خاطرات آقا نقاشی یک

هواداران آرسنال در بازی ب تیمشان در اقدامی عجیب از آقای سرمربی خواستند که با آرسنال خداحافظی کند.   نوشته تصویر؛ هواداران آرسنال: “آرسن، ممنون از خاطرات؛ اما الان وقت خداحافظیه” اولین بار در پارس فوتبال خبرگزاری فوتبال ایران parsfootball پدیدار شد. حس خوبی داشت دیدن نتیجه ی این . شخصیت های اصلی داستان، با وجود اینکه خاطراتشون رو فراموش همونی که بودن باقی موندن: دوباره همون راهی رو رفتن که خاطرات مربوط بهش رو پاک کرده بودن،باز هم به همون چیزهایی علاقه مند شدن که قبل از پاک حافظه شون بهش علاقه داشتن:) انگار آدم یه بعدی فراتر از حافظه داره. یه چیز گنگی توی بود، معلوم نبود که این بعد فراتر چیه؟ آتنا میگه بعد فراتری وجود نداره، و خاطرات پاک نشده بودن. در واقع میگه تاثیری که خاطرات بر ذهن این آد. مجموعه خاطرات طنز!!!(سری اول)
هوا خیلی سرد بود. از بلندگو اعلام د جمع شوید جلوی تدارکات و پتو بگیرید. فرمانده گردان با صدای بلند گفت: «کی سردشه؟»
همه جواب دادند: «دشمن»
فرمانده گفت: «احسنت، احسنت. معلوم می شود هیچکدام سردتان نیست. بفرمایید بروید دنبال کارهایتان. پتویی نداریم که به شما بدهیم»
داد همه رفت به آسمان. البته شوخی بود. ادامه خاطرات در ادامه مطلب.... جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هر ی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم. بیان خاطرات توسط حاج اقای نعمتی 
.بخشی از دفترچه خاطرات ملک عبدالله پادشاه عربستان...
این ایرانیها مردم عجیبی هستن!!
را 1400 سال پیش به زور شمشیر در حلق نیاکانشان کردیم
،امروز آنها ادعا دارند از ما مسلمان ترند
،روزی پنج مرتبه به سوی خاک عربستان ا راست میشوند،به عربی دعا میخوانند،بر روی پرچمشان عربی نوشته شده،
نامهای عربی بر روی فرزندانشان میگذارند
،اسطورهایشان همه عرب هستن
،وقتی ما در جشن و شادی هستیم آنها برای اجداد ما سوگواری میکنند برای دفاع و حمایت ا. همشهری آنلاین: مجموعه ای از نامه ها و خاطرات «گوستاو فلوبر»، «مارسل پروست» و «ویکتور هوگو» چوب حراج می خورد. داستان های پدر بزرگ مجموعه خاطرات مرحوم سید عسگری میرکمالی می باشد که سال های پیش برای نوه اش سید رضا تعریف کرده بود ، به گفته سید رضا تنهایی پدر بزرگ موجب شد که او شب ها در خانه اش بخوابد و چون پدر بزرگ تلویزیون نداشت که او را سر گرم کند به نوه اش می گوید که اگر هر شب پیش من بیایی خاطراتی برایت تعریف می کنم که بسیار بهتر از های تلویزیون است سید رضا قبول می کند و پدر بزرگ هر شب داستانی زیبا برای وی تعریف می کند تا اینکه پدر بزرگ فوت می کند و سید ر. انگار گریزی نیست از اینکه آدمی از این خاطره به آن خاطره برود و از صحنه ای به صحنه ی دیگر پرت شود، هرچند پیش از آن که بتواند چیزی را کامل توصیف کند آن چیز از دستش لغزیده و تنها طرحی گذرا از آن در یاد مانده است. انسان مجبور است در برابر سرگشتگی اش در زمان حال، به خاطرات گذشته باز گردد وانگار در خاطرات خویش در پی کشف خود است آری چون انسان موجودی خاطره ت و بخشی از وجود رازآمیز هر کدام از ما با خاطرات مان عجین شده است و چاره آن است که خاطرات محبوس را از بندی که در واقع قسمتی از خود ماست آزاد کرد. شاید اولین چیزی که خدا آفرید سفر بود و اولین سفر آدمی گذشتن از دیواره زمان بود و شاید به همین دلیل است که زمان را باید بیشتر امری ذهنی و روانی دانست تا واقعیتی فیزیکی ، مفهومی قابل درک در سیالی بین گذشته و حال و باز همین است راز جاودانگی به طوری اگر یک روز از عمرت باقی مانده باشد و آن روز را درست زندگی کنی، به درازای ابدیت بسط یافتی این پاییز چقد عجیبه...از هفت جد و آبادت تا همین لحظه ا زندگیت همه خاطراتو میاره جلو چشات... هوای ابری صدای بر درختا با باد گاهگاهی صدای اون گیر مخصوص بوق ماشینا و صدای موتورا از دور دورا تا سال قبل این موقع ها یاد خاطرات ماقبل ۹۳ ام میفتادمو یجورایی هم غصه میخوردم هم ارامش اما امسال اولین سالیه که هنوز میخوام فقط یاد همون خاطرات بیفتم ۹۴ و ۹۵ باید از صفحه زندگینامم حذف شن این دوسال جزو سال های مض ف و بی عقلیمه بیخیال این سالا... الانو بچسب که حسس. رئیس حوزه هنری گفت: آرمان ها به واسطه دفاع مقدس ماندگار شد اما دست هایی در کار است که می خواهند این موارد فراموش شود لذا بیان خاطرات موجب می شود بدخواهان به هدف خود نرسند و آرمان های انقلاب زنده بماند و به نسل بعد منتقل شود.
روزهای عجیبی را از سر گذر م.بی خاطره ترین سالها .
واقعا بی یادگاری.
بعضی وقتا حالم رو گرفتی ،ح رو گرفتم.
اما
هیچ خاطره ای ندارد ذهن مشوشم .
کناره پنجره نشستم و به دیوارهای نم ناک این روزها مینگرم . از نم نم باران بوی آجر گداخته خاطرات غریبی را به ذهنم میکِشاندو می کُوشاند یادگارهای قدیم را.عجیب است که بازهم پنجره ها خیس میشوند از شرافت پاییز و شرم برگهای ریز ریز شده که زرد و بی روح فقط خِرت خِرت کنان زیر پای دوست فریاد آ را ،ن. سلام به همه رفقای دوره دانشجویی. اونایی که گاهی میخوان بدونن ما هنوز زنده هستیم یا نه؟ یه سری به این وب می زنن. امیدوارم همتون خوب و بهتر از اون موقع باشید. از هر لحاظ. امشب آغاز هفت وحدته. به همه عزیزان تبریک میگم. یه مدت بود قصد داشتم خاطرات رو اینجا بنویسم اما نمی دونم چه شد که نشد؟! هنوز رو حرفم هستم. مخصوصا از موقعی که حاج آقا خاطره رفته تو نخ خاطرات، بیشتر علاقمند شدم... روزگاری حاکمی اعلام کرد؛ به هنرمندی که بتواند آرامش را در یک تابلو نقاشی بیاورد، جایزه ای نفیس خواهد داد… بسیاری از هنرمندان سعی د وحاکم همه تابلو های نقاشی را نگاه کرد و از میان آنهادو تابلو پسندید و تصمیم گرفت یکی از آنها را انتخاب کند. اولی نقاشی یک دریاچه آرام بود، دریاچه مانند آینه ای تصویر کوههای اطرافش را نمایان میساخت،بالای دریاچه آسمانی آبی با ابرهای زیبا و سفیدبود, هر این نقاشی را میدید حتما آرامش را در آن می یافت… در دومی کوههای. شوهر خالم از کربلا برگشته بود
تعریف میکرد یه شب خواب بودن یهو یه نفر از ته سرش جیغ میزنه
میرن دنبال صدا و می بینن تو یکی از اتاق ها یه زائر عرب داره جیغ میزنه بعد از آروم ش میپرسن چی شده
نگو این بنده خدا خواب بوده
یکی از هم اتاقیهاش میره بیرون و برمیگرده نگو این طرف شلواری مثل شلوار سربازای ی تنش بوده اینم همزمان از خواب میپره و فکر میکنه اومده بکشتش
خیلی میترسه و جبغ میزنه!!!!!!!!
#خاطرات-کربلا
من که کلی خندیدم مدیر دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری کهگیلویه و بویراحمد گفت: گردآوری خاطرات رزمندگان استان یکی از اولویت های دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان است. +دلتنگم ، دلتنگ ... دیگر شمار روزهایش از دستم در رفته است. اما می دانم 3 سال گذشته است. 3 سال از نبودت. 3 سال از رفتنت. 3 سال است که بی تو نفس می کشم. 3 سال از حضور نداری. آری.سومین سالگردت است. .. دلتنگم ... دلتنگ خاطرات ... خاطراتی که گاه گم می شوند در گذر زمان. و من در حسرت تکرار خاطرات با تو بودنم. زود رفتی ، قبول کن. خیلی زود ... سال 90 را خوب به یاد دارم ، چه سال بدی برای من بود. یکی از بدترین خاطراتم شکل گرفت. و مرا در حسرت یک چیز گذاشت ... و من تا آ عمر در حسرتش. خاطرات-همسر- -(ره)-در-رادیو کتاب "بانوی انقلاب، خدیجه ای دیگر" به زودی در برنامه "کتاب شب" رادیو تهران با کارشناسی و تنظیم رادیویی "محمدباقر رضایی" و صدای مشترک "بهروز رضوی" و "فاطمه رکنی" بازخوانی می شود. به گزارش ایسنا، کتاب زندگینامه و خاطرات خدیجه ثقفی، همسر گرامی حضرت (ره) بر اساس دست نوشته های ایشان به کوشش علی ثقفی تدوین و به همت موسسه تنظیم و نشر آثار با عنوان "بانوی انقلاب، خدیجه ای دیگر" در ۸۵۰ صفحه منتشر شده است. بانو خدیجه ثقفی که به "خانم قدس ایران" ملقب بوده، در این خاطرات از نحوه آشنایی و ازدواج با و سال های سخت مبارزه با طاغوت و دردها و رنج سال های تبعید، سخنانی گفته که در کمتر کت به آنها اشاره شده است. این کتاب طبق برنامه ریزی در اتاق فکر برنامه "کتاب شب"، در هفت قسمت ۲۰ دقیقه ای تنظیم رادیویی و در استودیو ۲۱ معاونت صدا با تهیه کنندگی "رضا قربانی" ضبط شده تا برای پخش در هفته ای که مقارن با وفات بانو ام البنین(س) و تکریم مادران و همسران شهید است، در کنداکتور پخش رادیو تهران قرار بگیرد.
ادامه خبر
خاطرات جانباز شهید محمدامین امینی را فاطمه علی پور در قالب کتاب «فقط خدا...» تدوین کرده است. این کتاب از سوی انتشارات دارخوین منتشر می شود. مدیر انتشارات دارخوین ، گفت: خاطرات جانباز شهید محمدامین امینی در کتاب «فقط خدا...» نوشته شد. جانمراد احمدی از فاطمه علی پور به عنوان تدوین گر خاطرات نام برد و درباره این جانباز شهید گفت: محمدامین امینی از جانبازان 70 درصد جنگ تحمیلی است که پس از سال ها تحمل رنج ترکش های دوران دفاع مقدس در سال 1390 به یاران شهی.

محسن قرائتی گزیده برنامه درسهایی از قرآن حجت ال والمسلمین قرائتیخنده حلال - خاطرات - عروسی بدون مراسمhttp://www.gharaati.irhttp://tv.gharaati.ir
لینک های : کیفیت 270p کیفیت 360p



در کتاب خاطرات نلسون ماندلا آمده..

فرق من و زندانبانم را میدانی.....؟
زمانی که پنجره کوچک سلولم را باز می کند...او تاریکی و غم را می بیند و من روشنایی و امید را........
دید شمابسیار مهم است زیبا بنگرید... احساستو با مداد بنویس...بذار فرصت پاک اونایی که نمی خوای حس کنیو داشته باشیمث زدن اتود اولیه ی یه نقاشی...آروم و بدون فشار قلمتو بکش...نذار ردش رو کاغذ ذهنت بمونه...آخه اگه روش رد بندازی یا با خ ر بنویسیش و بعد بخوای ی یا چیزیو از توش پاک کنی مجبور میشی خط بزنیشاونوقته که فقط زشت ترش می کنیآخه می دونی.... همون خط خوردگیاس که میشن یه مشت خاطرات بد....همونایی که حتی اگه با لاک غلط گیرم بپوشونیشون.... بازم بد جوری به چشم میان....خلاصه دیگه هیچ وقت ولت نمی ک. خاطرات آموزنده، تجربه های گران بهایی از حوادث مختلف زندگی است که می تواند برای دیگران هم، مفید و سازنده باشد. از این رو انی که با مسائل مهمی در زمینه های فرهنگی، ، اجتماعی و امثال آن، سر و کار دارند، شایسته است که خاطرات و تجربه های خود را ثبت و ضبط کنند، تا دیگران نیز از آن ها بهره مند شوند. ادامه مطلب نیستی، طی این راه زجرم می دهد
خاطرات سرد آذر ماه زجرم می دهد
خاطرات قهوه خوردنها و فال قهوه در
کافه های دنج کرمانشاه زجرم می دهد
باز کن آغوش خود را تا کمی گرمم شود
راهروی سرد زجرم می دهد
بیشتر از حال و روز خود برای من بگو!
جمله های مبهم کوتاه زجرم می دهد
دوستم یک هفته پیش، از من سراغت را گرفت
راستش این خیل خاطر خواه زجرم می دهد
***
بودی و حال تمام شعرهایم خوب بود
نیستی، این عاشقانه آه... زجرم می دهد زینب اکبری. بالا ه روز رفتن من و تموم شدن عمر این وبلاگ رسید. 9سال از سال 86تا 95 بدون وقفه حتی در خدمت و سخت ترین روزهای زندگیم اینجا گذروندم خاطرات خوبم با چلسی خاطرات تلخ همشون رفتند راستش باوجود روفرم بودن چلسی دیگه وقت و انگیزه سابق رو تو خودم برای ادامه دادن نمی بینم. چلسی خیلی وقته واسه من خاطره شده خاطره اسطوره هامون بیشتر ازاینکه با چلسی این دوران حال کنم با چلسی دوران قدیم خاطره بازی می کنم پس بهتره برم. بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکیخاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترندکاش اولین روز دبستان بازگردد
کودکی ها شاد وخندان بازگردبازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکیخاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترنددرسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود «جهت خواندن ادامه شعر به ادامه مطلب رجوع فرمایید» نقاشی روز درختکاری برای تلگرام
نقاشی روز درختکاری جدید ترین نقاشی روز درختکاری بهترین نقاشی روز درختکاری نقاشی روز درختکاری در تلگرام
نقاشی های روز درختکاری ادامه مطلب کنار رود مینشینم ، قبل از انکه اجازه دهم حرفی به میان اید در رود سرازیر میشوم شبیه تمام انچه از خشکی مانده بر جا ، با اب همنوا میشوم خاطرات از طراوت اب ترک برمیدارد از بین شیارهای آن حواس راه به بیرون پیدا میکند مثل گفتگوی ساده بغض کلمات درهم میشکند و سخن ساده تر از آن که ممکن است ، از ما بین تمام اشاره ها جاری میشود مثل سلام '''' سلام میکند '''سرش بالا میرود ومثل سراغ گرفتن احوال میپرسد''' همچنان با سری بالا تر از حد معمول تایید احوال میکند '''شاید . بسمه تعالی نقدی بر کتاب من زنده­ام لفته منصوری
[1]- کارشناس ارشد جامعه شناسی. [email protected] ۱) شناسه کتاب آباد، معصومه. من زنده­ام (خاطرات دوران اسارت). تهران: بروج. 552 ص. چاپ ششم، 1392. شابک 0-82-8683-946-978 ۲) مقدمه به جرأت می­توان کتاب «من زنده­ام» را جزو اولین­های حوزه نشر خاطرات خود نگاشت ن در دوران اسارت قلمداد کرد. در ادبیات پایداری، خاطرات خود نگاشت ن در اسارت، بسیار کم و شاید منحصر به این کتاب باشد. این مسأله و اقبال عمومی از این اثر که ی ال. پیش هر دوست فارغ حصیلی نشستم گفت از دوری و خاطرات و روزای خوبش داره دیوونه میشه ! فکر کنم جزو انگشت شمارانی باشم که دلم برای هیچی ه تنگ نمیشه !!
درسته بهم خوش نگذشته و خاطرات چندان خوبی ازش ندارم؛و حتی خاطرات خیلی بدی ازش دارم و خیلی تو اون چند سال عذاب کشیدم؛اما در عوض الان خاطرات خوش گذشته عذابم نمیده.در واقع چون "تموم" شده الان به آرامش از دست رفته ی روزهای پر از تنش دانشجویی رسیدم . و خیلی خوشحالم ازینکه دیگه اثری از خودش و خاطرات خوشایند . به نام خدای سبحان : به توصیه جمعی از دوستان وبرای اینکه در تاریخ بماند ،خلاصه خاطرات زمان انقلاب را جهت استفاده نسلی که انقلاب را ندیده است مدون میکنم انشاالله مورد رضایت حق تعالی قرار گیرد ودوستان خوب وجوانم قدر رشادتهای نسل جوان زمان انقلاب را بدانند واز ارشهای انقلاب تا آ دفاع کنند وبه دست صاحب اصلی آن آقا زمان ( عج )بسپارند. تلاش خواهم کرد به تدریج گزیده ای از خاطرات انقلاب در مراحل مختلف ودر ادامه جنگ تحمیلی را در اختیار شما عزیزان قرار . امروز تصمیم گرفتم یکی از خاطرات دوران اول دبیرستانم را برای شما بنویسم. سال اول دبیرستانم یکی از پر حادثه ترین و بهترین سال تحصیلی ام بود از خود تعریف نباشه منم یک دانش آموز شر و شیطون بودم(البته ناگفته نماند که با وجود شیطون بودنم دبیرام دوستم داشتن) یک کلاس تقریبا 15-16 نفره بودیم که همه با هم هماهنگی داشتیم هیچ وقت کلاس زبان فارسی و ادبیات فارسی را دوست نداشتم به خاطر همین مشغول طراحی (آخه عاشق نقاشی ام)یا حرف زدن با بچه ها بودم یک روز که کلاس شروع شد شروع به کشیدن دبیر همان طور که درس می داد، وقتی کلاس تمام شد بچه ها نقاشی و دیدن و خواستن که روی تخته بکشم تا زنگ تفریح تمام نشده(دو زنگ با ما درس داشت)خلاصه بچه ها ،منم رفتم روی تخته شکل کامل دبیر و هنگامی که درس میده را کشیدم زنگ تمام شد و دبیر وارد کلاس شد وقتی چشمش به تخته افتاد یک نگاهی کرد و رو به ماگفت کی این و کشیده ؟همه بچه ها خندیدم. دبیر:پرسیدم کی این نقاشی و کشیده؟ همه ت شدیم خیلی سعی کرد بفهمه ولی هیچ هیچی نگفت.تهدید کرد که دونمره از همه تون کم می کنم ولی باز ما همه خندیدم.چون آشنائیت از من و یکی از بچه داشت رو کرد به من گفت:...(فامیلم) من که می دونم تو کشیدی من:من خانوم؟! اره یا کار توی یا ...(یکی دیگه از شیطونای کلاس) خلاصه بچه ها اون روز خیلی خوش گذشت (حالا به نظر شما ها من دبیر بشم؟) حرف قلبمونخوندی/رفتیوپیشم نموندی/بگواخه واسه چی خاطراتموسوزوندی/توکه عاشقم نبودی /هوشو ازسرم پروندی/رفتیو بارفتن اینبارجونمو به لب رسوندی/خاطرات خوب دیروز / های داغ وتنسوز/یروزی تو کنج قلبت میشینه حسرت امروز/خاطرات روز دیدار/ های داغ وتبدار/ازسرم نمیره هرگز عزیزم خدانگهدار/عابرای گمشده جاده های بی نشون کوچه های انتظار لحظه ی قرارمون/نم بارون میزنه خودشو به صورتم /چشم بارونی میگه هنوزم عاشقتم‏/ های سوت وکور دستام از دست تودور/بی تو آسمون . به نام خدای سبحان : به توصیه جمعی از دوستان وبرای اینکه در تاریخ بماند ،خلاصه خاطرات زمان انقلاب را جهت استفاده نسلی که انقلاب را ندیده است مدون میکنم انشاالله مورد رضایت حق تعالی قرار گیرد ودوستان خوب وجوانم قدر رشادتهای نسل جوان زمان انقلاب را بدانند واز ارشهای انقلاب تا آ دفاع کنند وبه دست صاحب اصلی آن آقا زمان ( عج )بسپارند. تلاش خواهم کرد به تدریج گزیده ای از خاطرات انقلاب در مراحل مختلف ودر ادامه جنگ تحمیلی را در اختیار شما عزیزان قرار . آهنگ جدید ناصر صدر خاطرات تو با و کیفیت ۳۲۰ اهنگ ترانه : توراندخت تفنگچی ، می و مسترینگ : بهراد شهریاری new naser sadr memories of you cover آهنگ جدید ناصر صدر خاطرات تو آهنگ با کیفیت 320

آهنگ با کیفیت 128

آهنگ با کیفیت 64
سری هجدهم برنامه تلویزیونی «نقاشی نقاشی» ویژه ک ن دوباره روی آنتن می رود. این وبلاگ نویسی و نوشتن خاطرات روزانه با تمامی حسن هایش، البته اگر این چنین باشد، بزرگترین عیب اش همین درج شه های مثبت نویسنده و خاطرات متعادلش است که آن وجه شه های نامتعارفش که اتفاقا در زندگی که چه عرض کنم ، حتی در یک روز کم نیستند به فراموشی س می شوند.قضاوت های عجولانه ، سوء برداشت ها ، تضادهای اخلاقی ، رنجاندن خاطر دیگران و .......سانسور می شوند.در بدترین ح ش به قضاوت درباره دیگران و اجتماع پرداخته ایم بی آنکه از خود شروع کنیم ، آ خودمان بهتر . خاطرات-همسر- -(ره)-در-رادیوکتاب "بانوی انقلاب، خدیجه ای دیگر" به زودی در برنامه "کتاب شب" رادیو تهران با کارشناسی و تنظیم رادیویی "محمدباقر رضایی" و صدای مشترک "بهروز رضوی" و "فاطمه رکنی" بازخوانی می شود. به گزارش ایسنا، کتاب زندگینامه و خاطرات خدیجه ثقفی، همسر گرامی حضرت (ره) بر اساس دست نوشته های ایشان به کوشش علی ثقفی تدوین و به همت موسسه تنظیم و نشر آثار با عنوان "بانوی انقلاب، خدیجه ای دیگر" در ۸۵۰ صفحه منتشر شده است. بانو خدیجه ثقفی که به "خانم قدس ایران" ملقب بوده، در این خاطرات از نحوه آشنایی و ازدواج با و سال های سخت مبارزه با طاغوت و دردها و رنج سال های تبعید، سخنانی گفته که در کمتر کت به آنها اشاره شده است. این کتاب طبق برنامه ریزی در اتاق فکر برنامه "کتاب شب"، در هفت قسمت ۲۰ دقیقه ای تنظیم رادیویی و در استودیو  ۲۱ معاونت صدا با تهیه کنندگی "رضا قربانی" ضبط شده تا برای پخش در هفته ای که مقارن با وفات بانو ام البنین(س) و تکریم مادران و همسران شهید است، در کنداکتور پخش رادیو تهران قرار بگیرد.
ادامه خبر نمره ی نقاشی
پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفترنقاشی رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه! مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه. دفتر رو برداشت و ورق زد. نمره نقاشیش ده شده بود! پسرک، مادرش رو کشیده بود، ولی با یک چشم! و بجای چشم دوم، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود! معلم هم دور اون، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود: «پسرم دقت کن!»
فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد. از مدیر پرسید: «می تونم معلم نقاشی پسر. همزمان با نیمه شعبان روز ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اداره کتابخانه های عمومی شهرستان اقدام به ب ایی نمایشگاه و فروشگاه کتاب و محصولات فرهنگی و ایستگاه نقاشی و رنگ آمیزی با موضوع سربازان کوچک مهدی موعود و نقاشی صورت، در خیابان ولی عصر شهر بوئین میاندشت، نمود که این موضوع با استقبال بی نظیر ک ن و خانواده هایشان همراه شد.