داریم چقدر کتاب زنده

نامزد جریان انقل برگزاری مناظره زنده را به عنوان یکی از راه های شناخت در افکار عمومی دانستند و از برگزار شدن مناظره ها به صورت زنده، استقبال د. گوگل کتاب های صوتی به 9 زبان زنده دنیا در 45 کشور را روی فروشگاه خود قرار داده است. هر روز صبح با چه حسی از خواب بیدار می شوید؟ چقدر خوشحالید از اینکه یک روز دیگر از راه رسیده و باید سرکار حاضر شوید؟ دوست دارید زنده ترین ساعت های روز را همراه افرادی غیر از خانواده بگذرانید؟... چقدر سخته دختر باشی و مردی نداشته باشی چقدر سخته دختر باشی و مردی نداشته باشی که برات غیرتی بشه چقدر سخته دختر باشی و مردی نداشته باشی که بهت ابراز عشق و علاقه کنه چقدر سخته دختر باشی و مردی نداشته باشی که ساعت ها نگاهت کنه چقدر سخته دختر باشی و مردی نداشته باشی که سرت رو بزاری رو شونه اش چقدر سخته دختر باشی و مردی نداشته باشی که با انگشتای دستش فاصله های خالی انگشتات رو پر کنی چقدر سخته دختر باشی و مردی نداشته باشی که موهاتو برات شونه کنه چقد. چقدر دوست دارم دوست داشتنت را.....! دوست داشتن تویی که ممنوع ترینی برای من..! چقدر دلم هوایت را دارد.... هوای تویی که حق نفس کشیدن در هوایت را ندارم..! چقدر آرامش میدهی به من..... تویی که حق آرامش گرفتن از وجودت را ندارم..! چقدر زیبا نوازش میکنی روحم را..... تویی که حق نوازش روحت را ندارم..! چقدر خوب است بودنت..... تویی که حق با تو بودن را ندارم..! بیادت و برایت نوشتن زیباست... بخوان و دم مزن! میدانم که میدانی....................... معشوقه و کتاب دو بهانه و دو انگیزه زنده‌ماندنم هستند. بدون این دو خواهم مُرد. در نمایشگاه هر ساله‌کتاب با یک چشم دنبال کتاب و با چشم دیگر دنبال معشوقه‌ام هستم که شاید بعد از سال‌ها دوری و فاصله به طور تصادفی در آن شلوغی و در میان انبوه جمعیت او را ببینم. اگر فقط یک‌بار قبل از مرگم او را ببینم، انگار تمام کتاب‌های جهان را خوانده‌ام. چیز زیادی از زندگی نمی‌خواهم تنها خواسته و آرزوی باقی مانده زندگی‌ام، دیدن دوباره او حتی در حد یک نگاه می‌باشد... پیام/آوار
چقدر کوچکند انے که رفتـטּ تو را ســـــاده میپندارند !!!
شهــادتت نشان داد غیرت شیعه هنوز زنده است₪
واے بر اوبــاشے که میزنند(!)
واے بر بیمــارستانے که نمے پذیرد(!)
واے بر قاضــے که حکمش به درد دنیایش هم نمیخورد، آخــرت پیش کش(!)
واے بر مسئولینــے که فراموش مے کنند(!)
اما. . .
آفریـטּ بر تـــ♥ـو که ستاره مے شوے میاטּ ایـטּ همه /شمع هاے بدلے/. . .(!)
++【امربه معروف و نهے از منکر】 را زنده نگه داریم حتے اگر قیمتش جانماטּ باشد معلومه چقدر از عمر هر کدوم ما گذشته ، اما معلوم نیست چقدر از اون باقیه شاید 100 سال ، یک سال ، یک روز ، یک دقیقه و یا کمتر چیزی که مشخصه ، اینه که باید هوشیار باشیم دائم از خودمون بپرسیم که اصلا ما برا چی پا به این دنیا گذاشتیم ؟ هدفه خلقتمون چیه؟ آیا ما اشرف مخلوقات نیستیم؟ آیا هدفمون این نیست که ی خوبی از طرف خدا روی زمین باشیم؟ چقدر به وظایفمون عمل کردیم؟ و چقدر در تلاشیم که جواب خوبی باشیم برای این سوال ها؟ بالا ه خواسته باشیم یا نباشیم یک روز. سال گذشته سال آشتی دوباره من با کتاب بود.تا یادم هست من عاشق خواندن بودم ، چه مجله باشد چه کتاب و چه نت ، حوصله یک ساعته یا دو ساعته را ندارم به جایش می توانم ساعت ها بی وقفه بخوانم بدون اینکه خسته بشوم.
خودِمن به تنهایی برای بالا بردن سرانه مطالعه کشور کافی هستم! ازدواج و جوگیری روزهای اولش! و بعد هم به دنیا آمدن حبه باعث شد از دنیای دوست داشتنی کتاب کمی دور بیفتم ، سال قبل دوباره به آغوش گرم کتاب برگشتم.چندتایی کتاب خواندم که گل سرسبدشان کل. سلام از یک سفر تازه آمدم از یک دیدار و باز دید از کلی صنعت و ساخت و ساز و طرحهای اقتصادی و ملی از میهمان نوازی و توضیحات ین و باغ و راغ و کلی خاطره از دوستان و نقل  و نُقل ها و تجربه های قشنگ زندگی شون و برنامه هاشون...از برنامه هایی برای آینده و از تلاش و تلاش و استفاده از فرصت ها آمدم و حسنا و نوگلان نازم آمدم و باز هم زندگی آینده و حال زیباست و گذشته را هم زیبا و پر از خاطره می دانم و می بینم فقط لبخند خ را می خواهم که همه چیز است و چقدر این سرزمی. قدرت خدا را ثابت نمود. "... زیرا همانطور که پدر مردگان را زنده می کند ..." ( یوحنا ۵ : ۲۱ ) می گویند: مگر امکان دارد مرده ای زنده شود؟ ای ریاکاران! مگر شما به خدای خالق، توانا، قادر ایمان ندارید؟ مگر خدا نمی میراند و زنده نمی کند؟ اگر خدا قادر است از نطفۀ ناچیز انسانی هوشمند مانند شما بسازد! اگر بقول شما ی قادر بُود تا با شمشیر خود ماه را به دو قسمت تقسیم کند(!!؟) آیا همان قادر نیست مرده ای را برخیزاند. کتاب مقدس می نویسد:" خداوند یهوه به این استخوانها چن. تسنیم گزارش داد: قیمت دام زنده با توجه به محدود بودن مراکز عرضه بهداشتی دام زنده ونگرانی های موجود برای ید دام از مراکز غیر مجاز، افزایش قابل توجهی داشت و بیش از ۲ هزار تومان گران شد. نمایشگاه کتاب به منظور فرار رسیدن هفته ی کتاب و کتاب خوانی از طرف ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بلخ در این ولایت راه اندازی شد. نمی شود تمام درهای جهان را بست؟ چقدر به یک تنهایی مفرط نیاز دارم. خودم باشم و کتاب هایم و صدای جادویی نت های درونم.
چقدر شبیه به اتفاق های خوب نیستم. شبیه به "قرار بود" هایم نیستم. در یک قدمی ام بودند که دست دراز بگیرمشان. به محض خواستنم دور شدند و از من هزار سال نوری فاصله گرفتند.
روی پله های "جام جم" ایستاده بودم که به قله های درونم فکر می . مسیر خوب "خیابان" را قدم می زدم که خودم را به یاد آوردم. از هوای ناب "تولید" نفس کشیدم که همه چیز یادم آمد. از کتاب "زخمه":

هر زنده رنگ مرگ گرفته؛ دنیا پر از نژندیِ مرگ است
ای زندگی نخند که دیگر طعم لبت به گَندیِ مرگ است

سیلابِ خون گرفته به کُشتن، خاکی که خو گرفته به مردن
تقصیر از تو نیست که هستی؛ کوتاهی از بلندیِ مرگ است

با یک نفر بخوابد و بعدش... با دیگری بخوابد و بعدش...
با هر ی بخوابد و بعدش... هی! قصه از لَوَندیِ مرگ است

دنیا به کام مورچه ها شد؛ صدها هزار مرده ی شیرین
محصول کارخانه ی دنیا ـ تابوت ـ بسته بندیِ مرگ است

مریم جع. اولین دوره از مسابقات سراسری «کتاب و زندگی» که با محوریت کتاب «من زنده ام» برگزار شده بود، با شرکت ۷۰هزارنفر، پایان یافت و به زودی برندگان معرفی و طی مراسمی جوایزشان، اهدا خواهد شد. به گزارش خبرگزاری مهر، مجمع ناشران انقلاب ی با همکاری نهادهای فرهنگی دیگر، اولین دوره از مسابقات سراسری کتاب خوانی «کتاب و زندگی» را از اول محرم امسال (چهارم آبان ماه) آغاز کرد که پایان مهلت شرکت در این مسابقه تا ۱۹دی مصادف با ۱۷ربیع الاول (میلاد پربرکت (صل الله . المومنین علی ع می فرمایند : خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدمه ی رسیدن به حقوق خود قرار داده است .
حال ما چه میکنیم ؟
تا چه حد برایمان مهم است ؟
تا چه حد به این جمله ایمان داریم ؟ چقدر قبول داریم حرف ِ مولایمان را ...
چقدر حق دیگران را میشناسیم و آن را رعایت میکنیم ؟
قبول داریم عبادت ، زیارت ، حج و هر آنچه را که خدا واجب کرده است ، بدون ِ رعایت حقوق دیگران شاید ذره ای مقبول درگاه حق نباشد ؟ قبول داریم ؟؟؟؟؟ ایسنا نوشت: زنده بودن پخش مناظره های انتخاباتی تلویزیون در حالی همچنان در کمیته تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در حال بررسی است که تا این لحظه هم مدیران ارشد صداوسیما و هم نامزدهای انتخاباتی از برگزاری زنده آن که جذاب ترین برنامه انتخاباتی تلویزیون هم نام برده می شود، استقبال کرده اند. از رویاهایش می‌گفت. از علاقه‌اش به هنر و اینکه بین آجرهای سرخ به او سخت می‌گذرد. از لا به لای حرف هایش فهمیدم که چیز زیادی از من ناچیز نمی‌داند. آمده که به عنوان یک آدم خوب و بزرگتر با من م کند. دو ساعتی گپ زدیم. امروز که دوباره آمد، بهشت دل را پیدا کرده بود. از آن جمله بالا خوشش آمده بود و یک چیزهایی درباره من خوانده بود، مثلا آن مصاحبه را دیده بود که ی از من می پرسد: علم بهتر است یا ثروت؟ و من جواب می‌دهم: معرفت!  از جنس آدم های قبیله&z. رو مه ایندیپندنت با اشاره به نسل کشی مسلمانان در میانمار گزارش داد که نظامیان و شبه نظامیان این کشور تعدادی را زنده سوزانده و یا سر آنها را از بدن جدا کرده اند. رو مه ایندیپندنت با اشاره به نسل کشی مسلمانان در میانمار گزارش داد که نظامیان و شبه نظامیان این کشور تعدادی را زنده سوزانده و یا سر آنها را از بدن جدا کرده اند. این کتاب شامل مقالات نویسنده است و بسیاری با توجه به عنوان خاص کتاب تصورشان این است که یک رمان است بلکه کتاب شهر زرد در برگیرنده تعدادی از جزوه ها و مقاله ها و نامه های ما یم گورکی پیرامون کشور   که در سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت توسط انتشارات کبیر به چاپ رسید برای ید کتاب شهر زرد از فروشگاه کتاب کارا کتاب مطابق روش ید کتاب در سایت اقدام نمایید
معظم انقلاب در باب سبک زندگی و عادات و روش های خوب زندگی فرمودند: ما مردم را، جوان ها را وادار کنیم به کتاب خوانی. کتاب خواندن خیلی مهم است؛ کتاب خوب را هم معرّفی کنید. حتّی بنده تصوّر می کنم -حالا البتّه این را باید آقایانی که مسئول هستند، جوانبش را بررسی کنند- و فکر می کنم خوب است که محل های ، مرکز نمایش کتاب های خوب و کتاب های روز و کتاب های مطلوب باشد؛ داشتم تلگرام ورق میزدم... دیدم چقدر امکانات برای یادگیری! یعنی ی روزی بود من پ ر میزدم که بتونم ی کلاس نقاشی برم یا ی کلاس زبان ثبت نام کنم... اینقدر منابع کم بود و کلاسا گرون و رفت آمد واسه ما که بابامون ی کارمند بود سخت بود که فقط توی رویاهامون میتونستیم به ارزوهامون برسیم... بعد الان هزارتا سایت و کانال برای زبان و پر از کتاب و مطلب و وویس و مقاله و خبر و روش برای یادگیری... چقدر مطلب مدیریتی و آموزشی که ی روزی من آرزو داشتم توی ی همایشش شرکت کنم....

میان خاک سر از آسمان در آوردیم
چقدر قمری بی آشیان در آوردیم
وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم
چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر
چقدر آینه و شمعدان در آوردیم
لبان سوخته ات را شبانه از دل خاک
درست موسم ما پزان در آوردیم
به زیر خاک به خا تری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان در آوردیم
به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم
چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
زخاک تیره ولی استخوان در آوردیم
شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم - نان در آوردیم -
برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان در آوردیم *
به بازی اش نگرفتند و ما چه بازی ها
برای این سر بی خانمان در آوردیم
و آب های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم قطعا دلم نمیخواد برگردم به سالهایی از که گذشت...اما راستش دلم میخواد یک هفته ی اول رو دوباره مزه مزه کنم...
حس و حال عجیب تجربه ی اولین ها...تلاش برای خوب بنظر اومدن... زیر چشمی پسرا...جمع های دخترونه و پچ پچ پشت سر پسرا...احساس خنگی سر کلاس های آناتومی...استرس پاس نشدن درسها...اُردوی معارفه ی اول سال و...و...و...
خدای من چقدر فراز و نشیب رو گذروندیم و خبر نداریم...چقدر عوض شدیم...چقدر بزرگ شدیم...چقدر!


روزی یک مرد ثروتمند پسر بچه ی کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند چقدر فقیر هستند . آن دو ، یک شبانه روز در خانه ی محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرتمان چه بود ؟
پسر پاسخ داد : عالی بود پدر !
پدر پرسید : آیا به زندگی آنها توجه کردی؟
پسر پاسخ داد : بله پدر !
و پدر پرسید :چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟
پسر کمی شید و بعد به آرامی گفت : فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا . ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد . ما در حیاطمان فانوسهای تزئینی داریم و آنها ستارگان را دارند .
حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست.
با شنیدن حرفهای پسر زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم معرفی کتاب ( من زنده ام) کتاب «من زنده ام» خاطرات دختری از نسل دهه ۶۰ را روایت می کند که در دوران دفاع مقدس با تمام ظرفیت عاطفی و عقلی خود به عنوان امدادگر هلال احمر در جبهه حضور پیدا می کند، و در محاصره نیروهای عراقی قرار می گیرد و به اسارت در می آید و … خاطرات معصومه آباد از روزهای کودکی تا زمان اس در اردوگاه های رژیم بعث عراق سال گذشته برای اولین بار روانه بازار کتاب شد.این کتاب در ۵۵۵ صفحه منتشر شده که طی یک سال به چاپ چهل و یکم رسیده است. از این نظر «من زنده ام» یکی از آثار پرمخاطب و جذاب در حوزه دفاع مقدس در سال گذشته بوده است. این کتاب در هشت فصل با عناوین کودکی، نوجوانی، انقلاب، جنگ و اسارت، زندان الرشید بغداد، انتظار، اردوگاه موصل و عنبر و ع و اسناد به چاپ رسیده است.
کتاب «من زنده ام» خاطرات دوران چهار ساله اسارت معصومه آباد در زندان های رژیم بعث صدام است. روایت کتاب از دوران کودکی نویسنده آغاز و با بیان بخش های مهمی از نوجوانی وی ادامه پیدا می کند. کتاب، با بیان نقش و تأثیر انقلاب ی بر زندگی و شخصیت خانم آباد به دوره ی دفاع مقدس، اسارت و او و سه بانوی آزاده ی دیگر، به پایان می رسد. در یادداشت انقلاب در مورد این کتاب که به تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۲ نوشته شده، آمده است: بسم الله الرحمن الرحیم کتاب را با احساس دوگانه ی اندوه و افتخار و گاه از ی اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسّم زیبائیها و زشتیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه ی یادها و خاطره های مجاهدان و آزادگان، ذخیره ی عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنی ها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهنها و حافظه ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن. این نیز از نوشته هائی است که ترجمه اش لازم است. به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم. شناسنامه ی کتاب عنوان اصلی کتاب: leaders eat last عنوان کتاب به فارسی: ان آ از همه غذا می خورند نویسنده: سایمون سینک (simon sinek) سال انتشار: ۲۰۱۳ درباره ی کتاب این کتاب ادامه ی منطقی کتاب «اول بپرس چرا» است. در این کتاب سایمون سینک نگاهش را فراتر می برد. او در این کتاب تلاش می کند دلایل شخصی و […] نوشته کتاب ان آ از همه غذا می خورند، کت که از شما یک موفق می سازد اولین بار در چطور پدیدار شد. علاقمندان میتوانند جهت ثبت نام و شرکت در مسابقه بزرگ کتاب خوانی به لینک زیر مراجعه کنند. لینک سایت مسابقه کتابخوانی تا 19 دی ماه تمدید شد! پـاورقی: ما ایده های شمارا به واقعیت می رسانیم جهت عضو در ایده در قسمت نظرات با ما در ارتباط باشید. کتاب «نشتر و قلم» اثر محمدحسن حکمت، رمانی تاریخی است که بخشی از حوادث و وقایع و تاریخ معاصر ایل بهارلو را در سال 1320 به تصویر می کشد. محمد حسن حکمت، یکی از فرهیختگان ایل بهارلو، طایفه ی «نظر بگلو» و فرزند زنده یاد«عبدالحسین بگ» می باشند. این کتاب، به گوشه هایی از مناسبات زندگی ایلی می پردازد که در این دوران، آن مناسبات مورد فراموشی قرار گرفته و شاید کارکردهای خود را نیز از دست داده اند. این رمان حوادث و وقایع آن دوران را در قالب داستان بیان می کند و به تحلیل آن می پردازد. نام قهرمانان این رمان غیر واقعی است و تنها نام قهرمان اصلی آن یعنی زنده یاد«عبدالحسین بیگ» تغییر نیافته است. (شرح از کرمانی)      
برچسب‌ها: نشتر و قلم, حکمت, داراب, کتاب مدیر باغ کتاب از ارائه کتاب ها برای مطالعه رایگان خبر داد و گفت: ۱۹۷ ناشر کتاب هایشان را در فروشگاه کتاب کودک و نوجوان ارائه د. واژه بیونیک و آن به بیولوژی در ذهن ما این فکر را ایجاد می کند که این علم در ارتباط با موجودات زنده است. بیونیک علم سیستم هایی است که شالوده آنها سیستم های زنده است یا خصوصیات سیستم های زنده را دارند یا به سیستم های زنده می مانند. در حقیقت بیونیک به کنکاش در طبیعت و موجودات زنده می پردازد . تا با کشف روابط موجود بتواند آنها را در فناوری مورد استفاده قرار دهد .یا به عبارت دیگر می توان آن را هنر استفاده از دانش سیستم های زنده در حل مسائل فنی دانست. «هفته کتاب، هفته ترویج و تبلیغ کتاب است؛ بنابراین نباید سراغ چالش و تحلیل رفت. باید در این هفته از خوبی ها و ویژگی های خوب کتاب در ایران گفت و مردم را با فضای مناسب آشنا و برای کتاب تبلیغ کرد چرا که مردم از کتاب فاصله دارند».

رمان " بلندیهای بادگیر" نوشته ی "امیلی برونته" شاید حقیقتا اونقدرا داستان هیجان انگیزی نداشت اما همون چند صفحه ی اول .. خو دن آقای لاک وود توی اون اتاق مخوف و روح سرگردان کاترین که سعی داشت از پنجره داخل اتاق بشه ... منو وادار کرد تا انتها این کتاب چهارصد و خورده ای صفحه رو بخونم! تا ببینم کاترین کی بوده؟ چه سرنوشتی داشته؟ کشته شده یا مرده؟ و ... بیشتر از اینکه یه کتاب رمانتیک عاشقانه باشه یه رمان ماجراجویانه است و باید بگم صحنه های عاطفی خیلی کمی توش دیده میشه تو کتاب یه شخصیت مذهبی منفور هست! و شاید القای این موضوع به خواننده میخواد باشه که یک آدم مذهبی وما یک آدم ریا کاره! عنوانی که اغلب پشت سر نام اون پیرمرد توی کتاب آورده شده تضاد طبقاتی هم به شدت تو این کتاب خودشو نشون میده! اینکه ارباب میتونه هر بلایی سر مستخدم و نوکر خودش بیاره! به خصوص تحقیر و توهین از همون کودکی تو ذهن متمولین نقش میبنده و همین مساله هم باعث عمیق تر شدن این شکاف بین دو گروه و پیدایش عقده های حقارت در گروه زیر دست میشه توجه زیاد به ثروت و دارایی طرف مقابل چیزیه که تو تمام رمانای خارجی بهش برخورد . طوری که افراد قبل از ازدواج محاسبه میکنن زن/مرد مورد نظر چقدر املاک داره و بعد از فوت چقدر ارث میبره؟؟!!
به هر حال به نظرم کتاب جذاب و خوبی بود تصویر روی جلد کتاب و نمیدونم چیه و تصویر بالا از روی ش برداشته شده
اعتماد، نه پوست پیازست که نازک و شفاف باشد، نه بلورست که یک دفعه بیفتد و بشکند. اعتماد روح دارد! موجود زنده ای است که یک روز متولد میشود؛ بزرگ میشود، و بعضی وقت ها عمرش از عمر والدینش بیشترست. بعضی وقت ها هم ناقص به دنیا می آید یا مریض میشود... میمیرد. ولی از یک جایی به بعد، خود آدم میداند که اعتمادش چقدر زنده میماند. از یک جایی به بعد، اعتماد از عشق هم با ارزش تر میشود. کتاب رفیق آیت الله کامل
رایگان کتاب رفیق ایت الله
کتاب رفیق آیت الله ویکی پدیا
رفیق آیت الله تلگرام
نقد کتاب رفیق آیت الله
کتاب رفیق آیت الله نویسنده ف آور
کتاب های ممنوعه در ایران
کانال رفیق آیت الله ادامه مطلب سلام رضای من . با چشای خیس و دلی تنگ و هوایی برات می نویسم . کجایی آقا؟کی این فاصله ها تموم میشه ؟اصلا تموم میشه یا نه؟ خیلی هواتو .خیلی که میدونم فقط خودت میدونی چقدر امروز از تلویزیون یه آقای سیدی رو نشون داد که توشهرت یه مغازه داشت تو مغازش کتاب گذاشته بود کتابای مذهبی . تومغازش جماعت میخوندن . چقدر راحت میشه ثواب کرد و برای اون دنیا کنار گذاشت و ماها غافلیم آقا جون کمکم کن فرشته بشم من از نظر خودم یه آدمی بودم که از زمین فاصله گرفته بودم اما ب. یکی 75 و دیگری 76 سال ایران ریاست جمهوری های متفاوت نگرشها و دیدهای متفاوت به دنیای هنر این همه تجربه و مهارت به دست آوردن طی بیش از نیم قرن اساتید هنر ایران یک به یک از میان میروند و این واقعا جای تاسف است که پس از مرگ آنها تازه عده ای بفهمند که ای وای همچین گوهری داشتیم و از کف دادیم البته این به دنیای هنر فقط تخصیص ندارد ایران چقدر قدر شناس بزرگان عرصه های مختلف خود است؟ و چقدر تا زنده اند از آنها بدون در نظر گرفتن ملاحظات و تعصبات کورکورانه مذ. مـــــردی...؟! هر چقدر مـــــغرور... هر چقدر صـــــادق... هر چقدر ســـــاده... هر چقدر جـــــذاب... هر چقدر مـــــکار... اما گاهی برای فتح جغرافیای زن، باید به زانـــــو بیوفتی!!! :))