داریم چقدر کتاب زنده

عملیات آواربرداری در ویرانه های ساختمان پلاسکوی تهران که روز پنجشنبه در پی آتش سوزی فروریخت ادامه دارد . نیمه شب شنبه دستگاه های زنده یاب نشانه هایی از زنده بودن ۴ نفر ارسال د. نمی شود تمام درهای جهان را بست؟ چقدر به یک تنهایی مفرط نیاز دارم. خودم باشم و کتاب هایم و صدای جادویی نت های درونم.
چقدر شبیه به اتفاق های خوب نیستم. شبیه به "قرار بود" هایم نیستم. در یک قدمی ام بودند که دست دراز بگیرمشان. به محض خواستنم دور شدند و از من هزار سال نوری فاصله گرفتند.
روی پله های "جام جم" ایستاده بودم که به قله های درونم فکر می . مسیر خوب "خیابان" را قدم می زدم که خودم را به یاد آوردم. از هوای ناب "تولید" نفس کشیدم که همه چیز یادم آمد. نمایشگاه کتاب به منظور فرار رسیدن هفته ی کتاب و کتاب خوانی از طرف ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ در این ولایت راه اندازی شد. کتاب های «ملت عشق»، «من پیش از تو»، «شازده کوچولو»، «جزء از کل»، «بیشعوری»، «پس از تو»، «دختری که رهایش کردی» و «یک بعلاوه یک» جزو کتاب های پرفروش طرح عیدانه کتاب بودند. از کتاب "زخمه":

هر زنده رنگ مرگ گرفته؛ دنیا پر از نژندیِ مرگ است
ای زندگی نخند که دیگر طعم لبت به گَندیِ مرگ است

سیلابِ خون گرفته به کُشتن، خاکی که خو گرفته به مردن
تقصیر از تو نیست که هستی؛ کوتاهی از بلندیِ مرگ است

با یک نفر بخوابد و بعدش... با دیگری بخوابد و بعدش...
با هر ی بخوابد و بعدش... هی! قصه از لَوَندیِ مرگ است

دنیا به کام مورچه ها شد؛ صدها هزار مرده ی شیرین
محصول کارخانه ی دنیا ـ تابوت ـ بسته بندیِ مرگ است

مریم جع. اولین دوره از مسابقات سراسری «کتاب و زندگی» که با محوریت کتاب «من زنده ام» برگزار شده بود، با شرکت ۷۰هزارنفر، پایان یافت و به زودی برندگان معرفی و طی مراسمی جوایزشان، اهدا خواهد شد. به گزارش خبرگزاری مهر، مجمع ناشران انقلاب ی با همکاری نهادهای فرهنگی دیگر، اولین دوره از مسابقات سراسری کتاب خوانی «کتاب و زندگی» را از اول محرم امسال (چهارم آبان ماه) آغاز کرد که پایان مهلت شرکت در این مسابقه تا ۱۹دی مصادف با ۱۷ربیع الاول (میلاد پربرکت (صل الله . ایسنا نوشت: زنده بودن پخش مناظره های انتخاباتی تلویزیون در حالی همچنان در کمیته تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در حال بررسی است که تا این لحظه هم مدیران ارشد صداوسیما و هم نامزدهای انتخاباتی از برگزاری زنده آن که جذاب ترین برنامه انتخاباتی تلویزیون هم نام برده می شود، استقبال کرده اند. از رویاهایش می‌گفت. از علاقه‌اش به هنر و اینکه بین آجرهای سرخ به او سخت می‌گذرد. از لا به لای حرف هایش فهمیدم که چیز زیادی از من ناچیز نمی‌داند. آمده که به عنوان یک آدم خوب و بزرگتر با من م کند. دو ساعتی گپ زدیم. امروز که دوباره آمد، بهشت دل را پیدا کرده بود. از آن جمله بالا خوشش آمده بود و یک چیزهایی درباره من خوانده بود، مثلا آن مصاحبه را دیده بود که ی از من می پرسد: علم بهتر است یا ثروت؟ و من جواب می‌دهم: معرفت!  از جنس آدم های قبیله&z. رو مه ایندیپندنت با اشاره به نسل کشی مسلمانان در میانمار گزارش داد که نظامیان و شبه نظامیان این کشور تعدادی را زنده سوزانده و یا سر آنها را از بدن جدا کرده اند. رو مه ایندیپندنت با اشاره به نسل کشی مسلمانان در میانمار گزارش داد که نظامیان و شبه نظامیان این کشور تعدادی را زنده سوزانده و یا سر آنها را از بدن جدا کرده اند. دستگاههای زنده یاب از ساختمان م وبه پلاسکو هایی را صادر کرده اند که نشان از زنده بودن ۴ نفر در زیر آوار دارد. بهروزنظری در نشست نقدو بررسی کتاب«نقد عقل محض» با بیان اینکه موضوع کانت، صرفا یک موضوع ی و پروژه تفننی برایم نبود، گفت: کانت موضوع بسیار زنده ای برای تمام اهل فلسفه و علوم انسانی است. به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، نقد و بررسی کتاب «نقد عقل محض» ایمانوئل کانت عصر دیروز با حضور حسین هوشنگی، محمد مهدی اردبیلی، مالک شجاعی جشوقانی و بهروز نظری برگزار شد. در این نشست غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نی.

میان خاک سر از آسمان در آوردیم
چقدر قمری بی آشیان در آوردیم
وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم
چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر
چقدر آینه و شمعدان در آوردیم
لبان سوخته ات را شبانه از دل خاک
درست موسم ما پزان در آوردیم
به زیر خاک به خا تری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان در آوردیم
به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم
چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم
شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم - نان در آوردیم -
برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان در آوردیم *
به بازی اش نگرفتند و ما چه بازی ها
برای این سر بی خانمان در آوردیم
و آب های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم قطعا دلم نمیخواد برگردم به سالهایی از که گذشت...اما راستش دلم میخواد یک هفته ی اول رو دوباره مزه مزه کنم...
حس و حال عجیب تجربه ی اولین ها...تلاش برای خوب بنظر اومدن... زیر چشمی پسرا...جمع های دخترونه و پچ پچ پشت سر پسرا...احساس خنگی سر کلاس های آناتومی...استرس پاس نشدن درسها...اُردوی معارفه ی اول سال و...و...و...
خدای من چقدر فراز و نشیب رو گذروندیم و خبر نداریم...چقدر عوض شدیم...چقدر بزرگ شدیم...چقدر!


روزی یک مرد ثروتمند پسر بچه ی کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن دو ، یک شبانه روز در خانه ی محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرتمان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !
پدر پرسید : آیا به زندگی آنها توجه کردی؟
پسر پاسخ داد : بله پدر !
و پدر پرسید :چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی شید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا . ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد . ما در حیاطمان فانوسهای تزئینی داریم و آنها ستارگان را دارند .
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست.
با شنیدن حرفهای پسر زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم در میان دهها سایت که به ید کتاب دست دوم بخصوص تحت عنوان یدار کتاب دست دوم فعالیت می کند به جرات تنها سایت حرفه ای که کتاب های دست دوم را با قیمت بسیار منصفانه می د مجموعه سایت کارا است که ما تحت عنوان این سایت بزرگ یدار کتاب دست دوم شما هستیم یدار کتاب دست دوم و کتاب نو با توجه به تعداد کتاب های شما در محل و در صورت کم بودن تعداد کتاب ها با مراجعه حضوری شما صورت میگیردیعنی دوستان در تماس تلفنی با کارشناس اطلاعات لازم را به ما داده و ما کاملا راجع. معرفی کتاب ( من زنده ام) کتاب «من زنده ام» خاطرات دختری از نسل دهه ۶۰ را روایت می کند که در دوران دفاع مقدس با تمام ظرفیت عاطفی و عقلی خود به عنوان امدادگر هلال احمر در جبهه حضور پیدا می کند، و در محاصره نیروهای عراقی قرار می گیرد و به اسارت در می آید و … خاطرات معصومه آباد از روزهای کودکی تا زمان اس در اردوگاه های رژیم بعث عراق سال گذشته برای اولین بار روانه بازار کتاب شد.این کتاب در ۵۵۵ صفحه منتشر شده که طی یک سال به چاپ چهل و یکم رسیده است. از این نظر «من زنده ام» یکی از آثار پرمخاطب و جذاب در حوزه دفاع مقدس در سال گذشته بوده است. این کتاب در هشت فصل با عناوین کودکی، نوجوانی، انقلاب، جنگ و اسارت، زندان الرشید بغداد، انتظار، اردوگاه موصل و عنبر و ع و اسناد به چاپ رسیده است.
کتاب «من زنده ام» خاطرات دوران چهار ساله اسارت معصومه آباد در زندان های رژیم بعث صدام است. روایت کتاب از دوران کودکی نویسنده آغاز و با بیان بخش های مهمی از نوجوانی وی ادامه پیدا می کند. کتاب، با بیان نقش و تأثیر انقلاب ی بر زندگی و شخصیت خانم آباد به دوره ی دفاع مقدس، اسارت و او و سه بانوی آزاده ی دیگر، به پایان می رسد. در یادداشت انقلاب در مورد این کتاب که به تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۲ نوشته شده، آمده است: بسم الله الرحمن الرحیم کتاب را با احساس دوگانه ی اندوه و افتخار و گاه از ی اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسّم زیبائیها و زشتیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه ی یادها و خاطره های مجاهدان و آزادگان، ذخیره ی عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنی ها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهنها و حافظه ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن. این نیز از نوشته هائی است که ترجمه اش لازم است. به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم. علاقمندان میتوانند جهت ثبت نام و شرکت در مسابقه بزرگ کتاب خوانی به لینک زیر مراجعه کنند. لینک سایت مسابقه کتابخوانی تا 19 دی ماه تمدید شد! پـاورقی: ما ایده های شمارا به واقعیت می رسانیم جهت عضو در ایده در قسمت نظرات با ما در ارتباط باشید. کتاب، بهترین رابط میان گذشته و حال، و تنها مونس انسان های شمند است. کتاب، حتی در روزگار پیشرفت های چشم گیر بشر در عرصه های دانش و نوآوری نیز، نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، که جلوه های گسترده تر، تازه تر و پایدارتری یافته است. بی گمان آنان که گام های بلندی در وادی پیشرفت های گوناگون برداشته اند، هرگز با کتاب و کتاب خوانی بیگانه نبوده اند، بلکه مطالعه را، عنصر اصلی و ضروری در زندگی خود می دانسته اند. هفته کتاب و کتاب خوانی مبارک / محمد مهدیز. مدیر باغ کتاب از ارائه کتاب ها برای مطالعه رایگان خبر داد و گفت: ۱۹۷ ناشر کتاب هایشان را در فروشگاه کتاب کودک و نوجوان ارائه د. واژه بیونیک و آن به بیولوژی در ذهن ما این فکر را ایجاد می کند که این علم در ارتباط با موجودات زنده است. بیونیک علم سیستم هایی است که شالوده آنها سیستم های زنده است یا خصوصیات سیستم های زنده را دارند یا به سیستم های زنده می مانند. در حقیقت بیونیک به کنکاش در طبیعت و موجودات زنده می پردازد . تا با کشف روابط موجود بتواند آنها را در فناوری مورد استفاده قرار دهد .یا به عبارت دیگر می توان آن را هنر استفاده از دانش سیستم های زنده در حل مسائل فنی دانست. چقدر حس بدیه این لحظه ها که نمیدونی چه مرگته..
کتاب خوندن و دیدن هم فایده نداره که حواست رو پرت کنی..
فکر کنم توییتر بتونه حالمو یکم بهتر کنه :(
«هفته کتاب، هفته ترویج و تبلیغ کتاب است؛ بنابراین نباید سراغ چالش و تحلیل رفت. باید در این هفته از خوبی ها و ویژگی های خوب کتاب در ایران گفت و مردم را با فضای مناسب آشنا و برای کتاب تبلیغ کرد چرا که مردم از کتاب فاصله دارند». اعتماد، نه پوست پیازست که نازک و شفاف باشد، نه بلورست که یک دفعه بیفتد و بشکند. اعتماد روح دارد! موجود زنده ای است که یک روز متولد میشود؛ بزرگ میشود، و بعضی وقت ها عمرش از عمر والدینش بیشترست. بعضی وقت ها هم ناقص به دنیا می آید یا مریض میشود... میمیرد. ولی از یک جایی به بعد، خود آدم میداند که اعتمادش چقدر زنده میماند. از یک جایی به بعد، اعتماد از عشق هم با ارزش تر میشود.

رمان " بلندیهای بادگیر" نوشته ی "امیلی برونته" شاید حقیقتا اونقدرا داستان هیجان انگیزی نداشت اما همون چند صفحه ی اول .. خو دن آقای لاک وود توی اون اتاق مخوف و روح سرگردان کاترین که سعی داشت از پنجره داخل اتاق بشه ... منو وادار کرد تا انتها این کتاب چهارصد و خورده ای صفحه رو بخونم! تا ببینم کاترین کی بوده؟ چه سرنوشتی داشته؟ کشته شده یا مرده؟ و ... بیشتر از اینکه یه کتاب رمانتیک عاشقانه باشه یه رمان ماجراجویانه است و باید بگم صحنه های عاطفی خیلی کمی توش دیده میشه تو کتاب یه شخصیت مذهبی منفور هست! و شاید القای این موضوع به خواننده میخواد باشه که یک آدم مذهبی وما یک آدم ریا کاره! عنوانی که اغلب پشت سر نام اون پیرمرد توی کتاب آورده شده تضاد طبقاتی هم به شدت تو این کتاب خودشو نشون میده! اینکه ارباب میتونه هر بلایی سر مستخدم و نوکر خودش بیاره! به خصوص تحقیر و توهین از همون کودکی تو ذهن متمولین نقش میبنده و همین مساله هم باعث عمیق تر شدن این شکاف بین دو گروه و پیدایش عقده های حقارت در گروه زیر دست میشه توجه زیاد به ثروت و دارایی طرف مقابل چیزیه که تو تمام رمانای خارجی بهش برخورد . طوری که افراد قبل از ازدواج محاسبه میکنن زن/مرد مورد نظر چقدر املاک داره و بعد از فوت چقدر ارث میبره؟؟!!
به هر حال به نظرم کتاب جذاب و خوبی بود تصویر روی جلد کتاب و نمیدونم چیه و تصویر بالا از روی ش برداشته شده
هر چقدر فکر می کنم بیشتر به هوش و ذکاوت اریانا فالّاچی ایمان می آورم. نه بخاطر اینکه هر چیز می گوید و در هر موردی، حرف دل من باشد. توی بعضی چیزها خیلی هم مخالفش هستم اما قبول دارم که هیچ نمی توانست یک مصاحبه درست و حس با او انجام بدهد. کار خوبی کرد که "اریانا فالّاچی با اریانا فالّاچی مصاحبه می کند" را نوشت.آنقدر این کتاب نازک و کم حجم عالیست که علاقمندی یک آدم کتاب نخوان که بدلیل کم شدن سوی چشم سالهاست کتاب نمی خواند را هم برانگیخت به در دست گرفتن و خواندنش. اصلا با کتاب قرض دادن میانه خوبی ندارم. در بیشتر موارد در لحظه قرض دادن کتاب فکر دوباره دیدنش را هم از سر بیرون می کنم! ولی ایندفعه اینکار را با کمال میل انجام می دهم. اگر دستتان آمد بخوانید این کتاب را، اگر نه هم صبر و تحمل داشته باشید که دیر یا زود زمانی می رسد که غم نان و ساعات کار زیاد به این شیرین بینوا اجازه خواهند داد کار فرهنگی کند و خبر ترجمه شدن کتاب را توی همین صفحه بنویسد.
سود حاصل از برگزاری ال کلاسیکو چقدر است؟ ، شرایط ودیعه قرض الحسنه مسکن مددجویان اعلام شد و ... از دیگر عناوین خبری امروز بودند. مـــــردی...؟! هر چقدر مـــــغرور... هر چقدر صـــــادق... هر چقدر ســـــاده... هر چقدر جـــــذاب... هر چقدر مـــــکار... اما گاهی برای فتح جغرافیای زن، باید به زانـــــو بیوفتی!!! :)) مدتیه که میخوام کتاب بخونم ولی نمیدونم چرا دست و دلم به خوندن کتاب نمیره. هستی یه شانس خوبی که داره اینه که محل کارش، زمان های بیکاری، اجازه داره کتاب بخونه. ولی من تو هیچکدوم از محیط های کاری چنین اجازه ای نداشتم. الان هم وقتی از سر کار برمیگردم خونه، یه جور رخوت خاصی  تو همه جای بدنم جاری میشه و اجازه نمیده کتاب بخونم. دو روزه تلویزیون رو هم خاموش میکنم که بی خودی وقتم رو نگیره. اما به جاش میرم سراغ انجام  نرمش های مخصوص زانو. باید م. جشن امضای کتاب شعر پرواز ۶۹ اثر شایان مصلح عصر دیروز ۳۱ فروردین ۹۷ با حضور مولف کتاب، ورزشکاران و هنرمندان در مرکز تبادل کتاب برگزار شد.

اولین کت که نوشتم همین مجموعه داستان ( خاطرات گره خورده) بود.
تجربه چندانی در چاپ کتاب نداشتم. با کمک یکی از دوستان به نام امید منوچهریان به صورت ناشر مؤلف با هزینه شخصی در سال 1388 در82 صفحه چاپ .
کتاب شامل 10 داستان کوتاه بود با عنوان وناگهان... / وقتی که باغچه می میرد / رفتن و نرفتن / نویسنده روی بام / هاشم / زنده بگور / خاطرات گره خورده / تو عاشق نه اب / شَبَح / دو نیمه سیب.
داستان وقتیکه باغچه می میرد موقع چاپ حذف شده بود که بعدا در کتاب. با الف، ز، میم رفتیم شهر کتاب یه چرخی بزنیم و اول هفته رو با روحیه پر انرژی شروع کنیم. اولین کت که دستم بود و مشغول ورق زدن بودم ،" الف" جلدشو نگاه کرد ، گفت خب اینو خوندی دومین کتاب در دستم ، هنوز از قفسه خارج نشده بود ، "ز" گفت اینو که از نمایشگاه کتاب پارک شاهد یدی سومین کتاب رو داشتم از فروشنده میپرسیدم راهنماییم کنه به کدام سمت قفسه ها برم ، " میم" گفت اینم یبار از کتابخانه ت برام ع فرستادی ، همینو دیدم لا به لای کتابات داری ، یادت نیست ؟! نتیجه . چقدر خنده داره که آدم دلش واسه چیزی تنگ شه که ازش فرار می کرده.. چقدر عجیبه که آدم دلش واسه چیزی تنگ شه که می ترسوندش.. چقدر مس ه که صدای ظریف و نرم اون دعوت رو بشنوی و ته دلت یه کمی، فقط یه کمی وسوسه شی واسه دوباره جواب دادن بهش.. عقل ِ ناقصم و حساب و کتاب های دنیایی ، خبر از اتفاقی می داد که برایم خوشایند نبود . و من با تمام ِ وجود میخواستم مانعش شوم . شاید آنقدر هم مهم نبود و اگر اتفاق می افتاد آنقدر ها هم بد نمی شد اما در این وضعیت ، برای ِ من ، بهتر بود که اتفاق نیفتد . و جز خدا چه ی می توانست مانعش شود ؟! کاری از دست ِ خودم بر نمی آمد . جز دعا . اما همان عقل ِ ناقصم می گفت این بار باید جور دیگری به خدا رو بزنی . فقط دعا کفایت نمی کند . یک شب ، نشستیم با خدا قرار هایمان را گداشتی.
زنده به گور شدن نوزاد توسط مادرش نوزاد زنده ای که در حوالی یک کارخانه چوب در شهر پادوک در استان کوازولو ناتال آفریقای جنوبی زنده به گور شده بود زنده از زیر خاک بیرون کشیده شد. وی که نوزادی ناخواسته بود توسط مادر 25 ساله اش زنده به گور شده بود. این زن که در این کارخانه کار می کرد به پلیس گفت که این نوزاد دومین فرزندش بوده و او از ترس اینکه توسط والدینش طرد شود اقدام به این عمل کرده است.زنده به گور زنده به گور نجات نوزاد زنده به گور شده توسط مادرش یکی از همکاران این زن با شنیدن گریه های این نوزاد توانست محل دقیق دفن وی را شناسایی و او را از یک گور کم عمق زنده بیرون بکشد. مادر این نوزاد برای پنهان سازی گور وی از شن و همچنین چوب استفاده کرده بود.
بلافاصله این نوزاد به نزدیک ترین بیمارستان این استان منتقل شد. مادر سنگدل نوزادش را زنده به گور کرد + ع 16+ ادامه مطلب




بالا ه بعد از کلی دوندگی و وقفه "قرص ماه" مان از پشت ابر نمایان شد. نکته باکلاس کار این بود که کتاب بخاطر کلمه "خدا" در دو شعر مدتی در ارشاد ماند! شعر صفحه 33 را به عمد گذاشته بودم برای عمو قیچی بدست که شنیده بودم دست خالی ماندن را دوست ندارد. اما از آن عبور کرد و به جایش دو بار "خدا" را برنت د. یکبار آنجا که تنهاییِ مادرم را شبیه تنهایی خدا خوانده بودم: چقدر مثل خ چقدر تنهایی! و یکبار در یک احوالپرسی عربی با دریا از طرف خدا به دریا سلام داده بودم: من کیم؟ از خود خدا بر تو و علی آله سلام و صلا! *** امیدوارم بعد از این عشوه های شتری محتوایی، تصمیم بگیرید روی این لینک کلیک کنید و کتاب را ب ید تا پولی گیرم بیاید :) دلم لک زده برای پول شعر؛ حس غریبی دارم که باید جادوی شفابخشی داشته باشد. لطف کنید اگر تجربه ای در باره تبلیغ، توزیع و فروش کتاب (بخصوص کتاب شعر) دارید با من در میان بگذارید. راه دوری نمی رود.


خواندن کتاب هدیه های زیادی را به همراه خود دارد. یکی از آن ها فرصت هم نشینی با یک انسان دیگر فارغ از زمان و مکان است. فکر می کنم همه افرادی که حتا عادت کتابخوانی هم ندارند و فقط یک کتاب را هم را لذت مطالعه کرده اند، هم نشینی با نویسنده را تجربه کرده اند. ارتباطی که توسط کتاب میان خواننده و نویسنده برقرار می شود از زیباترین ارتباطات است. ارتباطی که عنصر گم شده روابط امروز در آن موج می زند. گوش سپردن به دیگری در روابط امروز کم رنگ تر و کم رنگ تر می ش. تهیه کننده برنامه تلویزیونی «مناظره» گفت: نفس مناظره برای آگاهی در انتخاب است و نباید کوچکترین شبهه ای در ایجاد این آگاهی انداخت، تمام مناظره های این چنینی زنده است و همین زنده بودن مناظره هاست که سبب پویایی و مشارکت بالا می شود. مجموعه مقالاتی از مرحوم شهید آوینی در کتاب "فتح خون" گردآوری شده است که حاوی گفتارهایی سودمند درباره دوران حسن و حسین علیهماالسلام تا روز عاشوراست. کت کم حجم که شیرینی ادبیات را با اطلاعات تاریخی و نکات حکمی به هم آمیخته و زنده بودن عاشورا و کربلا را در همه زمانها و مکانها به روشنی در جلو چشم ما قرار می دهد. چقدر حس خوبیه مرکز جهان باشی واسه یه نفر ، اینکه تحت هر شرایطی کنارت باشه و ازت دس نکشه خیلی عالیه چقدر به این حس خوب مهمون های ماه عسل غبطه خوردم . امیدوارم تا ابد کنار هم اینقدر خوب باشن اینقدر عاشق چه معجزه زیبای بود اگر مرکز جهان بودیم برای ی که دوستش داریم