داریم چقدر کتاب زنده

دستگاههای زنده یاب از ساختمان م وبه پلاسکو هایی را صادر کرده اند که نشان از زنده بودن ۴ نفر در زیر آوار دارد. بهروزنظری در نشست نقدو بررسی کتاب«نقد عقل محض» با بیان اینکه موضوع کانت، صرفا یک موضوع ی و پروژه تفننی برایم نبود، گفت: کانت موضوع بسیار زنده ای برای تمام اهل فلسفه و علوم انسانی است. به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، نقد و بررسی کتاب «نقد عقل محض» ایمانوئل کانت عصر دیروز با حضور حسین هوشنگی، محمد مهدی اردبیلی، مالک شجاعی جشوقانی و بهروز نظری برگزار شد. در این نشست غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نی. معظم انقلاب در باب سبک زندگی و عادات و روش های خوب زندگی فرمودند: ما مردم را، جوان ها را وادار کنیم به کتاب خوانی. کتاب خواندن خیلی مهم است؛ کتاب خوب را هم معرّفی کنید. حتّی بنده تصوّر می کنم -حالا البتّه این را باید آقایانی که مسئول هستند، جوانبش را بررسی کنند- و فکر می کنم خوب است که محل های ، مرکز نمایش کتاب های خوب و کتاب های روز و کتاب های مطلوب باشد؛ در میان دهها سایت که به ید کتاب دست دوم بخصوص تحت عنوان یدار کتاب دست دوم فعالیت می کند به جرات تنها سایت حرفه ای که کتاب های دست دوم را با قیمت بسیار منصفانه می د مجموعه سایت کارا است که ما تحت عنوان این سایت بزرگ یدار کتاب دست دوم شما هستیم یدار کتاب دست دوم و کتاب نو با توجه به تعداد کتاب های شما در محل و در صورت کم بودن تعداد کتاب ها با مراجعه حضوری شما صورت میگیردیعنی دوستان در تماس تلفنی با کارشناس اطلاعات لازم را به ما داده و ما کاملا راجع. علاقمندان میتوانند جهت ثبت نام و شرکت در مسابقه بزرگ کتاب خوانی به لینک زیر مراجعه کنند. لینک سایت مسابقه کتابخوانی تا 19 دی ماه تمدید شد! پـاورقی: ما ایده های شمارا به واقعیت می رسانیم جهت عضو در ایده در قسمت نظرات با ما در ارتباط باشید. واژه بیونیک و آن به بیولوژی در ذهن ما این فکر را ایجاد می کند که این علم در ارتباط با موجودات زنده است. بیونیک علم سیستم هایی است که شالوده آنها سیستم های زنده است یا خصوصیات سیستم های زنده را دارند یا به سیستم های زنده می مانند. در حقیقت بیونیک به کنکاش در طبیعت و موجودات زنده می پردازد . تا با کشف روابط موجود بتواند آنها را در فناوری مورد استفاده قرار دهد .یا به عبارت دیگر می توان آن را هنر استفاده از دانش سیستم های زنده در حل مسائل فنی دانست. کتاب «نشتر و قلم» اثر محمدحسن حکمت، رمانی تاریخی است که بخشی از حوادث و وقایع و تاریخ معاصر ایل بهارلو را در سال 1320 به تصویر می کشد. محمد حسن حکمت، یکی از فرهیختگان ایل بهارلو، طایفه ی «نظر بگلو» و فرزند زنده یاد«عبدالحسین بگ» می باشند. این کتاب، به گوشه هایی از مناسبات زندگی ایلی می پردازد که در این دوران، آن مناسبات مورد فراموشی قرار گرفته و شاید کارکردهای خود را نیز از دست داده اند. این رمان حوادث و وقایع آن دوران را در قالب داستان بیان می کند و به تحلیل آن می پردازد. نام قهرمانان این رمان غیر واقعی است و تنها نام قهرمان اصلی آن یعنی زنده یاد«عبدالحسین بیگ» تغییر نیافته است. (شرح از کرمانی)      
برچسب‌ها: نشتر و قلم, حکمت, داراب, کتاب کتاب پیشنهادی این هفته بنده به شما دوستداران کتاب عمر بربادرفته است .این کتاب یک کتاب اجتماعی است.درباره زندانی شدن خانواده سلطنتی درمراکش.کتاب جذ ه خودم چندسال پیش خوندمش هم میشه گفت رمان هست هم .وچون واقعیه آدم تحت تاثیرقرارمیگیره.نویسنده کتاب ملکه افقیر/ازانتشارات درسا 368صفحه داره.توصیه میکنم مطالعه کنید اعتماد، نه پوست پیازست که نازک و شفاف باشد، نه بلورست که یک دفعه بیفتد و بشکند. اعتماد روح دارد! موجود زنده ای است که یک روز متولد میشود؛ بزرگ میشود، و بعضی وقت ها عمرش از عمر والدینش بیشترست. بعضی وقت ها هم ناقص به دنیا می آید یا مریض میشود... میمیرد. ولی از یک جایی به بعد، خود آدم میداند که اعتمادش چقدر زنده میماند. از یک جایی به بعد، اعتماد از عشق هم با ارزش تر میشود. اعتماد، نه پوست پیازست که نازک و شفاف باشد، نه بلورست که یک دفعه بیفتد و بشکند. اعتماد روح دارد! موجود زنده ای است که یک روز متولد میشود؛ بزرگ میشود، و بعضی وقت ها عمرش از عمر والدینش بیشترست. بعضی وقت ها هم ناقص به دنیا می آید یا مریض میشود... میمیرد. ولی از یک جایی به بعد، خود آدم میداند که اعتمادش چقدر زنده میماند. از یک جایی به بعد، اعتماد از عشق هم با ارزش تر میشود. مدیر باغ کتاب از ارائه کتاب ها برای مطالعه رایگان خبر داد و گفت: ۱۹۷ ناشر کتاب هایشان را در فروشگاه کتاب کودک و نوجوان ارائه د. سلام رضای من . با چشای خیس و دلی تنگ و هوایی برات می نویسم . کجایی آقا؟کی این فاصله ها تموم میشه ؟اصلا تموم میشه یا نه؟ خیلی هواتو .خیلی که میدونم فقط خودت میدونی چقدر امروز از تلویزیون یه آقای سیدی رو نشون داد که توشهرت یه مغازه داشت تو مغازش کتاب گذاشته بود کتابای مذهبی . تومغازش جماعت میخوندن . چقدر راحت میشه ثواب کرد و برای اون دنیا کنار گذاشت و ماها غافلیم آقا جون کمکم کن فرشته بشم من از نظر خودم یه آدمی بودم که از زمین فاصله گرفته بودم اما ب. مـــــردی...؟! هر چقدر مـــــغرور... هر چقدر صـــــادق... هر چقدر ســـــاده... هر چقدر جـــــذاب... هر چقدر مـــــکار... اما گاهی برای فتح جغرافیای زن، باید به زانـــــو بیوفتی!!! :)) «هفته کتاب، هفته ترویج و تبلیغ کتاب است؛ بنابراین نباید سراغ چالش و تحلیل رفت. باید در این هفته از خوبی ها و ویژگی های خوب کتاب در ایران گفت و مردم را با فضای مناسب آشنا و برای کتاب تبلیغ کرد چرا که مردم از کتاب فاصله دارند». هر چقدر فکر می کنم بیشتر به هوش و ذکاوت اریانا فالّاچی ایمان می آورم. نه بخاطر اینکه هر چیز می گوید و در هر موردی، حرف دل من باشد. توی بعضی چیزها خیلی هم مخالفش هستم اما قبول دارم که هیچ نمی توانست یک مصاحبه درست و حس با او انجام بدهد. کار خوبی کرد که "اریانا فالّاچی با اریانا فالّاچی مصاحبه می کند" را نوشت.آنقدر این کتاب نازک و کم حجم عالیست که علاقمندی یک آدم کتاب نخوان که بدلیل کم شدن سوی چشم سالهاست کتاب نمی خواند را هم برانگیخت به در دست گرفتن و خواندنش. اصلا با کتاب قرض دادن میانه خوبی ندارم. در بیشتر موارد در لحظه قرض دادن کتاب فکر دوباره دیدنش را هم از سر بیرون می کنم! ولی ایندفعه اینکار را با کمال میل انجام می دهم. اگر دستتان آمد بخوانید این کتاب را، اگر نه هم صبر و تحمل داشته باشید که دیر یا زود زمانی می رسد که غم نان و ساعات کار زیاد به این شیرین بینوا اجازه خواهند داد کار فرهنگی کند و خبر ترجمه شدن کتاب را توی همین صفحه بنویسد.
چقدر دلتنگ روزهای کودکیم هستم چقدر راحت زندگی می . امروز چقدر ملاحطه کار شده ام مدام دنبال تایید دیگران هستم . مدام میخواهم همه از من تعریف کنند . وای خدایا چقدر نظر دیگران برایم مهم شده . خدایا مرا لحظه ای رها کن از هرچه قید وبند . یاریم کن تا لحظه ای برای خودم زندگی کنم و اینقدر نقاب نزنم . چقدر سخته چقدر سخته چقدر سخته.خوندنش نه ها فهمیدنیم میفهمم در حد خودم.نوشتنش این که چجوری بنویسم چیشو بنویسم وای خدا بترکی مائده با این کتاب انتخاب ت .من هیچوقت استعدادی تو خلاصه و تعریف نداشتم .نمیدونمم برداشتمو چجوری باید بگم وقتی ممکن ی تو کلاس این کتابو نخونده باشه در نتیجه باید یه تعریفی بتونم از هر بخشش به زبون ساده اونجوری که فهمیدم بگم . خب برداشتامم تو لابه لاشِ و تهش به خوددم میرسه حالا نمیدونم اینو سرش بگم یا تهش :/ ولی مربوطِ به نت. چقدر خنده داره که آدم دلش واسه چیزی تنگ شه که ازش فرار می کرده.. چقدر عجیبه که آدم دلش واسه چیزی تنگ شه که می ترسوندش.. چقدر مس ه که صدای ظریف و نرم اون دعوت رو بشنوی و ته دلت یه کمی، فقط یه کمی وسوسه شی واسه دوباره جواب دادن بهش..

اولین کت که نوشتم همین مجموعه داستان ( خاطرات گره خورده) بود.
تجربه چندانی در چاپ کتاب نداشتم. با کمک یکی از دوستان به نام امید منوچهریان به صورت ناشر مؤلف با هزینه شخصی در سال 1388 در82 صفحه چاپ .
کتاب شامل 10 داستان کوتاه بود با عنوان وناگهان... / وقتی که باغچه می میرد / رفتن و نرفتن / نویسنده روی بام / هاشم / زنده بگور / خاطرات گره خورده / تو عاشق نه اب / شَبَح / دو نیمه سیب.
داستان وقتیکه باغچه می میرد موقع چاپ حذف شده بود که بعدا در کتاب. هیچ جا وبلاگ نمیشود.هیچ جا اینجا نمیشود...کانالی در تگرام زدم.دیدم چقدر مز ف هست!چقدر حرف های بیخودی ام را آنچه میزدم.چقدر ادم در انجا خالی است و دلش خالی نمیشود. با الف، ز، میم رفتیم شهر کتاب یه چرخی بزنیم و اول هفته رو با روحیه پر انرژی شروع کنیم. اولین کت که دستم بود و مشغول ورق زدن بودم ،" الف" جلدشو نگاه کرد ، گفت خب اینو خوندی دومین کتاب در دستم ، هنوز از قفسه خارج نشده بود ، "ز" گفت اینو که از نمایشگاه کتاب پارک شاهد یدی سومین کتاب رو داشتم از فروشنده میپرسیدم راهنماییم کنه به کدام سمت قفسه ها برم ، " میم" گفت اینم یبار از کتابخانه ت برام ع فرستادی ، همینو دیدم لا به لای کتابات داری ، یادت نیست ؟! نتیجه . هر کار می کنم که فکر نکنم، که خاطرات کممان با هم را مرور نکنم، نمی شود. راه می روم. هر جا می روم تو هستی. تنها دو بار تو را از نزدیک دیده ام اما هر جا را نگاه می کنم تو قبلا آنجا بوده ای. تمام خیابان های اطراف و خانه ام را با تو گشته ام. حتی در اتاقم که شب ها می خوابم تو قبلا حضور داشته ای. قرار بود با هم شب ها را صبح کنیم. با هم ساعت ها راه رفته ایم و بی توقع دانستن چیز زیادی گپ زده ایم. چقدر عجیب بود! درست روزی که قرار بود قرارداد آن خانه ی کوچک ارزان ل.




بالا ه بعد از کلی دوندگی و وقفه "قرص ماه" مان از پشت ابر نمایان شد. نکته باکلاس کار این بود که کتاب بخاطر کلمه "خدا" در دو شعر مدتی در ارشاد ماند! شعر صفحه 33 را به عمد گذاشته بودم برای عمو قیچی بدست که شنیده بودم دست خالی ماندن را دوست ندارد. اما از آن عبور کرد و به جایش دو بار "خدا" را برنت د. یکبار آنجا که تنهاییِ مادرم را شبیه تنهایی خدا خوانده بودم: چقدر مثل خ چقدر تنهایی! و یکبار در یک احوالپرسی عربی با دریا از طرف خدا به دریا سلام داده بودم: من کیم؟ از خود خدا بر تو و علی آله سلام و صلا! *** امیدوارم بعد از این عشوه های شتری محتوایی، تصمیم بگیرید روی این لینک کلیک کنید و کتاب را ب ید تا پولی گیرم بیاید :) دلم لک زده برای پول شعر؛ حس غریبی دارم که باید جادوی شفابخشی داشته باشد. لطف کنید اگر تجربه ای در باره تبلیغ، توزیع و فروش کتاب (بخصوص کتاب شعر) دارید با من در میان بگذارید. راه دوری نمی رود.


چقدر حس خوبیه مرکز جهان باشی واسه یه نفر ، اینکه تحت هر شرایطی کنارت باشه و ازت دس نکشه خیلی عالیه چقدر به این حس خوب مهمون های ماه عسل غبطه خوردم . امیدوارم تا ابد کنار هم اینقدر خوب باشن اینقدر عاشق چه معجزه زیبای بود اگر مرکز جهان بودیم برای ی که دوستش داریم حدود 10 ساله اینا بودم که شروع به جمع ع های ..
ع ها هم معمولا از ابتدای کتاب های درسی جمع آوری می شدند و چقدر لذت بخش بود وقتی می دیدی مثلا زیر درخت سیب نشسته و صحبت می کنه..بعد این صحنه از زوایای مختلف، ع گرفته شده و تو تقریبا همه ع ها را پیدا کردی...
اونقدر این کار لذت بخش بود که برای کشف باقی ماجرا، پیگیر بودی این ع ، مربوط به کِی و کجاست؟...
و خب خاطراتی هم می خوندی دیگه...
و انی که در این خاطرات حضور داشتند...
نمی دونم از کجا این کار متوقف شد؟!. تهیه کننده برنامه تلویزیونی «مناظره» گفت: نفس مناظره برای آگاهی در انتخاب است و نباید کوچکترین شبهه ای در ایجاد این آگاهی انداخت، تمام مناظره های این چنینی زنده است و همین زنده بودن مناظره هاست که سبب پویایی و مشارکت بالا می شود. خواندن کتاب هدیه های زیادی را به همراه خود دارد. یکی از آن ها فرصت هم نشینی با یک انسان دیگر فارغ از زمان و مکان است. فکر می کنم همه افرادی که حتا عادت کتابخوانی هم ندارند و فقط یک کتاب را هم را لذت مطالعه کرده اند، هم نشینی با نویسنده را تجربه کرده اند. ارتباطی که توسط کتاب میان خواننده و نویسنده برقرار می شود از زیباترین ارتباطات است. ارتباطی که عنصر گم شده روابط امروز در آن موج می زند. گوش سپردن به دیگری در روابط امروز کم رنگ تر و کم رنگ تر می ش. این متن رو یه جایی نوشته بود حیفم اومد که شما هم نخونید. چقدر خنـده داره که...

یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست ولی 90 دقیقه بازی فوتبال مثل باد میگذره

چقدر خنده داره که...

صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همون پول میریم ید، مبلغ ناچیزیه

چقدر خنده داره که...

یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت دیدن به سرعت میگذره

چقدر خنده داره که...

وقتی می خوایم عبادت و دعا ک. سعید جعفری در پایگاه خبری انتخاب نوشت: «در موضوع مناظره های زنده، باید امنیت عمومی را هم لحاظ کنیم. چه چیزی در مناظره زنده وجود دارد که در مناظره ضبط شده وجود ندارد؟ از شما می خواهم به ما اعتماد کنید.» این را عبدالرضا رحمانی فضلی می گوید. کشور که برای عدم برگزاری مناظرات زنده، چنین توجیهات شاذی را به زبان آورده است. مجموعه مقالاتی از مرحوم شهید آوینی در کتاب "فتح خون" گردآوری شده است که حاوی گفتارهایی سودمند درباره دوران حسن و حسین علیهماالسلام تا روز عاشوراست. کت کم حجم که شیرینی ادبیات را با اطلاعات تاریخی و نکات حکمی به هم آمیخته و زنده بودن عاشورا و کربلا را در همه زمانها و مکانها به روشنی در جلو چشم ما قرار می دهد. چقدر سخته... چقدر سخته عروسی عشقت دعوت باشی... چقدر سخته قشنگ ترین کادوی عروسی شو تو بهش بدی... چقدر سخته در حالی که تو چشات بغض داری ازت بخوان که مجلسشو توگرم کنی... چقدر سخته پشت ماشین عروس عشقت بوق بزنی... چقدر سخته تو چشماش نگاه کنی و بخوای فریاد بزنی دیوونه خیلی دوست دارم اما بهش بگی خوشبخت باشی.... چقدر سخته عمری به پاش پیر شده باشی ولی حالا بره تا به پای یکی دیگه پیر شه... چقدر سخته... تعریف کتاب راه هنرمند را اولین بار از زبان گیس گلابتون شنیدم. وقتی خواندمش واقع لذت بردم و احساس اصل جنس است. اما اجرای تمرینهایش دشوار و عجیب به نظر میرسید و کتاب کار نشد برایم. چندی پیش شاهین خان کلانتری دوست خوب متممی را به عنوان تجلی عینی عمل به فرامین این کتاب در وبلاگش ملاقات و باز سعی نوشتن صفحات صبحگاهی را از سر بگیرم. و باز سخت بود! البته در عنفوان میانسالی هستم و این را آموخته ام که سخت بودن دلیل قانع کننده ای برای شروع ن یک کار خوب و ض. یه زمانی انقدر نوشته های دیگرانو کتابو شعرو مجله و فلان میخوندم نوشته های خودم بهتر شده بودن ولی یه مدت که انزوا و گوشه گیری اختیار نوشته هام چییییی؟ اصلا نمیشه اسم نوشته روشون گذاشت... واقعا اصلا خج میکشم منتشرشون کنم... نوشته های قبلی کجا و نوشته های الان کجا... اینو گفتم برسم به یه کامنتی که از یه دوست دریافت و فکر میکنم برای آ ین پستم اون کامنت رو گذاشته بودن و اون شعرشون بسیار به دلم نشست: صبر بر درد نه از همت مردانه ی ماست
درد از او صبر از . چقدر امروز بد بود، چقدر تلخ بود، چقدر نکبت بود... شانزدهمین جلد از فرهنگ نامه ک ن و نوجوانان به نمایشگاه کتاب تهران آمد. مشخصات کتاب معرفی کتاب گزیده کتاب محصولات مرتبط نویسنده کتاب ناشر کتاب اخبار مرتبط نظر دهی چهارده خورشید و یک آفتاب - جلد دهم: آفتاب هشتمین: روایت داستانی زندگی رضا  می پسندم 0 مولف: لیلا شمس ناشر کتاب : سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان نوع جلد: شومیز قطع: رقعی سال نشر: 1386 شمارگان: 1500 چاپ جاری: 3 تعداد صفحات: 104 این کتاب کم حجم ولی پرمحتوا درباره زندگی حضرت رضا وسخنان گهربارایشان میباشد این کتاب رامیتوانیدازکتابخانه فرزانگان دریافت نمائ. چقدر خوب که خدا هست وگرنه ما با اینهمه حرف توی دلمان که نمی توانستیم به ی بگوییمش چکار می کردیم .کجا می بردیم حرفهایمان را ؟
آدمها هر چقدر سنگ صبور باشند ، هر چقدر که گوش باشند و قضاوت نکنند و بشنوند فقط ، وقتی کاری از دستشان بر نیاید ، درد دل پیش شان چه سود دارد ؟
ظهر و عصر را که خواندم ، یک دل سیر حرف زدم با خدا ، دلتنگی هایم را گفتم ، انتطاراتم از سین را گفتم که بارها به خودش گفته ام و کاری نکرده ، بعد گفتم خدایا من می خواهم سین اینطوری و . بچه که بودم عاشق کتاب بودم.نمیدانم این عشق از کجا می آمد. اما کتاب حس خوبی به من میداد.درونشان دنبال چیزهای جدیدی بودم. پدرم یک قفسه کتاب داشت که بیشترش پر بود از کتاب های درسی اش، از شانس خوب من این قفسه ارزشمند در اتاقی که به اسم من بود قرار داشت.با زور و بدختی از قفسه ف ی بالا میرفتم تا به کتاب هایی که در طبقات بالا تر بود دست پیدا کنم. آن موقع سوادم به کتاب خواندن نمیکشید، اما یک سری کتاب ها را خیلی دوست داشتم، از جلدشان خوشم می آمد، مثلا کتاب . چقدر توی مجازی همدیگرو دلداری دادیم
چقدر سرکاری خوندیم, چقد تسبیح گم شد!
چقدر سلامتی همدیگه پیک زدیم
چقدر پسرا و کیلیپس دخترارو مس ه
چقدر دخترا ابرو ها و مارک پسرارو مس ه
چقدر پست های همو بدون اجازه کپی کردیم
چقدر لینک گذاشتیمو ی ادد نکرد
چقدر با هم خندیدیم , چقدر با هم گریه کردیم
چقدر بهمون گفتن عقده ای چقدر لای جمیعت تنها بودیم
چقدر جنتی رو مس ه کردیم بنده ی خدا رو
چقدر تو مهمونی پستای بچه هارو لایک کردی. اختصاصی از یاری فایل خلاصه کتاب باز زنده سازی بناها و ای تاریخی (پاو وینت) با و پر سرعت .
خلاصه کتاب باز زنده سازی بناها و ای تاریخی (پاو وینت)
خلاصه کتاب باز زنده سازی بناها و ای تاریخی (پاو وینت) مقدمه ای بر مباحث باززنده سازی معماری فضاها و تحرک فکری: دو راه متمایز دیدن معماری از کانال یک بنای فرسوده -مورد بررسی قرار دادن فرهنگ آن دوره - مورد بررسی قرار دادن جنبه های کالبدی_کاربردی روزمره و مکانیکی آن   سر برآوردن نیاز به مرمت معماری در قرن بیستم - تکرار یا باز سازی پیکره بنای آسیب دیده - به قید نشان دادن آشکار آنچه در بنای آسیب دیده آورده شده است.   باز شناسی فرهنگ محلی:   باز شناسی فرهنگهای محلی تبادل تجربه دسته جمعی برای گسترش دادن و به ژرفا نگری بردن شه های جدید معماری ومرمت معماری در مقیاس پیوسته فزاینده از جهانی که گوشه هایش هر روز بیشتر شناخته میشوند است و این امر بر پایه شناخت علمی روی میدهد.    
با
خلاصه کتاب باز زنده سازی بناها و ای تاریخی (پاو وینت)