داستان کامل رستم

برنامه تلویزیونی «هزار داستان» شبکه نسیم امشب با اجرای محمد بحرانی روایتگر سه داستان جذاب خواهد بود. حسین فتاحی، نویسنده، با بیان اینکه نوشتن داستان های کوتاه بسیار فنی تر، تکنیکی تر و دشوارتر از رمان است، معتقد است: تعداد مخاطبان رمان به مراتب بیش از داستان کوتاه است. وزارت نفت به سخنان پیشین نفت واکنش نشان داد. مسئول مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری استان کردستان از برگزای نشست تخصصی شعر و داستان با عنوان «هوای تازه3» با حضور شاعران و داستان نویسان نام آشنای کشور خبرداد.
چندین سال است که  پیام نور رستم اقدام به ثبت نام بدون کنکور در بسیاری از رشته های خود کرده است. هرچند پیش از آن هم در بسیاری از واحد های کم متقاضی ثبت نام بدون آزمون توسط را مشاهده کرده بودیم ولی الان بیش از 5 سال است که ثبت نام بدون کنکور پیام نور رستم  بصورت مستقیم توسط معاونت سنجش و پذیرش  پیام نور انجام می شود.. هرچند که چندین سال از ثبت نام بدون کنکور پیام نور رستم در دو ترم مهر و بهمن می گ. داستان حضور سرمربی پرتغالی روی نیمکت تیم ملی کشورمان تمام شده است. چند داستان لابلای ذهنم گیر کرده که هنوز مرا ننوشته اند. وطنم آنجایی است ،که طلوع خورشید از نفسهای بلندش متبسم شده است

وطنم آنجایی است ،که اهورا لب آبش ،به ی سیراب کند مجنون را

وطنم آنجای است که جهنم نتواند ببرد، خون سیاوشها را

وطنم آنجایی است ،که تن پاک و شریف آرش، از بر آن متولد شده است

وطنم حافظ و سعدی، وطنم عطار است

وطنم کاوه و رستم، وطنم فرهاد است

وطنم آبی فارس ، وطنم مشهر و خزر است

وطنم رود سپید و ارس است، وطنم کارون است

وطنم خشت به خشتش . تخت جمشید و نقش رستم از بارندگی ها تاکنون آسیبی ندیده است. با سلام . داستان داستان اب . از تمام ایران وماورا که تهران را سیراب کند.به چه حکمت که خلقی راسرما دهد وخلقی را تشنه نماید.یعنی داستان همان کولرهای را میگویم . با این توجه کنید .اگر هرکولر ۶۰۰۰حدود۶۰ لیتر اب میگرد اگر تهران حدود۱۰۰۰۰۰۰کولر داشته باشد.وان را حدود دوساعت به هوا دهد .ما هم میگویم ۱۵ ساعت از کولر روزانه باید استفاده.بنظر شما متفکرین که مرا توهمی ودیوانه میدانند اب مصرفی این کولر ها چقدر و چه راه حلی پیاده کرد؟؟؟؟؟؟ قصه ادامه دارد... دوستان عزیز و محترم لطفاً نظرات خود در مورد موضوع داستان های بعدی و همچنین نوع سلایق و علایقتون رو برام در بخش نظر دهید عنوان کنید. درضمن تمامی نقص های داستان نجات از جزیره شگفت انگیز را در بخش نظر دهید خود داستان مطرح کنید. دوستان دست به تایپ و داستان نویس در صورت موافقت با ساخت یک انجمن داستان نویسی تخیلی هر چه زود تر نظر بگذارند. با تشکر نقد a ghost story - داستان یک روح
فوق‌العاده a ghost story با بازی رونی مارا و کیسی افلک، داستان یک روح را روایت می‌کند که به خانه قدیمی خود بازگشته است. سخنرانی قالیباف در یادواره ی رستم آباد و فرمانیه در تاریخ 95/12/6. داستان کامل هزار و یک شب شهرزاد داستان های هزار و یک شب عنوان قصه ها شب ها سرگذشت شهریار و برادرش شاه زمان شب دوم شهرزاد قصه گو و قصه های او شب سوم افسانه دهقان و و او شب چهارم داستان بازرگان و افریت شب پنجم افسانه پیر اول و ماده آهو شب ششم افسانه پیر دوم و دو سگش شب هفتم افسانه پیر سوم و قاطرش شب هشتم افسانه ماهیگیر و دیو شب نهم داستان ملک یونان و حکیم رویان شب دهم داستان ملک سندباد و شاهین او شب یازدهم افسانه و پسر پادشاه شب دوازدهم سرگذشت حمال و دختران و سه گدا شب س ...
دریافت فایل داستان ضرب المثل جوینده یابنده بودداستان ضرب المثل جوینده یابنده بود را در ادامه ببینید : داستان ضرب المثل جوینده یابنده بود داستان ضرب المثل جوینده یابنده بودآورده اند که …در زمان حضرت داوود (ع) مردی فقیر بود که همواره دعا می کرد تا بدون رنج ،خدا به او روزی برساند و او گفت : ای خدا چون من را تنبیل آفریده ایپس خودت رزق و روزی من را برسانمن مثل آن درازگوشی هستم که پشتم زخم استو بنابراین نباید بارسنگینی را بر پشت او گذاشت :روزیی خواهم به ن. آهنگ جدید هومن گامنو به نام رستم با و کیفیت ۳۲۰ آهنگ ترانه سرا و اهنگ ساز: گامنو / تنظیم کننده و می و مسترینگ: مسعود
new song by gamno rostam
 آهنگ جدید هومن گامنو به نام رستم ادامه مطلب مستند داسنان آفرینش جهانمستند داستان آفرینش و داستان تمدن در 16 قسمت از دیدگاه قرآن و روایت ائمه به تبیین جهان و انسان از آغاز تا کنون می پردازد. این مستند برگرفته و اقتباسی است از کتابها و تالیفات دانشمند و کیهان شناس بزرگ جهان علامه آیت الله مرتضی رضوی  

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] با ناشناس آبی قرار گذاشتیم " قصه یک قتل " رو ادامه بدیم به این صورت که اون بنویسه . من ادامه بدم . و اون با ادامه نوشته من ادامه بده ! یک جور تمرین نویسندگی !
پی نوشت : البته اینا داستان که نیس .. اما یه جور نوشته اس که بعدا به داستان تبدیل میشه !
ربات. بخس اروم چمه را خیلی باریکه بخس اروم بی اشته دنیا خیلی تاریکه بخس اروم اشته شیرنه خاوی قربون اشته سر نیویسو اشته تاوی قربون زونوم ننه نداری چه پا سری سر پنه ی زونوم بی ی واسی سنگی سری سر پنه ی دنیا تنی رحم کرده نی دنیا کیه ک خم کرده نی علی رستم پور هفتخوانی بخواب ارام راهمان خیلی باریکه بخواب ارام بی تو دنیا خیلی تاریکه بخواب ارام فدای خواب شیرینت فدای سرنوشتو طاقتت میدانم مادر نداری رو پایش سر گذاری میدانم از بی ی روی سنگ سر میگذاری دنیا ب تو . بخس اروم چمه را خیلی باریکه بخس اروم بی اشته دنیا خیلی تاریکه بخس اروم اشته شیرنه خاوی قربون اشته سر نیویسو اشته تاوی قربون زونوم ننه نداری چه پا سری سر پنه ی زونوم بی ی واسی سنگی سری سر پنه ی دنیا تنی رحم کرده نی دنیا کیه ک خم کرده نی علی رستم پور هفتخوانی بخواب ارام راهمان خیلی باریکه بخواب ارام بی تو دنیا خیلی تاریکه بخواب ارام فدای خواب شیرینت فدای سرنوشتو طاقتت میدانم مادر نداری رو پایش سر گذاری میدانم از بی ی روی سنگ سر میگذاری دنیا ب تو . برنامه به توان خدا چهارشنبه پنجم بهمن ماه صوت کامل برنامه حجت ال داستان پور
موضوع : دوستی
دریافت حجم: 6.28 مگابایت کتاب مجموعه داستان های کوتاه نسخه ی سوم [جاوا ، آندروید] دراین پست از وبسایت نسخه ی سوم کتاب الکترونیکی مجموعه داستان های کوتاه وجالب برای موبایل های جاوا - آندروید که بیش از۷۰داستان جالب است را با محتویات زیر دریافت کنید. - داستان های آموزنده - داستان های طنز - داستان های عاشقانه - داستان ترسناک - داستان ادبی -داستان عاطفی داستان عجیب اما واقعی ب اولین داستان بلند حقیر، که مسلما دارای نقاط ضعف بسیاری چه در نگارش و چه در داستان پردازیست. صادق خونا میتونن سبک داستان رو به خوبی حس کنن، سبکی گنگ، تاریک و بسته ست و در کنار اون دارای فضاها و اتفاقات هیجانی و دلهره آور است. خواهش حقیر اینکه ازونجایی که تک تک جملات با هدفی خاص و ح ی خلصه نوشته شدن، کم و لی با دقت بخونین تا لذت نوشته زایل نشه. نظر و انتقاد یادتون نره.. امیدوارم از داستان لذت ببرید. سایه، فصل اول ب اولین داستان بلند حقیر، که مسلما دارای نقاط ضعف بسیاری چه در نگارش و چه در داستان پردازیست. صادق خونا میتونن سبک داستان رو به خوبی حس کنن، سبکی گنگ، تاریک و بسته ست و در کنار اون دارای فضاها و اتفاقات هیجانی و دلهره آور است. خواهش حقیر اینکه ازونجایی که تک تک جملات با هدفی خاص و ح ی خلصه نوشته شدن، کم و لی با دقت بخونین تا لذت نوشته زایل نشه. نظر و انتقاد یادتون نره.. امیدوارم از داستان لذت ببرید. سایه، فصل اول 1.مسابقه گویندگی: در این بازی هر کودکی سعی می کند متنی را که از قبل تنظیم شده است بدون اشتباه بخواند (به تقلید از گویندگان اخبار تلویزیون و رادیو) 2.بازی نقل خاطره، داستان، شعر، معما و لطیفه: از ک ن خواسته می شود با آرامش کامل، یکی از خاطرات خود یا داستان و شعری را که به یاد دارند برای دیگر اعضای گروه تعریف کنند.نتیجه گیری از خاطرات و داستان ها با هدایت بزرگترها و توسط اعضای گروه انجام می شود. 3.بازی چه ی می تواند دیگران را بخنداند؟: یکی از ک ن مسئو. داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدیدتسلیم بودن در برابر حق و منطق
تاریخ پخش: 09/06/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی قوی»
بحث ما در مورد این است که نسبت به حق تسلیم باشیم ولو به ضرر ما باشد. یک ی حرفش حق است. کشوری حرفش حق است، بچه ای، بزرگی، خانمی، مردی، هر ی حرفش حق است، تسلیم حق باشیم. تسلیم قانون باشیم. تسلیم منطق باشیم. نگوید: من گفتم. یکی از حرف های غلطی که در ایران می گویند: این است که حرف مرد یکی است! این از دروغ هاست. حرف مرد باید حق باشد. اگر شما حرف زدی، شش تا باطل بود، بگو: من شش تا حرف زدم، از هر شش تا برگشتم. حرف مرد حق است، نه حرف مرد یکی است.
نه من گفتم: باید طلاقش بدهم. خوب شما گفتی، غلط کردی. نباید طلاق بدهی. من گفتم باید... نباید طلاق بدهی. من گفتم: باید چنین کنم. من گفتم باید... برای خودمان یک چیزی را مصور می کنیم مثل بت پرست ها، بت پرست ها با دست خودشان بت می تراشیدند و مقابل بت خودشان گریه می د. قرآن می گوید: «أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون‏» (صافات/95) با دست خودت تراشیدی حالا گریه می کنی؟ با دست خودمان آداب و رسومی را تراشیدیم، خودمان در آداب و رسوم خودمان گیر کردیم. می گویند: ی اسم بچه اش را رستم گذاشت. می ترسید صدایش بزند. خودش زاییده بود و خودش هم رستم گذاشته بود ولی چون رستم پهلوان بود.
1- ارزش کارها، به مقدار تسلیم بودن در برابر خدا
در مورد تسلیم حرف می زنیم. ارزش کار به مقدار تسلیم است. و لذا ی یک کاری د ولی دلش نخواهد، قبول نیست. یک مثل قرآنی بزنم. یک کشته ای در جاده افتاده بود. یک قبیله می گفت: اینها کشتند. یک قبیله می گفت: آنها کشتند. نزد موسی آمدند که این را چه ی کشته است. موسی به خدا گفت: قاتل این چه ی است؟ خدا به موسی گفت: ی را بکشید. این که کشته شد، کشته ی را به آن کشته بزنید، کشته به کشته که خورد زنده می شود و بلند می شود می گوید: قاتل من چه ی است. تا گفتند: ، ی که کشته بود. گفت: کدام ؟ چه ی؟ سنش چقدر باشد؟ می خواست طرح اجرا نشود. هی بهانه می آورد. بهانه های بنی ی می آورد. سوره بقره هم به معنی است بخاطر این ماجرایی که درونش آمده است. بالا ه بعد از همه بهانه ها «فَذَبَحُوها» (بقره/71) ذبح د. قرآن پشت سر «فَذَبَحُوها» می گوید: «وَ ما کادُوا یَفْعَلُون‏» کشتند. بعد می گوید: نخیر! نکشتند. اِ... کشتند، نکشتند یعنی چه؟ «ذبحوا» ذبح د، کشتند. می گوید: «وَ ما کادُوا یَفْعَلُون‏» چرا؟ برای اینکه اینها کشتند اما دلشان همراه با این عمل نبود. باید دل هم همراه باشد.
آدم ریاکار رو به خدا می ایستند، پوستش این است که دارد با خدا حرف می زند، اما ریاکار است. یعنی برای خدا نیست. چون دلش با عملش نیست، ش قبول نیست. ریا شرک مخفی است و هم باطل است. حتی اگر برای خدا نباشد، ولی جایش، بگوید: من صف اول می روم که دوربین مرا نشان بدهد. برای خداست اما مکانش برای غیر خداست. باطل است. زمانش، اول وقت بخوانیم که بگویند: فلانی آدم خوبی است. باز زمان برای غیر خدا باشد باطل است. مکان برای غیر خدا باشد باطل است. واجبی را برای غیر خدا بگوییم، مستحبی را برای غیر خدا بگوییم، باطل است. چرا؟ برای اینکه ظاهرش این است که من رو به خدا هستم اما باطل است. هایی که می خوانیم رو به قبله می ایستیم و وضو هم می گیریم اما دلمان جای دیگری است. چقدر از قبول است. حدیث داریم از مقداری قبول است که دلت باشد. لذا یک ی می خواند، یک پنجم حواسش جمع است. یک پنجم ش قبول می شود. خودش همینطور است. یک گل که می ی جایی را می خوری که لک ندارد. هرجا پوسیده باشد، آن قسمتی از میوه را می خوری که سالم است. خدا هم همینطور است. قسمتی از قبول است که دلت باشد. دل نباشد، قبول نیست. 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید تسلیم بودن در برابر حق و منطق،  سید مهدی شجاعی در جلسه «کوتاه با داستان» از تاسیس آکادمی داستان نویسی خبر داد و گفت: اولین دوره آکادمی با مدیریت آقای پوررضائیان ب ا خواهد شد و ثبت نام برای آن از هفته آینده شروع می شود. اختصاصی از نیک فایل تحقیق کامل درباره داستانی از کتاب داستان راستان شهید مطهری با و پر سرعت .
لینک و ید پایین توضیحاتفرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینتتعداد صفحات: 5 داستانی از کتاب داستان راستان شهید مطهریدربارگاه رستمرستم فرخ زاد ، با گران و ساز و برگ کامل ، برای سرکوبی مسلمانان‏ که قبلا ش ت سختی به ایرانیان داده بودند ، وارد قادسیه شد . مسلمانان‏ به سر کردگی سعد و قاص تا نزدیک قادسیه جلو آمده بودند . سعد عده‏ای را مأمور کرده بود تا پیشاپیش به عنوان " مقدمه الجیش " و پیشاهنگ‏ حرکت کنند . ریاست این عده با مردی بود به نام زهره بن عبدالله . رستم‏ پس از آنکه شبی را در قادسیه به روز آورد ، برای آنکه وضع دشمن را از نزدیک ببیند سوار شد ، و به راه افتاد و در کنار اردوگاه مسلمانان بر روی تپه‏ای ایستاد و مدتی وضع آنها را تحت نظر گرفت . بدیهی است نه عدد و نه تجهیزات و سازو برگ مسلمانان چیزی نبود که اسباب وحشت بشود . اما در عین حال ، مثل‏ اینکه به قلبش الهام شده بود که جنگ با این مردم سر انجام نیکی نخواهد داشت ، رستم همان شب با پیغام ، زهره بن عبدالله را نزد خود طلبید ، و به او پیشنهاد صلح کرد ، اما به این صورت که پولی بگیرند و برگردند سرجای خود . رستم با غرور و بلند پروازی - که مخصوص خود او بود - به او گفت : " شما همسایه ما بودید و ما به شما نیکی می‏کردیم . شما از انعام ما بهره‏مند می‏شدید و گاهی که خطری از ناحیه ی شما را تهدید می‏کرد ، ما از شما حمایت و شما را حفظ می‏کردیم ، تاریخ گواه این مطلب است " . سخن رستم که به اینجا رسید.زهره گفت : " همه اینها که راجع به گذشته گفتی صحیح است ، اما تو باید این‏ واقعیت را درک کنی که امروز غیر از دیروز است . ما دیگر آن مردم‏ نیستیم که طالب دنیا و مادیات باشیم . ما از هدفهای دنیایی گذشته‏ هدفهای آ تی داریم . ما قبلا همان طور بودیم که تو گفتی ، تا روزی که خداوند پیغمبر خویش را در میان ما مبعوث فرمود . او ما را به خدای یگانه خواند . ما دین او را پذیرفتیم . خداوند به پیغمبر خویش وحی کرد که اگر پیروان تو بر آنچه به‏ تو وحی شده ثابت بمانند ، خداوند آنان را بر همه اقوام و ملل دیگر تسلط خواهد بخشید . هر به این دین بپیوندد عزیز می‏گردد و هر تخلف کند خوار و زبون می‏شود " . رستم گفت : - " ممکن است در اطراف دین خودتان توضیحی بدهی ؟ " - " اساس و پایه و رکن آن دو چیز است : شهادت به یگانگی خدا و شهادت به رس محمد ، و اینکه آنچه او گفته است از جانب خدا است " . - " اینکه عیب ندارد ، خوب است دیگر چی ؟ " - " آزاد ساختن بندگان خدا از بندگی انسانهایی مانند خود " ( 1 ) . " این هم خوب است . دیگر چی ؟ " - " مردم همه از یک پدر و مادر زاده شده‏اند ، همه فرزندان آدم و حوا هستند ، بنابراین همه برادر و خواهر یکدیگرند " ( 2 ) . - " این هم بسیار خوب است . خوب اگر ما اینها را بپذیریم و قبول‏ کنیم ، آیا شما باز خواهید گشت ؟ " - " آری قسم به خدا ، دیگر قدم به سرزمین‏های شما نخواهیم گذاشت ، مگر به عنوان تجارت یا برای کار لازم دیگری از این قبیل . ما هیچ مقصودی جز اینکه گفتم نداریم " . - " راست می‏گویی . اما یک اشکال در کار است ، از زمان اردشیر در میان ما مردم ایران سنتی معمول و رایج است که با دین شما جور در نمی‏آید . از آن زمان رسم بر این است که طبقات پست از قبیل کشاورز و کارگر حق‏ ندارند تغییر شغل دهند و به کار دیگر بپردازند .اگر بنا شود آن طبقات‏ به خود یا فرزندان خود حق بدهند که تغییر شغل و طبقه بدهند و در ردیف‏ اشراف قرار بگیرند ، پا از گلیم خود درازتر خواهند کرد و با طبقات‏ عالیه و اعیان و اشراف ستیزه خواهند جست . پس بهتر این است که یک‏ بچه کشاورز بداند که باید کشاورز باشد و بس ، یک بچه آهنگر نیز بداند که غیر از آهنگری حق کار دیگر ندارد و همینطور . . . " . - " اما ما از همه مردم برای مردم بهتریم ( 3 ) . ما نمی‏توانیم مثل‏ شما باشیم و طبقاتی آنچنان در میان خود قائل شویم . ما عقیده داریم امر خدا را در مورد همان طبقات پست اطاعت کنیم . همان طور که گفتم به‏ عقیده ما همه مردم از یک پدر و مادر آفریده شده‏اند و همه برادر و برابرند . ما معتقدیم به وظیفه خودمان درباره دیگران بخوبی رفتار کنیم ، و اگر به وظیفه خودمان عمل کنیم ، عمل ن آنها به ما زیان نمی‏رساند . عمل به وظیفه مصونیت ایجاد می‏کند " . زهره بن عبدالله اینها را گفت و رفت . رستم بزرگان را جمع کرد و سخنان این فرد مسلمان را برای آنان بازگو کرد . آنان سخنان آن مسلمان را به چیزی‏ نشمردند . رستم به سعد و قاص پیام داد که ‏ای رسمی برای مذاکره‏ پیش ما بفرست .سعد خواست هیئتی را مأمور این کار کند ، اما ربعی بن‏ عامر که حاضر مجلس بود صلاح ندید ، گفت : - " ایرانیان اخلاق مخصوصی دارند . همین که یک هیئت به عنوان‏ نمایندگی به طرفشان برود آن را دلیل اهمیت خودشان قرار می‏دهند ، و خیال‏ می‏کنند ما چون به آنها اهمیت می‏دهیم هیئتی فرستاده‏ایم . فقط یک نفر بفرست کافی است " . خود ربعی مأمور این کار شد . از آن طرف به رستم خبر دادند که سعد و قاص آمده است . رستم‏ با مشاورین خود در کیفیت برخورد با مسلمانان م کرد که به‏ چه صورتی باشد . به اتفاق کلمه رأی دادند که باید به او بی اعتنایی کرد و چنین وانمود کرد که ما به شما اعتنایی نداریم . شما کوچکتر از این حرفها هستید . رستم برای آنکه جلال و شکوه ایرانیان را به رخ مسلمانان بکشد ، دستور داد تختی زرین نهادند ، و خودش روی آن‏ نشست . فرشهای عالی گستردند . متکاهای زربفت نهادند . مسلمانان‏ ، در حالی که بر اسبی سوار و شمشیر خویش را در یک غلافی کهنه پوشیده و نیزه‏اش را به یک تار پوست بسته بود ، وارد شد . تا نگاه کرد فهمید که‏ این زینتها و تشریفات برای این است که به رخ او بکشند ، متقابلا برای‏ اینکه بفهماند ، ما به این جلال و شکوهها اهمیت نمی‏دهیم و هدف دیگری‏ داریم ، همینکه به کنار بساط رستم رسید ، معطل نشد ، اسب خویش را نهیب‏ زد و با اسب داخل گاه رستم شد . مأمورین به او گفتند : " پیاده شو ! " قبول نکرد و تا نزدیک تخت رستم با اسب رفت ، آنگاه از اسب پیاده‏ شد .یکی از متکاهای زرین را با نیزه سوراخ کرد و لجام اسب خویش را در آن فرو برد و گره زد . مخصوصا پلاس کهنه‏ای که جل شتر بود ، به عنوان‏ روپوش به دوش خویش افکند . به او گفتند : " اسلحه خود را تحویل بده ، بعد برو نزد رستم . گفت : تحویل نمی‏دهم ، شما از ما خواستید و من به عنوان نمایندگی آمده‏ام ، اگر نمی‏خواهید بر می‏گردم . رستم‏ گفت : بگذارید هر طور مایل است بیاید " . ربعی بن عامر ، با وقار و طمأنینه خاصی ، در حالی که قدمها را کوچک بر می‏داشت و از نیزه خویش به عنوان عصا استفاده می‏کرد و عمدا فرشها را می‏کرد ، تا پای تخت رستم آمد . وقتی که خواست بنشیند ، فرشها را عقب زد و روی خاک نشست . گفتند : " چرا روی فرش ننشستی ؟ " گفت : ما از نشستن روی این زیورها خوشمان نمی‏آید " . مترجم مخصوص رستم از او پرسید : - " شما چرا آمده‏اید ؟ " - " خدا ما را فرستاده است ، خدا ما را مأمور کرده بندگان او را از سختیها و بدبختیها رهایی بخشیم و مردمی را که دچار فشار و استبداد و ظلم‏ سایر کیشها هستند نجات دهیم ، و آنها را در ظل عدل ی در آوریم ( 4 ) ما دین خدا را که بیش از سه روز تأخیر جایز ندانیم . من سه روز مهلت می‏دهم تا یکی از سه‏ کار را انتخاب کنید : یا بیاورید ، در این صورت ما از راهی که‏ آمده‏ایم بر می‏گردیم .سرزمین شما با همه نعمتها مال خودتان ، ما طمع به‏ مال و ثروت و سرزمین شما نبسته ایم . یا قبول کنید جزیه بدهید ، یا آماده نبرد باشید " . - " معلوم می‏شود تو خودت فرمانده کل می‏باشی که با ما قرار می‏گذاری " . - " خیر ، من یکی از افراد عادی هستم ، اما مسلمانان مانند اعضاء یک‏ پیکرند ، همه از همند . اگر کوچکترین آنها به ی امان بدهد ، مانند این‏ است که همه امان داده‏اند " همه امان و پیمان یکدیگر را محترم می‏شمارند " . پس از این جریان ، رستم که سخت تحت تأثیر قرار گرفته بود ، با زعمای‏ خویش در کار مسلمانان م کرد ، به آنها گفت : چگونه دیدید اینها را ؟ آیا در همه عمر سخنی بلندتر و محکمتر و روشنتر از سخنان این مرد شنیده‏اید . اکنون نظر
با
تحقیق کامل درباره داستانی از کتاب داستان راستان شهید مطهری
رای کمیته استیناف در خصوص درخواست دادرسی رستم زندی، مسعود اکبری و مرتضی کریمی اعلام شد. با توجه به پرونده محسن قهرمانی داور فوتبال و رفتار غیر ورزشی و دور از شان حرفه ای وی و با توجه به نقش رستم زندی س رست تیم راه آهن مبنی بر اطلاع بعدی از واریز وجه از حساب ایشان از طریق عکاس باشگاه راه آهن، رستم زندی بر اساس حکم کمیته انضباطی به ی ال محرومیت از هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال و پرداخت جریمه ده میلیون تومان محکوم شد.

همچنین مسعود اکبری عکاس باشگاه راه آهن به دلیل انتقال وجه از حساب بانکی رستم زندی به حساب فرد معرفی شده از سوی قهرمانی، به دوسال محرومیت از هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال و پرداخت جریمه پنج میلیون تومان شد و مرتضی کریمی متولی امور داوری باشگاه راه آهن با ایجاد روابط ناسالم مالی و برقراری ارتباط غیر قانونی بین عوامل باشگاه راه آهن و محسن قهرمانی به ده سال محرومیت از هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال محکوم شده است که اشخاص نامبرده درخواست تجدید نظر خود را به کمیته استیناف ارسال و تحت بررسی قرار گرفتند.

کمیته استیناف با ملاحظه کامل محتویات پرونده و برگزاری چندین جلسه رسیدگی و به استناد ماده 22 آیین نامه انضباطی رای های اعلام شده را صحیح تشخیص داده است اما با توجه به شدت تنبیه اتخاذ شده نسبت به نامبردگان و در راستای اصل عد و انصاف قضایی بویژه با در نظر گرفتن نقش کم اثر نامبردگان نسبت به سایر متخلفین، به استناد بند 1 ماده 17 آیین نامه انضباطی، محرومیت رستم زندی س رست تیم فوتبال راه آهن را به تذکر کتبی با درج در پرونده تبدیل و مدت محرومیت مسعود اکبری عکاس باشگاه را به 6ماه و مدت محرومیت مرتضی کریمی داور سابق فوتبال را به یک سال کاهش می دهد.

رای صادره قطعی است. آپلود ع ایسنا نوشت: جلد چهارم «پرسه در حوالی داستان امروز» زیر نظر حسین سناپور منتشر شد. انجمن مترجمی زبان انگلیسی برگزار می کند: داستان: the
نویسنده: jamaica kincaid
(منتخب از کتاب درآمدی بر ادبیات 1) زمان: دوشنبه 95/9/1 ساعت 10-11:30 مکان: اتاق 220 حضور در کارگاه برای کلیه دانشجویان آزاد و رایگان است.
فایل pdf داستان را دریافت کنبد.
هنوز سرم پایین بود که خواهرش تعریف می کرد از مکان زندگیش از دومین دختر خانواده بودن و از آ ین دختر خانواده خواهرش. اینجا قاعده باید تغییر می ن باید بر می گشتم به عقب داستان را از عقب شروع می ولی این کار را ن من سرم را بالا نگرفتم و داستان را نگاه ن من فلش نزدم به عقب ترسیدم بر گردم به عقب اگر این کار را می داستان را ادامه نمیدادم ولی اینجای داستان گیر نمیتونم بنویسم داستان داره با دانای کل جلو میره میتازه و میره چه حالیش است که اول شخص تو دلش چه . محسن پرویز صبح امروز در کارگاه آسیب شناسی داستان انقلاب حوزه هنری گفت: جای خالی داستان هایی درباره چرایی شکل گیری انقلاب در ادبیات انقلاب احساس می شود. چراکه در حال حاضر از زمان پیروزی انقلاب فاصله زیادی… انجمن داستان حیرت در راستای معرفی خلاقانه­ ترین داستان های کوتاه سال کشور، سومین دوره جشنواره حیرت را برگزار می کند. نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خیلی باحاله)

کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو

به رستم چنین گفت اون جومونگ!