داستان بی داستان

داستان نامه یک دختر به رئیس خلاصه داستان :
یک دختر خانم زیبا خطاب به رئیس شرکت امریکائی ج پ مورگان نامه ای بدین مضمون نوشته است:
می خواهم در آنچه اینجا می گویم صادق باشم. من 24 سال دارم. جوان و بسیار زیبا، خوش اندام، خوش هیکل، خوش بیان، دارای تحصیلات آکادمیک و مسلط به چند زبان دنیا هستم.

( ادامه داستان ) داستان دختر و حکیم ایرانی !! خلاصه داستان :
در زمانی های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و لگنش از جایش در می رود. پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می برد، دختر اجازه نمی دهد ی دست به ش بزند هر چه به دختر میگویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که میکنند محرم بیمارانشان هستند اما دختر زیر بار نمی رود ... ( ادامه داستان ) دخترکی کنارجاده داستان ترسناک واقعی داستان های واقعی جن و ارواح - داستان های جن - داستان های واقعی جن و ارواح.ع ، وداستانهای ترسناک - داستان های جن و روح-داستان هایی در مورد جن ها واقعی - داستان روح و جن) ساعت حدود دو نیمه شب بود و من که تازه از مهمانی دوستم آمده بودم، مشغول رانندگی به سمت خانه بودم. من در «بیگو» واقع در شمال جزیره «گوام» زندگی می کنم. از آنجایی که به شدت خواب آلود بودم. ضبط ماشین را روشن تا احیانا خوابم نبرد. سپس کمی به سرعت ماشین افزودم، آن چنان که سرعتم از حد مجاز بالاتر رفت. اواسط راه بودم که ناگهان دختربچه ای را کنار جاده دیدم. سنگینی نگاه خیره اش را کاملا روی خود احساس می . در حالی که از سرعتم کاسته بودم، از خود می پرسیدم که دختربچه ای به آن سن و سال در آن وقت شب کنار جاده چه می کند، می خواستم دنده عقب بگیرم که ناگهان احساس شخصی نزدیکم حضور دارد.... http://davoodonline-ir.persiangig.com/gif/edame-matlab.gif دخترکی کنارجاده داستان ترسناک واقعی داستان های واقعی جن و ارواح - داستان های جن - داستان های واقعی جن و ارواح.ع ، وداستانهای ترسناک - داستان های جن و روح-داستان هایی در مورد جن ها واقعی - داستان روح و جن) ساعت حدود دو نیمه شب بود و من که تازه از مهمانی دوستم آمده بودم، مشغول رانندگی به سمت خانه بودم. من در «بیگو» واقع در شمال جزیره «گوام» زندگی می کنم. از آنجایی که به شدت خواب آلود بودم. ضبط ماشین را روشن تا احیانا خوابم نبرد. سپس کمی به سرعت ماشین افزودم، آن چنان که سرعتم از حد مجاز بالاتر رفت. اواسط راه بودم که ناگهان دختربچه ای را کنار جاده دیدم. سنگینی نگاه خیره اش را کاملا روی خود احساس می . در حالی که از سرعتم کاسته بودم، از خود می پرسیدم که دختربچه ای به آن سن و سال در آن وقت شب کنار جاده چه می کند، می خواستم دنده عقب بگیرم که ناگهان احساس شخصی نزدیکم حضور دارد.... http://davoodonline-ir.persiangig.com/gif/edame-matlab.gif بعد از خبرهای ضد و نقیض از به بهاره 5 ساله، حالا پزشکی قانونی به او را تایید کرده است. آن هم بعد از جدال طولانی بر سر اینکه نباید خبر به او در رسانه ها منتشر می شد. انجمن داستان بیهقی برای سومین سال پیاپی جایزه داستان کوتاه برگزار می کند. تمامی علاقه مندان می توانند طبق ضوابط اعلام شده در فراخوان، در این جایزه شرکت کنند. این دوره نیز چون دوره های گذشته در دو مرحله داوری و اسامی داستان های راه یافته به مرحله دوم در سایت انجمن داستان بیهقی منتشر خواهد شد. شایان ذکر است طی دو دوره گذشته تعداد 1937 داستان از سراسر ایران و هم چنین از حدود 12 کشور دیگر در این جایزه داوری شده و آیین پایانی هر دو سال با حضور تعداد قابل از توجهی از نویسندگان، منتقدین، هنرمندان و دیگر علاقه مندان برگزار گردیده است. http://www.axgig.com/images/10440431017094187564.jpg همشهری آنلاین: هشتادوسومین شماره ماهنامه داستان همشهری در ۲۳۰ صفحه با قیمت ۸۰۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرارگرفت. اینکه نویسندگان داستان انقلاب گوشه ناپی از انقلاب را کشف کنند و آن را بپرورانند و به مخاطب نسل جوان معرفی کنند حائز اهمیت است. اشکان خطیبی بازیگر تئاتر و سینما به عنوان گوینده به انیمیشن سینمایی «آ ین داستان» به کارگردانی اشکان رهگذر پیوست. در طول تاریخ ن بی شماری بوده اند که انتظارات اجتماعی و کلیشه ها را به چالش کشیدند و به مبارزه طلبیدند اما ما داستان های آنان را نشنیده ایم. این داستان ن نترس تاریخ است. جلسه همچنان ساعت 17 در کتابخانه حاج ملاهادی شروع خواهد شد
این هفته به دلیل اینکه دوستان داستانی روی وبلاگ نگذاشتند به نقد اثر چخوف می پردازیم. روی لینک کلیک کنید:
داستان ن اثر چخوف
نام: دوران عقد داستان دختری به نام الاله است که به خاطر مشکلاتی که دارد قبول می کند که با پسری درس خوان به نام شهرام ازدواج کند که شهرام هیچ علاقه ای به او ندارد و در این میان با مشکلات و سختی ها زیادی مواجه می شود که داستانی بسیار خواندنی و شیرین دارد که به مشکلات جوانان در دوران عقد و ازدواج های بدون شناخت می پردازد . http://s8.picofile.com/file/8292228818/_asheqaneroman_doran_aghd.pdf نام: در مسیر خوشبختی داستان درباره ی دختری اهوازی است که یکی از ان ش به نام مانی از او خوا. سهند مینایی: «احمد طبایی» متولد 1362 در تهران، تحصیلات ی را تا مقطع کارشناسی ارشد ی آب ادامه داده است و هم اکنون در کنار فعالیت های تخصصی در زمینه داستان نویسی، به امر رو مه نگاری نیز اشتغال دارد. تاکنون بسیاری از داستان های او در شماری از معتبرترین نشریات و مجلات ادبی کشور به چاپ رسیده است. انتشار مقالات و یادداشت های گوناگون در زمینه شعر و داستان و همچنین ی آب و کشاورزی از دیگر فعالیت های اوست.«آن که باد می کارد» نخستین مجموعه داستان احمد طبایی است که اردیبهشت امسال چاپ و به بازار نشر راه یافته است. همچنین این کتاب در نمایشگاه کتاب امسال نیز عرضه شده بود. به بهانه انتشار این کتاب با این داستان نویس و رو مه نگار گفت وگو کرده ایم که در ادامه می خوانید. سرویس فرهنگ و هنر پایگاه خبری تحلیلی بی باک؛ بخش مهمترین عناوین:... ادامه: روایت داستان هایی از کودکی انقلاب/ عبور از ظاهر به عمق دین حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد وای بچه ها من اشده یک نفرم داستان رو دنبال کنه داستان رو میزارم و برام نظر و اهمیتش لذت بخشهمرسی از دوستای گلم که داستان رو دنبال میکنن بچه ها یکم حق بدین تایپ کدرن یکم سخته واسه همین یکم دیر میشه حالا هم بفرماید برای خنوندن داستان عشق بارانی این داستان عبور پرسپولیس از غیبت مهدی طارمی است؛ بازیکن برتر دو فصل گذشته فوتبال ایران که غیبتش در تیم صدرنشین خیلی به ندرت حس شد! همزمان با دهه مبارک فجر، عصر شعر و داستان فیروزه با حضور اعضای دختر انجمن ادبی آفتاب و مهتاب استان اسان رضوی در کانون پرورش فکری ک ن ونوجوانان نیشابور برگزار شد. داستان سرایی جدید اروپایی ها علیه کشورمان با ادعای دادستانی بلژیک برگ تازه ای به خود دید اما دوست نزدیک یکی از بازداشت شدگان اطلاعات مهم و راهگشایی را در اختیار مهر قرار داد. نظریات ادبیاتی-عملیاتی ساختار اولیه، همان نظمی ست که نویسنده به ماجراها، حوادث و اتفاقات جاری در داستانش می دهد. اما چطور می توان تعدادی ماجرا و حوادث را به هم گره زد و به نظم درآورد؟ این ها باید چه چهارچوبی داشته باشند؟ چگونه کنار هم قرار گرفته و چه رابطه ای باید بین شان وجود داشته باشد؟ برای رسیدن به یک ساختار، اول باید داستان را در ذهن تان بنویسید و تمام اجزا و مراحلی را که شامل شروع، میانه و پایان داستان است آنقدر در ذهن خود مرور کنید که . از پروژه ترجمه و چاپ مجموعه داستان های برگزیدگان جایزه ا. هنری همزمان با روز جهانی داستان کوتاه رونمایی می­ شود. مسابقه‌ی داستان‌نویسی با عنوان «ادامه‌ی داستان را بنویس» ویژه‌ی دهه فجر برگزار می گردد.  این مسابقه، از داستان «نفتی» نوشته‌ی «علی آقا غفار» از کتاب «به پیشباز بهار» انتخاب شده است.  کتاب حاضر علاوه بر داستان "به پیشباز بهار"، حاوی 5 داستان کوتاه تحت این عناوین است: نفتی؛ ع ی در آیینه دلم؛ یک فریاد و هزار فریاد؛ نهضت ما حسینیه؛ و فریاد شیوه‌ی این مسابقه به این صورت است که نیمی از داستان تایپ شده و شرکت . سلام سلام سلام من این نیمه داستان رو می فرستم ولی این داستان ادامه دارد...   سه داستان از سخن گفتن علی(ع) نخستین پیشوای شیعیان با زمین را در اینجا بخوانید. مانند بسیاری از نوجوانان ده، دوازده ساله با خواندن داستان های پاورقی و پرسوز و گداز عاشقانه، به نوشتن علاقه مند شد و نخستین داستان های کوتاه خود را در مجلات «نگین» و «فردوسی» منتشر کرد اما فعالیت نوشتاری خود را با ترجمه ادامه داد و سال ها طول کشید تا دوباره به نویسندگی بازگردد. بچه من واقعا دستم به نوشتنه داستان نمیره!با این اتفاق واقعا نمیتونم!شاید فردا نتونم داستان بزارم!کلا تا وقتی ادامه ی 2 تا داستان رو ننویسم نمیتونم بزارم براتون!واقعا شرمندم ولی با این اتفاق لوهان ذهنم برایه داستان نوشتن فعال نیست!هنوز هنگه ماجراست! من الان فقط میرم دعا کنم که شیوون راضی بشه و اس ام رو ب ه و از دسته این کیم یونگ مین راحت بشیم! شما هم دعا کنید... پچه ها مى دونستید اینجا یه وب ترسناک هم هست من هم یه داستان ترسناک شروع به نام (من نمى تونم زامبى شم) خیلى قشنگه تو پىت بعدى بخونش شخصیت هاى اصلى داستان خودم یعنى پرنسس کدنس پرنسس توایلایت پرنسس لونا پرنسس سلستیا پینکى زامبى البته شخصیت هاى دیگه هم هست مثل رینبودش و راریتى و اپل جک و فلاترشاى ولى پرنسس لونا و پرنسس کدنس و... شخصیت هاى اصلى داستان هستن بررسی عاشقانه های فارسی برنامه جلسات کانون ادبی کلک خورشید - زمستان 93 6 دی ماه داستان کوتاه - مکتوب میرزا یحیی صورت ببر– از محمد کلباسی 13 دی ماه داستان خوانی اعضا 20 دی ماه رمان – نیمه غایب از حسین سناپور 27 دی ماه داستان خوانی اعضا 4 بهمن ماه داستان کوتاه – یک عاشقانه کوتاه کتاب ویران – از ابوتراب خسروی 11 بهمن ماه داستان خوانی اعضا 18 بهمن ماه رمان – انگار گفته بودی لیلی از سپیده شاملو 25 بهمن ماه داستان خوانی اعضا 2 اسفند ماه داستان کوتاه - نقش گ. داستان فوتبال، تنها یک توپ گرد و تیم برنده و بازنده نیست. اگر جزو آن دسته از افراد هستید که فوتبال را فقط یک رشته ورزشی می دانید داستان کارلوس کی روش و فرناندو سانتوس را بخوانید. نام: خورشید همیشه گرم نیست داستان دختری است به نام خورشید که پدر و مادرش را از دست داده و با مادربزرگش زندگی می کند. در شب نامزدی با پسرعمویش به تهدید عمویش از ازدواج پشیمان می شود و به تهران به نزد اش می رود و در این میان با فراز و نشیب های زیادی روبرو می شود. البته این کتاب دو جلدی است که جلد دوم هنوز تایپ نشده اما جلد اول از داستان مجزایی برخوردار است و جلد دوم قرار است راجع زندگی یکی از شخصیت های دیگر داستان باشد. http://s9.picofile.com/file/8297270600/_romankade_kho. حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد وای بچه ها من اشده یک نفرم داستان رو دنبال کنه داستان رو میزارم و برام نظر و اهمیتش لذت بخشهمرسی از دوستای گلم که داستان رو دنبال میکنن بچه ها یکم حق بدین تایپ کدرن یکم سخته واسه همین یکم دیر میشه حالا هم بفرماید برای خنوندن داستان عشق بارانی تغییر عملکرد حرفه ای به کمک داستان هایی که باورها را شکل می دهند
مسیر زندگی شخصی و شغلی ما، تحت تأثیر داستان‌های و روایت‌هایی است که از مدت‌ها پیش در ذهن خود تکرار کرده‌ایم. این روایات ارزش‌های عملکرد ما را شکل می‌دهند. اختصاصی از اینو دیدی 8 داستان کوتاه افسانه ای با و پر سرعت .
افسانه پیر اول افسانه پیر دوم افسانه پیرسوم و قاطرش افسانه دهقان افسانه دیو و دختر افسانه گدای دوم افسانه ماهیگیر و دیو افسانه نورالدین وشمس الدین  
با
8 داستان کوتاه افسانه ای
داستان از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان مانیتور به هم جان دادیم ... !
با دکمه های سرد کیبرد ، دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم ...!

با صورتک ها ، همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم ...!

آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم ...!

شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند ...!

امروز داستان برگشت ...

آغوش هایمان واقعی ، بوسه هایمان حقیقی ، اما با این تفاوت که دیگر نبودیم ، هر کداممان یک "او" دا. مهدی واعظی داستان قهرمانی با پرسپولیس و اتفاقات عجیب بعد از آن و همچنین داستان دوپینگ و محرومتیش را به شکلی جالب شرح داده است. یادداشت محمدرضا سرور رجایی درباره ادبیات افغانستان > ادامه: قصه داستان افغانستان یک رمان عاشقانه خیلی جذاب با تمام فراز و نشیب هایی که همه رمان ها دارند و با تمام کلک هایی که نویسنده برای جذاب تر داستان و کشاندن خواننده تا آ داستان استفاده می کند. حتی گاه به طرز جالبی هم خواننده را به سمتی پرت منحرف می کند و بعدتر خواننده می فهمد نویسنده سرش کلاه گذاشته است. ولی این رمان یک تفاوت اساسی با رمان های عاشقانه دیگر دارد و آن هم فضای داستان است. مثل فضای این کتاب را تا به حال در هیچ رمان عاشقانه ندیدم. و کاش اولین رمان عاشقانه ای ک. سلام. به پیشنهاد یکی از دوستان نویسنده ام گروهی رو توی تلگرام تشکیل دادیم واسه داستان نویسی و این طور کار ها. در واقع قراره توش داستانامون رو بذاریم و همدیگه رو نقد کنیم. هر کدوم از دوستان خواستن بیان قدمشون روی چشم. فقط شرط حضور همین ماجرای داستان نوشتن و نقد داستان های باقی دوستانه. https://t.me/joinchat/aaaaaa0x93efrhm8r7j59g
+ در مرحله ی کوچ و ایناییم، اومدین گروه و به هم ریخته بود، ببخشین :)
بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فرو ریختن برج های دو قلوی تجارت جهانی در شد، یک شرکت جلسه ایی ترتیب داد و از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند دعوت کرد تا انی که از این مهلکه جان سالم به در برده و در آن انفجار غایب بوده اند دلیل خود را ذکر کنند. در صبح روز ملاقات ، مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و داستان همه آدم ها یک نقطه مشترک داشت : همه در اثر یک اتفاق کوچک جان سا. بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فرو ریختن برج های دو قلوی تجارت جهانی در شد، یک شرکت جلسه ایی ترتیب داد و از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند دعوت کرد تا انی که از این مهلکه جان سالم به در برده و در آن انفجار غایب بوده اند دلیل خود را ذکر کنند. در صبح روز ملاقات ، مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و داستان همه آدم ها یک نقطه مشترک داشت : همه در اثر یک اتفاق کوچک جان سا.
داستان پندآموز,داستان,داستاهای آموزنده
داستان پندآموز:
عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه ای در آن آب می خورد.

با خود گفت اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت می شود و قیمت گرانی بر آن می نهد. پس رو به رعیت کرد و گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری؛ حاضری آن را به من بفروشی؟
رعیت گفت: چند می ی؟
- یک درهم.
رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی.
عتیقه فروش پیش از وج از خانه قیافه خونسردی به خود گرفت و گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه شود، بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی.
رعیت گفت: قربان؛ من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام. آن کاسه، فروشی نیست....