکه آنچه او گفته است از جانب خدا است " . - " اینکه عیب ندارد ، خوب است دیگر چی ؟ " - " آزاد ساختن بندگان خدا از بندگی انسانهایی مانند خود " ( 1 ) . " این هم خوب است . دیگر چی ؟ " - " مردم همه از یک پدر و مادر زاده شده‏اند ، همه فرزندان آدم و حوا هستند ، بنابراین همه برادر و خواهر یکدیگرند " ( 2 ) . - " این هم بسیار خوب است . خوب اگر ما اینها را بپذیریم و قبول‏ کنیم ، آیا شما باز خواهید گشت ؟ " - " آری قسم به خدا ، دیگر قدم به سرزمین‏های شما نخواهیم گذاشت ، مگر به عنوان تجارت یا برای کار لازم دیگری از این قبیل . ما هیچ مقصودی جز اینکه گفتم نداریم " . - " راست می‏گویی . اما یک اشکال در کار است ، از زمان اردشیر در میان ما مردم ایران سنتی معمول و رایج است که با دین شما جور در نمی‏آید . از آن زمان رسم بر این است که طبقات پست از قبیل کشاورز و کارگر حق‏ ندارند تغییر شغل دهند و به کار دیگر بپردازند .اگر بنا شود آن طبقات‏ به خود یا فرزندان خود حق بدهند که تغییر شغل و طبقه بدهند و در ردیف‏ اشراف قرار بگیرند ، پا از گلیم خود درازتر خواهند کرد و با طبقات‏ عالیه و اعیان و اشراف ستیزه خواهند جست . پس بهتر این است که یک‏ بچه کشاورز بداند که باید کشاورز باشد و بس ، یک بچه آهنگر نیز بداند که غیر از آهنگری حق کار دیگر ندارد و همینطور . . . " . - " اما ما از همه مردم برای مردم بهتریم ( 3 ) . ما نمی‏توانیم مثل‏ شما باشیم و طبقاتی آنچنان در میان خود قائل شویم . ما عقیده داریم امر خدا را در مورد همان طبقات پست اطاعت کنیم . همان طور که گفتم به‏ عقیده ما همه مردم از یک پدر و مادر آفریده شده‏اند و همه برادر و برابرند . ما معتقدیم به وظیفه خودمان درباره دیگران بخوبی رفتار کنیم ، و اگر به وظیفه خودمان عمل کنیم ، عمل ن آنها به ما زیان نمی‏رساند . عمل به وظیفه مصونیت ایجاد می‏کند " . زهره بن عبدالله اینها را گفت و رفت . رستم بزرگان را جمع کرد و سخنان این فرد مسلمان را برای آنان بازگو کرد . آنان سخنان آن مسلمان را به چیزی‏ نشمردند . رستم به سعد و قاص پیام داد که ‏ای رسمی برای مذاکره‏ پیش ما بفرست .سعد خواست هیئتی را مأمور این کار کند ، اما ربعی بن‏ عامر که حاضر مجلس بود صلاح ندید ، گفت : - " ایرانیان اخلاق مخصوصی دارند . همین که یک هیئت به عنوان‏ نمایندگی به طرفشان برود آن را دلیل اهمیت خودشان قرار می‏دهند ، و خیال‏ می‏کنند ما چون به آنها اهمیت می‏دهیم هیئتی فرستاده‏ایم . فقط یک نفر بفرست کافی است " . خود ربعی مأمور این کار شد . از آن طرف به رستم خبر دادند که سعد و قاص آمده است . رستم‏ با مشاورین خود در کیفیت برخورد با مسلمانان م کرد که به‏ چه صورتی باشد . به اتفاق کلمه رأی دادند که باید به او بی اعتنایی کرد و چنین وانمود کرد که ما به شما اعتنایی نداریم . شما کوچکتر از این حرفها هستید . رستم برای آنکه جلال و شکوه ایرانیان را به رخ مسلمانان بکشد ، دستور داد تختی زرین نهادند ، و خودش روی آن‏ نشست . فرشهای عالی گستردند . متکاهای زربفت نهادند . مسلمانان‏ ، در حالی که بر اسبی سوار و شمشیر خویش را در یک غلافی کهنه پوشیده و نیزه‏اش را به یک تار پوست بسته بود ، وارد شد . تا نگاه کرد فهمید که‏ این زینتها و تشریفات برای این است که به رخ او بکشند ، متقابلا برای‏ اینکه بفهماند ، ما به این جلال و شکوهها اهمیت نمی‏دهیم و هدف دیگری‏ داریم ، همینکه به کنار بساط رستم رسید ، معطل نشد ، اسب خویش را نهیب‏ زد و با اسب داخل گاه رستم شد . مأمورین به او گفتند : " پیاده شو ! " قبول نکرد و تا نزدیک تخت رستم با اسب رفت ، آنگاه از اسب پیاده‏ شد .یکی از متکاهای زرین را با نیزه سوراخ کرد و لجام اسب خویش را در آن فرو برد و گره زد . مخصوصا پلاس کهنه‏ای که جل شتر بود ، به عنوان‏ روپوش به دوش خویش افکند . به او گفتند : " اسلحه خود را تحویل بده ، بعد برو نزد رستم . گفت : تحویل نمی‏دهم ، شما از ما خواستید و من به عنوان نمایندگی آمده‏ام ، اگر نمی‏خواهید بر می‏گردم . رستم‏ گفت : بگذارید هر طور مایل است بیاید " . ربعی بن عامر ، با وقار و طمأنینه خاصی ، در حالی که قدمها را کوچک بر می‏داشت و از نیزه خویش به عنوان عصا استفاده می‏کرد و عمدا فرشها را می‏کرد ، تا پای تخت رستم آمد . وقتی که خواست بنشیند ، فرشها را عقب زد و روی خاک نشست . گفتند : " چرا روی فرش ننشستی ؟ " گفت : ما از نشستن روی این زیورها خوشمان نمی‏آید " . مترجم مخصوص رستم از او پرسید : - " شما چرا آمده‏اید ؟ " - " خدا ما را فرستاده است ، خدا ما را مأمور کرده بندگان او را از سختیها و بدبختیها رهایی بخشیم و مردمی را که دچار فشار و استبداد و ظلم‏ سایر کیشها هستند نجات دهیم ، و آنها را در ظل عدل ی در آوریم ( 4 ) ما دین خدا را که بیش از سه روز تأخیر جایز ندانیم . من سه روز مهلت می‏دهم تا یکی از سه‏ کار را انتخاب کنید : یا بیاورید ، در این صورت ما از راهی که‏ آمده‏ایم بر می‏گردیم .سرزمین شما با همه نعمتها مال خودتان ، ما طمع به‏ مال و ثروت و سرزمین شما نبسته ایم . یا قبول کنید جزیه بدهید ، یا آماده نبرد باشید " . - " معلوم می‏شود تو خودت فرمانده کل می‏باشی که با ما قرار می‏گذاری " . - " خیر ، من یکی از افراد عادی هستم ، اما مسلمانان مانند اعضاء یک‏ پیکرند ، همه از همند . اگر کوچکترین آنها به ی امان بدهد ، مانند این‏ است که همه امان داده‏اند " همه امان و پیمان یکدیگر را محترم می‏شمارند " . پس از این جریان ، رستم که سخت تحت تأثیر قرار گرفته بود ، با زعمای‏ خویش در کار مسلمانان م کرد ، به آنها گفت : چگونه دیدید اینها را ؟ آیا در همه عمر سخنی بلندتر و محکمتر و روشنتر از سخنان این مرد شنیده‏اید . اکنون نظر
با
تحقیق کامل درباره داستانی از کتاب داستان راستان شهید مطهری
انجمن داستان حیرت در راستای معرفی خلاقانه­ ترین داستان های کوتاه سال کشور، سومین دوره جشنواره حیرت را برگزار می کند. رای کمیته استیناف در خصوص درخواست دادرسی رستم زندی، مسعود اکبری و مرتضی کریمی اعلام شد. با توجه به پرونده محسن قهرمانی داور فوتبال و رفتار غیر ورزشی و دور از شان حرفه ای وی و با توجه به نقش رستم زندی س رست تیم راه آهن مبنی بر اطلاع بعدی از واریز وجه از حساب ایشان از طریق عکاس باشگاه راه آهن، رستم زندی بر اساس حکم کمیته انضباطی به ی ال محرومیت از هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال و پرداخت جریمه ده میلیون تومان محکوم شد.

همچنین مسعود اکبری عکاس باشگاه راه آهن به دلیل انتقال وجه از حساب بانکی رستم زندی به حساب فرد معرفی شده از سوی قهرمانی، به دوسال محرومیت از هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال و پرداخت جریمه پنج میلیون تومان شد و مرتضی کریمی متولی امور داوری باشگاه راه آهن با ایجاد روابط ناسالم مالی و برقراری ارتباط غیر قانونی بین عوامل باشگاه راه آهن و محسن قهرمانی به ده سال محرومیت از هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال محکوم شده است که اشخاص نامبرده درخواست تجدید نظر خود را به کمیته استیناف ارسال و تحت بررسی قرار گرفتند.

کمیته استیناف با ملاحظه کامل محتویات پرونده و برگزاری چندین جلسه رسیدگی و به استناد ماده 22 آیین نامه انضباطی رای های اعلام شده را صحیح تشخیص داده است اما با توجه به شدت تنبیه اتخاذ شده نسبت به نامبردگان و در راستای اصل عد و انصاف قضایی بویژه با در نظر گرفتن نقش کم اثر نامبردگان نسبت به سایر متخلفین، به استناد بند 1 ماده 17 آیین نامه انضباطی، محرومیت رستم زندی س رست تیم فوتبال راه آهن را به تذکر کتبی با درج در پرونده تبدیل و مدت محرومیت مسعود اکبری عکاس باشگاه را به 6ماه و مدت محرومیت مرتضی کریمی داور سابق فوتبال را به یک سال کاهش می دهد.

رای صادره قطعی است. آپلود ع


[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] در روزگاری که 45 درصد از دارایی های بانک ها قفل است و پول، جنس کمی شده که دسترسی به آن گذر از هفت خوان رستم می خواهد؛ وج منبعی مالی در محدوده رقم 30 هزار میلیارد تومان آغاز شده است. بسم الله الرحمن الرحیم ادعا شده مسلمانان هزارن جلد کتاب را سوراندند که ما چند حواب داریم: دستور کتاب سوزی هرگز از جانب صحیح و و ان معصوم علیهم السلام نبوده زیرا در صدر صلی الله علیه و اله در قبال آزاد اسرا سواد آموری را قرار می دادند چگونه امر به سوزاندن کتابهای علمی می دهند! لذا ما نه کار آنها را تایید می کنیم و نه به عهده می گیریم و می گوییم امثال ا و یزیدها که سر حسین علیه السلام را با لب تشنه می برند و طفل شیرخواره اش را در آغوش پدر با لب تشنه. داستان ملا نصرالدینخلاصه داستان :
روزی ملا نصرالدین با گروهی از دوستان خود بر سر کاری می کند و در این به نا حق بازنده می شود . در ادامه داستان خواهید خواند که ملانصرالدین برای ضایع آنها از چه ترفندی استفاده می کند ...

( ادامه داستان ) داستانی از مثنوی مردم شخصی را به خاطر کشتن مادر خود ملامت می کنند و او در جواب مردم می گوید: آن یکی از خشم مادر را بکشت هم به زخم خنجر و هم زخم مشت آن یکی گفتش که از بد گوهری یاد نآوردی تو حق مادر؟ هی تو مادر را چرا کشتی؟ بگو او چه کرد آ ؟ بگو ای زشت خو گفت کاری کرد کآن عار وی است کشتمش کآن خاک ستار وی است گفت آن را بکش ای محتشم گفت پس هر روز مردی را کشم؟! کشتم او را رستم از خونهای خلق نای او برم به است از نای خلق شرح ظاھری داستان: یک فردی یک مادر بدکار. نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)

کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

به رستم چنین گفت اون جومونگ!
"ماه کامل می شود" اثر فریبا وفی. داستان دختری به نام بهار که همراه با برادرش زندگی میکنه. دختر خیلی معمولی و آرومی که خیلی نظری برای ابراز نداره، آروم و سر به زیره، درگیر هیچ عشق و رابطه ای نیست و زندگیش به روزمرگی دچار شده. در اطرافش دوستان خیلی شلوغ و فعالی داره که تلاش میکنن تنوعی رو توی زندگیش به وجود بیارن. کتاب به سبک کتاب های دیگه ی فریبا وفی بود. داستان زن های معمولی با زندگی های معمولی و شرح دغدغه ها و دل مشغولی هاشون. بطور کلی بنظرم کتاب متوسطی اومد. حرف جدیدی نسبت به کتاب های قبلیش نداشت. به شدت به اونا شبیه بود و پایانش هم کمی برای من گنگ بود. البته همچنان معتقدم فریبا وفی قلم زیبایی داره و کتاب جملات نسبتا زیبایی داشت. «تام هن » بازیگر سرشناس هالیوودی مجموعه داستان کوتاهی را با موضوعی غیرمعمول، به عنوان اولین کتاب خود روانه بازار می کند. اختصاصی از سورنا فایل مقاله کامل درباره ادبیات حماسی با و پر سرعت .
 مقاله کامل درباره ادبیات حماسی
 مقاله کامل درباره ادبیات حماسی       لینک پرداخت و *پایین مطلب*فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)تعداد صفحه :11 بخشی از متن مقالهادبیات حماسیدر حماسه شاعر با داستان هایی شفاهی سروکار دارد که در آن ها شرح پهلوانی ها، عواطف و احساسات مختلف مردم یک روزگار و مظاهر میهن دوستی و فداکاری و جنگ با قباهی ها و ها آمده است. هر حماسه باید دارای سه زمینه ی «داستانی»، « قهرمانی »، « ملی » باشد.حماسه طبیعی :منظومه های حماسه طبیعی عبارت است از نتایج افکار و علایق و عواطف یک ملت که در طی قرن برای بیان وجوه عظمت و نبوغ آن قوم است. این نوع حماسه ها سرشار از یاد جنگ ها پهلوانانی ها، جان فشانی ها و در عین حال لبریز از آثار تمدن و مظاهر روح و فکر مردم یک کشور در قرن های معینی از ادوار ایشان است که معمولاً از آن ها بود و رهایی پهلوانی تغییر می کنیم. در منظومه های حماسی شاعر به ابداع و آفرینش توجهی ندارد بلکه داستان های مدون کتبی یا شفاهی را که ظاهراً بعضی وقایع خارجی سرچشمه گرفته اند با قدرت شاعرانه ی خویش نقل می کند. نمونه هایی از حماسه طبیعی می توان نبرد رستم و اشکبوس و شاهنامه ابوالقاسم فردوسی را در ادب فارسی نام برد. حماسه مصنوعاین نوع حماسه تقلیدی از حماسه است. در تدوین حماسه مصنوع همه افراد یک قوم یا ملت دخ ندارند بلکه فقط شاعر آن  را می سراید و در آن به جای آفرینش حماسه به بازآفرینی حماسه می پردازند.در حماسه مصنوع شاعر با داستان های پهلوانی و معینی سروکار ندارد بلکه خود به ابداع و ابتکار می پردازد و داستانی را به وجود می آورد در این حماسه ها شاعران آزاد و مختارند با رعایت قواعد و قوانینی که ناظر بر شعر حماسی است به دل خواه موضوع داستان خود را ابداع کنند تخیل خویش را در آن وارد کنند.برای نمونه می توان سروده ی ویرژیل شاعر روم باستان و سفرنامه حمدالله مستوفی در زبان فارسی را نام برد.*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***
با
مقاله کامل درباره ادبیات حماسی
داستان تولد آیفون (بخش نخست)
آیفون محصولی بود که ارتباط ما با همدیگر، تکنولوژی و فرهنگ را دگرگون کرد. در این مقاله، داستان تولد این محصول انقل را روایت می‌کنیم. سابق نفت گفت: اسم من در لیست ک داهای انتخابات ریاست جمهوری از جانب اصولگرایان قرار دارد. رضا بیرالوند جدیدترین مرد سنگین وزن وزنه برداری است که در قهرمانی جهان مدال آورده است. رئیس شورای شهر تهران گفت: من و رستم نیستیم اما با تمام توان در خصوص رفع مشکلات پایتخت قدم برمی داریم. رستم قاسمی و حمیدرضا حاجی بابایی به عنوان گزینه های جبهه یکتا برای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری انتخاب شدند.
کوتاه‌ترین داستان ترسناک جهان: فقط 12کلمه!!


 



کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا داستان زیر است که نویسنده‌اش مشخص نیست!
 

آ ین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!؟
مهدی فضائلی در یادداشتی با عنوان «داستان دیروز و امروز و فردای ما با » به بیان پیش نیاز های قطعی دستی به امنیت،استقلال و پیشرفت پرداخته است. داستان کامل هزار و یک شب شهرزادداستان های هزار و یک شب         عنوان قصه ها شب ها سرگذشت شهریار و برادرش شاه زمان شب دوم شهرزاد قصه گو و قصه های او شب سوم افسانه دهقان و و او شب چهارم داستان بازرگان و افریت شب پنجم افسانه پیر اول و ماده آهو شب ششم افسانه پیر دوم و دو سگش شب هفتم افسانه پیر سوم و قاطرش شب هشتم افسانه ماهیگیر و دیو شب نهم داستان ملک یونان و حکیم رویان شب دهم داستان ملک سندباد و شاهین او شب یازدهم افسانه و پسر پادشاه شب دوازدهم سرگذشت حمال و دختران و سه گدا شب س ...دریافت فایل این بر اساس داستانی به همین نام نوشته نویسنده زن یی پاتریشیا های‌اسمیت patricia highsmith ساخته شده که قبلا هم نسخه فرانسوی آن به نام ظهر ارغوانی purple noon 1960 با بازی آلن دلون ساخته شده بود. نسخه فرانسوی پایانی متفاوت با داستان و این دارد.
چندین داستان از این نویسنده به برگردانده شدند که آ ین آنها carol 2015 با بازی خوب کیت بلانشت بر اساس داستان بهای نمک the price of salt بود و شاید معروفترین اقتباسی از این نویسنده بیگانگان در قطار strangers on a train 1951 ساخته هیچکاک باشد. از سایر اقتباسها میتوان به های the american friend 1977 ، the two faces of january 2014 و ... اشاره کرد.
صرف نظر از پایان متفاوت به نظر من این از نسخه فرانسوی خوش‌ساخت‌تر و خوش‌بازی‌تر و به داستان هم وفادارتر است.
اصطلاحی وجود دارد به نام جنایت کامل که در آن فرد جانی پس از ارتکاب جرم با زیرکی از دست قانون می‌گریزد، این داستان از این نمونه است. داستانهای «از میان مردگان» و «زنی که دیگر نبود» نوشته نویسندگان فرانسوی پیر بوآلو و توماس نارسژاک هم از این نوع هستند اما های «سرگیجه» و « صفتان» که بر اساس آن دو داستان ساخته شدند با تغییر داستان، مجرمان را بدون تنبیه رها ن د. دو داستان بالا و همینطور داستان the talented mr. ripley تحت نام «معمای آقای ریپلی» به فارسی ترجمه و چاپ شده‌اند. روستای دودک یکی ازروستاهای شهرستان رستم ازتوابع استان فارس میباشد که در 45 کیلومتری مرکز شهر مصیری واقع شده و حدود 400 خانوار دارد ودارای جمعیتی تقریبا 720 نفر می باشد که تشکیل شده از دودک علیا.دودک وسطی .دودک سفلی .از روستاهای اطراف این روستا میتوان فاریاب . قلعه مورد.بکر علیا .نظراباد .تنگ تامرادی اشاره کرد این روستا مرز فارس (رستم) با یاسوج می باشد . وقله طوس دراین روستا واقع شده است روستا امکاناتی چون آب .برق .تلفن . مسجد .پایگاه مقاومت بسیج .کا. اختصاصی از یاری فایل تحقیق در مورد نمادهای عرفانی درداستان رستم و سهراب 20 ص با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 20  نمادهای عرفانی درداستان رستم و سهراب پیرامون اثر گرانسنگ حکیم توس ـ شاهنامه سترگ ـ سخن بسیار گفته اند و شنیده ایم و جای سخنهای بسیار دیگر نیز هنوز خالی ست، نگاه متفاوت آقای قائم پناه به یکی از داستانهای محوری شاهنامه که می تواند سرفصلی برای نگاههای عمیق تری از این من. همشهری دو - تارا رستم زاد: س که وضعیت خنده دار و گاهی اعصاب دکنی است؛ پرش های کوچک و صداداری که در قفسه تان احساس می کنید و معمولا بی خبر و بی دلیل از راه می رسند و خودبه خود هم از بین می روند. اعتماد نوشت:در روزگاری که ٤٥ درصد از دارایی های بانک ها قفل است و پول، جنس کمی شده که دسترسی به آن گذر از هفت خوان رستم می خواهد؛ وج منبعی مالی در محدوده رقم ٣٠ هزار میلیارد تومان آغاز شده است.