خاطرات آقا نقاشی یک

بعضیا بهم می گن خیلی خودشیفته ام. کمی که فکر می کنم دلیلی نمی بینم که خودشیفته نباشم. الان چند ماهه اینجا چیزی ننوشتم تا روز تولدم برسه. روزی که وقتی می رسه با تمام وجود عاشق می شم. با تمام وجود انبوهی از خاطرات خودم رو مرور می کنم. خاطراتی که هر کدوم از دوستای دیروز و امروزم توش نقش داشتن. خیلی خوبه مرور خاطرات. اما با نهایت احترام باید بگم که روز تولد در کنار ریحانه و محمدمتین رو با هیچ چیزی تو دنیا عوض نمی کنم. انگار پاییز که از راه میرسد خواهی نخواهی عاشقترت میکند غمگینت میکند اصلا پاییز ح را عوض میکند تو را یاد عشق نداشته ات می اندازد یاد خاطرات دور و نزدیک خاطرات بارانی سلام خاطرات بارانی من سلام خاطرات غبار گرفته ی سالهای دور که این روزها پیش چشمانم جان گرفته اید و رژه میروید سلام هربار که کتاب جدیدی از خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی منتشر می‎شد یا او در سخنرانی‎هایش به نقل خاطره ای بویژه از دیدارهایش با (ره) می پرداخت، برخی به او ایراد می‎گرفتند که چرا راوی مطالبی است که تنها او شاهدش بوده و یا دیگر حضار دیگر در قید حیات نیستند و از همین وجه به نقد رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام می پرداختند. حجت ال مهاجری از یاران دیرین وی، احتمال خطا در نوشته‎های هاشمی را نزدیک به صفر می‎داند. پاسخ او به نقدهای فوق الذکر را در این بب. تو این سفر یه رفیق سیاه پوست هم پیدا داشتم تو سنتر برای ید دور میزدم یه آقایی آفریقایی اومد نزدیکم و انگلیسی احوالپرسی کرد و تازه متوجه شدم انگلیسی بهتر متوجه میشم ولی تو بیان یه کم مشکل دارم شماره داد گفته بود پدر و مادرش آفریقایی بودند متولد فرانسه بود و ن اونجا برای بیزنس به ترکیه میاد و کار میکنه و به ایران هم اومده بود. حالا خاطرات بعدیم از این سفر رو تو آپ های بعدی میذارم. فعلا... دهه 1940 در تایوان, دوران تراژدی و آشوب که در آن خانواده های بسیاری مجبور به جدا شدن از هم شدند. مردی مادر خود را از دست داد. اکنون او که دیگر پیر شده است دلتنگ دوران خوش گذشته است و خاطرات خود را مرور می کند. و داستانی از غم فراموش نشدنی را روایت می کند. دردی که همراه با خاطرات مادرش تا پایان زندگی او را رها نکرده است. آنچه خو د، روایت انیمیشن کوتاه «دلتنگی برای گذشته» به کارگردانی یی لینگ لوو در استودیو وات تایوان -2015- است. زندگی یک فهم است .فکر زنجیر کنی یا پرواز ... در همان خواهی ماند. بعضی روزها صبح چشم هام رو با افکار منفی باز میکنم و بی اراده برای یاد آوری کوچکترین زوایای یک سری خاطرات تلخ تلاش میکنم . حواسم رو کاملا جمع می کنم تا یه سر سوزن از اون خاطره یا خاطرات از قلم نیفته انگار که در محضر قاضی هستم برای شکایت . حتی گاهی آروم می نشینم رو صندلی تا دقیق تمرکز بگیرم هیچ وقت یادم نمیره به خدا یاد آوری کنم که من بخشیدم ! اما خاطرات رو نمی تونم از ذهنم بیرون کنم بخشیدم تا بخشیده بشم و این هجوم افکارهم ربطی به کینه ای بودن یا نبودن نداره خاطرات آدمی جزیی از زندگی اش هستن تلخ یا شیرین . مهم اینه که سعی کنیم این خاطرات تو زندگی روزمره ما اثر منفی نذاره اصلا این خاطرات باید مرور بشه تا یادمون باشه با کی باید چطور رفتار کنیم ویادمون نره فلانی همونه که اگه غفلت کنی فلان خصوصیات گند اخلاقی اش دامنگیرت میشه ...
امروز صبح هم از اون روزها بود و همین باعث نوشتن این پست شد... خاطرات شهید مهدی زین الدین خاطرات شهید مهدی زین الدین 1- پسرک کیفش را انداخته روی دوشش. کفش ها را هم پایش کرده. مادر ا می شود که بند کفش را بندد. پاهای کوچک، یک قدم عقب می روند. انگشت های کوچک گره شلی به بند ها می زنند و پسرک می دود از در بیرون. 2- توی ظل گرمای تابستان، بچه های محل سه تا تیم شده اند. توی کوچه ی هجده متری. تیم مهدی یک گل عقب است. عرق از سر و صورت بچه ها می ریزد. چیزی نمانده ببازند. اوت آ است. مادر می آید روی تراس « مهدی! آقا مهدی!برای ناهار. یکی از بزرگترین نعماتی که خدا به ما داده اشکه وقتی میتونی اینو بفهمی که اتفاقات بدی میافته اما نمیتونی گریه کنی حس میکنی از درون سنگینی و هر آن ممکنه متلاشی بشی بخشی از خاطرات کودکی منو خواهرم دیروز رفت زیر خاک در حالیکه انگار هنوز رشته های بین ما قطع نشده.. کاش این آ یا اینقدر خودشو از همه پنهان نمیکرد.. همیشه برام سوال بود که چرا تازگیا اینجوری شده؟؟
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست...
دوست داشتن هامونو بهم نشون بدیم قبل از اینکه به فاصل. مظفر فعلی مجلس و اسبق آموزش و پرورش با ذکر خاطرات جالبی از هیأت ت دوم داد گفت: پرسیدم آقای خاتمی! دارید چه کار می کنید؟ جواب داد: داریم وارد دستور کار می شویم. گفتم: مگر شما خبر ندارید که دارد در جامعه چه می گذرد؟ دارند پاسگاه ها را می گیرند، گفت: می گویی چه کار کنیم؟ به ما چه؟ ما که موافق نیستیم. گفتم: آ ع شما را بالای سرشان گرفته اند
 کانال تلگرامی سایت تاریخ ایرانی بخشی از کتاب شرح اسم را منتشر کرده است که به خاطرات آیت الله از زندان ستمشاهی اختصاص دارد.   در این بخش از خاطرات معظم انقلاب آمده است؛ «[بازجو] پرسید: از طرف چه ی [برای مبارزه] مأمورید؟ گفتم: از جانب خدا ...
ادامه خبر هو




آن نقطه ای که فاصله ی زیادی میان من و پیش از آن ایجاد کرد شیرین بود و سخت. پوست انداختن رنج آوری بود، پروانگی درد آوری بود. از همه سخت تر آن بود که "پیش از آن" در جریان بود و می آمد و تمام نمی شد[نمی شود] و "من" ای که هیچ نسبتی با قبل ندارد و باید جوابگو باشد. باید حساب رسی شود... آنچه با "پیش از آن" فاصله می انداخت ب بود. ب از همه چیز، همه ی آدمها، همه ی خاطرات و چال تمام شان در بیابانی دور و شستن قلبی که حالا هیچ از او نمانده از شدت ش تن. ". عنوان روز: انقلاب ی حکومت جهانی حضرت مهدی ع از جمله فعالیتهای قابل اجراء در این روز میتوان به : قصه گویی با عنوان با خاطرات انقلاب معرفی وقایع انقلاب با عنوان در آن روزها که نبودیم - معرفی شخصیت و نقش او در بیداری مردم در سال 42 و الگو گرفتن از او - کاردستی با عنوان لاله های انقلاب اجرای ایستگاه ادبی با عنوان با خاطرات آن روزها در کوچه های انقلاب - اجرای مسابقه با عنوان شعارهای انقل عنوان روز: انقلاب ی حکومت جهانی حضرت مهدی ع از جمله فعالیتهای قابل اجراء در این روز میتوان به : قصه گویی با عنوان با خاطرات انقلاب معرفی وقایع انقلاب با عنوان در آن روزها که نبودیم - معرفی شخصیت و نقش او در بیداری مردم در سال 42 و الگو گرفتن از او - کاردستی با عنوان لاله های انقلاب اجرای ایستگاه ادبی با عنوان با خاطرات آن روزها در کوچه های انقلاب - اجرای مسابقه با عنوان شعارهای انقل پرنده
شتابان به آشیانه بازگشت
و برگ های ابریشم,
به انزوای تاریک خود
چشم بستند.
عابران کوچه,
با خاطرات خوش روز
کنار بهار نشستند.
شب در راه بود.
-
منصوره اشرافی- از کتاب "خورشید من کجاست؟ "
نقاشی:marc chagall
کـــــــتاب زندگی چـــــــاپ دوم نــــدارد … پــــــــــــس … عاشقانه زندگی کن ! شادی ک نه ام را به رخ دنیا می کشم تا سختی هایش را به رخم نکشد. می خندم، پوست می اندازم از فرط شادی، غم ها را از پنجره ی دیدگانم کنارمیزنم و می گشایم پنجره را به روی خوشبختی. گامهای معصومانه ی افکارباردیگر نسیم وار، احساسم را نوازش می کند. دستان خیال را برچانه ی دیدگانم می گذارم و مرور می کنم هرچه از خاطرات شیرین را و می کنم چک نویسهای خاطرات تلخ را ... صبوری باید د. دوربین نود خاطرات جذاب دربی از زبان مهدی هاشمی نسب را منتشر کرد. از دور که دید کمی خنده اش گرفت همیشه از تصور بزرگ شدن هم بازی های کودکی و نوجوانی اش چندش اش می شد مثل اینکه هیچ چیزی نمی توانست جای روزهای سر به هوای آن دورانش را بگیرد حتی اگر آدمهایی را که حالا روبرویش می دید آنقدر برای خود جا افتاده شده باشند که دیگر با شوخی ها و خاطرات گذشته لبخندی روی لبشان ننشیند اما مگر اهمیت داشت؟ آن ها را با همان روزهای رفته به یاد س بود و خودش بهتر از هر ی دیگر می دانست وقتی می رود چیزی از بیخ کنده می شود و بایست با خود . سینمایی «خاطرات پاییزی» در یازدهمین حضور بین المللی اش در هشتمین جشنواره بین المللی پنج قاره ونزوئلا موفق شد جایزه ویژه هیات داوران در بخش کارگردانی را برای علی ف و جایزه هیات داوران در بخش… کاش می شد خاطرات خوب را تجدید کرد
یا که می شد خاطرات تلخ را تبعید کرد..

اشک را از صورت این ع غمگین پاک کرد
غصه و اندوه را با اسلحه تهدید کرد..

با تو بودن قصه ای زیبا ولی کوتاه بود
کاش میشد مهلت این قصه را تمدید کرد

قصه ی ما داشت کم کم جای خوبی می رسید
راوی بی رحم در تصمیم خود تردید کرد

روز اول با من از ماندن سخن می گفتی و
چشمهایت روز رفتن را به من تاکید کرد

رفتنت را دیدم و عقلم ولی باور نکرد
بعده. هفته نامه شهرضا 28 شهریور94 از مدرسه تا مدرسه همزمان با فرا رسیدن ماه مهر و شروع سال تحصیلی مسایل گوناگونی در رابطه با این موضوع تداعی می شود . در کنار بوی خوب کتاب و لباس نوی مدرسه و دیدن همکلاسی ها و همه خاطرات شیرین مسایل دیگری هم هست که کمی ساده از کنارش میگذریم . بیان بعضی از این موضوعات و خاطرات و درس گرفتن از آن نقش بسزایی در زندگی اجتماعی و خود سازی فرزندانمان دارد . بین مدرسه دیروز تا مدرسه امروز متاسفانه فاصله......... بقیه در ادامه مطلب       خاطرات مرحوم صالحی گردآوری و منتشر می شود   مدیر گروه آنایوردوم قاضی جهان از گردآوری و انتشار تصاویر ، زندگی نامه و خاطرات مرحوم حجت ال والمسلمین حاج میرزاعلی صالحی خبر داد.
وی از جمع آوری خاطرات این عالم نستوه وانقل خبر داد و خاطرنشان کرد: در تلاش هستیم که  خاطرات ماندگار این عالم فرزانه را در ویژه نامه ای به چاپ برسانیم تا برای مردم به خصوص  جوانان و دانش آموزان و نسل های سوم و چهارم در خصوص علم آموزی مؤثر باشد.
مدیر گروه آنایوردوم قاضی جهان از همه طلاب و ت معظم شهرستان آذرشهر و استان ، فرهنگیان و دانش آموزان و همچنین اهالی محترم قاضی جهان، آذرشهر، گوگان، اخی جهان، فیروزسالار، تیمورلو، قراغیل و... خواست تا اگر تصاویر، مطالب ، خاطرات و مستنداتی از آن مرحوم دارند به آی دی زیر ارسال نمایند[email protected]        شده شبیه تو تمام بی یم میخوام که یادت بیاد به سمت من اگه دلت قدم نزد بذار خی بیاد نگاه خیس من به یاد تو هنوز یه ابره بارونیه این بغض لعنتی تو خاطرات من یه عمره زندونیه برای من ی شبیه تو نبود تو خلوتم با منی با جای خالیه همیشه بودنت دوباره زخم میزنی بدون تو همیشه این سکوتو بی ی شده تموم لحظه های من نبودیو خیال تو تمام خاطرات تو نوشته شد به پای من هوای گریه هام بدون تو پراز هوای پاییزیه بدون تو اگه بیفتم از نفس بهای ناچیزیه تمام زندگیم شبیه شعله ی . ب یه شب استثنایی بود! برا افطار خونه مهمون بودیم. بعد از مدتها بگو بخند و دیدن بازی والیبال با عمو و یاد خاطرات بچگی... خلاصه خیلی خوش گذشت. شب ساعت 12 و نیم بود که اومدیم خونه و داداش کوچولو گفت که دلش گرفته. هرچی گفتم بیار یه چیزی بازی کنیم، تخته نرد، ، منچ، مار و پله، گفت نه. آ سر گفتم بیار نقاشی بکشیم با کمال تعجب گفت باشه. اینطوری شد که به مامانم گفتیم و اونم استقبال کرد. قشنگ سه تا بالش آوردیم وسط پذیرایی دراز کشیدیم مثل بچه ها با کلی شوق و ذوق شروع کردیم به نقاشی کشیدن. موضوع رو هم من انتخاب با عنوان "نقاشی آرزوها". تا ساعت 2 و نیم داشتیم تحلیل می کردیم و راجع بهشون بحث و شوخی می کردیم. آ شم نقاشیه رو زدیم رو یخچال که همیشه جلو چشم باشن... کلا من عاشق اینجور یاحال بودن خونوادمم. خیلی آدمای با ذوقی هستیم کلی از این دیوونه بازیا داریم. دلم واسه جمع کوچیک و صمیمیمون تنگ میشه. این ع نقاشی منه: اپلیکیشن gudak خاطرات عکاسی قدیم را زنده می کند
با اپلیکیشن gudak باید سه روز منتظر بمانید تا ع ‌هایتان ظاهر شود! این برنامه کاربردی یاد عکاسی با حلقه و دوربین‌های قدیمی را زنده می‌کند. روزگاری حاکمی اعلام کرد؛ به هنرمندی که بتواند آرامش را در یک تابلو نقاشی بیاورد، جایزه ای نفیس خواهد داد… بسیاری از هنرمندان سعی د وحاکم همه تابلو های نقاشی را نگاه کرد و از میان آنهادو تابلو پسندید و تصمیم گرفت یکی از آنها را انتخاب کند. اولی نقاشی یک دریاچه آرام بود، دریاچه مانند آینه ای تصویر کوههای اطرافش را نمایان میساخت،بالای دریاچه آسمانی آبی با ابرهای زیبا و سفیدبود, هر این نقاشی را میدید حتما آرامش را در آن می یافت… در دومی کوههای. داستان های پدر بزرگ مجموعه خاطرات مرحوم سید عسگری میرکمالی می باشد که سال های پیش برای نوه اش سید رضا تعریف کرده بود ، به گفته سید رضا تنهایی پدر بزرگ موجب شد که او شب ها در خانه اش بخوابد و چون پدر بزرگ تلویزیون نداشت که او را سر گرم کند به نوه اش می گوید که اگر هر شب پیش من بیایی خاطراتی برایت تعریف می کنم که بسیار بهتر از های تلویزیون است سید رضا قبول می کند و پدر بزرگ هر شب داستانی زیبا برای وی تعریف می کند تا اینکه پدر بزرگ فوت می کند و سید ر. انگار گریزی نیست از اینکه آدمی از این خاطره به آن خاطره برود و از صحنه ای به صحنه ی دیگر پرت شود، هرچند پیش از آن که بتواند چیزی را کامل توصیف کند آن چیز از دستش لغزیده و تنها طرحی گذرا از آن در یاد مانده است. انسان مجبور است در برابر سرگشتگی اش در زمان حال، به خاطرات گذشته باز گردد وانگار در خاطرات خویش در پی کشف خود است آری چون انسان موجودی خاطره ت و بخشی از وجود رازآمیز هر کدام از ما با خاطرات مان عجین شده است و چاره آن است که خاطرات محبوس را از بندی که در واقع قسمتی از خود ماست آزاد کرد. شاید اولین چیزی که خدا آفرید سفر بود و اولین سفر آدمی گذشتن از دیواره زمان بود و شاید به همین دلیل است که زمان را باید بیشتر امری ذهنی و روانی دانست تا واقعیتی فیزیکی ، مفهومی قابل درک در سیالی بین گذشته و حال و باز همین است راز جاودانگی به طوری اگر یک روز از عمرت باقی مانده باشد و آن روز را درست زندگی کنی، به درازای ابدیت بسط یافتی این پاییز چقد عجیبه...از هفت جد و آبادت تا همین لحظه ا زندگیت همه خاطراتو میاره جلو چشات... هوای ابری صدای بر درختا با باد گاهگاهی صدای اون گیر مخصوص بوق ماشینا و صدای موتورا از دور دورا تا سال قبل این موقع ها یاد خاطرات ماقبل ۹۳ ام میفتادمو یجورایی هم غصه میخوردم هم ارامش اما امسال اولین سالیه که هنوز میخوام فقط یاد همون خاطرات بیفتم ۹۴ و ۹۵ باید از صفحه زندگینامم حذف شن این دوسال جزو سال های مض ف و بی عقلیمه بیخیال این سالا... الانو بچسب که حسس. رئیس حوزه هنری گفت: آرمان ها به واسطه دفاع مقدس ماندگار شد اما دست هایی در کار است که می خواهند این موارد فراموش شود لذا بیان خاطرات موجب می شود بدخواهان به هدف خود نرسند و آرمان های انقلاب زنده بماند و به نسل بعد منتقل شود.
روزهای عجیبی را از سر گذر م.بی خاطره ترین سالها .
واقعا بی یادگاری.
بعضی وقتا حالم رو گرفتی ،ح رو گرفتم.
اما
هیچ خاطره ای ندارد ذهن مشوشم .
کناره پنجره نشستم و به دیوارهای نم ناک این روزها مینگرم . از نم نم باران بوی آجر گداخته خاطرات غریبی را به ذهنم میکِشاندو می کُوشاند یادگارهای قدیم را.عجیب است که بازهم پنجره ها خیس میشوند از شرافت پاییز و شرم برگهای ریز ریز شده که زرد و بی روح فقط خِرت خِرت کنان زیر پای دوست فریاد آ را ،ن. سلام به همه رفقای دوره دانشجویی. اونایی که گاهی میخوان بدونن ما هنوز زنده هستیم یا نه؟ یه سری به این وب می زنن. امیدوارم همتون خوب و بهتر از اون موقع باشید. از هر لحاظ. امشب آغاز هفت وحدته. به همه عزیزان تبریک میگم. یه مدت بود قصد داشتم خاطرات رو اینجا بنویسم اما نمی دونم چه شد که نشد؟! هنوز رو حرفم هستم. مخصوصا از موقعی که حاج آقا خاطره رفته تو نخ خاطرات، بیشتر علاقمند شدم... رئیس حوزه هنری گفت: آرمان ها با دفاع مقدس ماندگار شد اما دست هایی در کار است که می خواهند این موارد فراموش شود ولی بیان خاطرات موجب می شود بدخواهان به هدف خود نرسند و آرمان های انقلاب زنده بماند و به نسل بعد منتقل شود. -رفاقت یعنی زندگی -رفاقت یعنی خون دل خوردن -رفاقت یعنی زیر دیوار آرزو مردن -رفاقت یعنی در دریای معرفت غرق شدن ولی از پل نامردی رد نشدن -رفاقت یعنی مونس تنهایی ها -رفاقت یعنی در آرزوی دیدار ی به انتظار نشستن -رفاقت یعنی عسل(شیرین ترین چیزی زندگی) -رفاقت یعنی بد تر اززهر(تلخ ترین خاطرات زندگی از دوستان نامرد) -رفاقت یعنی شادی یا غم زندگی -رفاقت یعنی دفتر خاطرات پر از خاطرات شیرین -رفاقت یعنی یکبار آشنایی برای همیشه بدون تاریخ وزمان -رفاقت یعنی دریغ ن گفتن جمله ی(دوستت دارم)از یکدیگر. - رفاقت یعنی قدر همدیگر را بدانیم تا هیچ وقت حسرت گذشته را نخوریم -رفاقت یعنی دوست داشتن در وقت با هم بودن نه حسرت در وقت نبودن -رفاقت یعنی یک روح در دو جسم -رفاقت یعنی خنده در زندگی وگریه پس از مرگ نه فقط گریه پس از مرگ -رفاقت یعنی درمان زندگی نه نوش دارو پس از مرگ -وخلاصه رفاقت یعنی دو روز دینا باهم بودن بدون تکبر .بدون غرور مدیر دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری کهگیلویه و بویراحمد گفت: گردآوری خاطرات رزمندگان استان یکی از اولویت های دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان است. +دلتنگم ، دلتنگ ... دیگر شمار روزهایش از دستم در رفته است. اما می دانم 3 سال گذشته است. 3 سال از نبودت. 3 سال از رفتنت. 3 سال است که بی تو نفس می کشم. 3 سال از حضور نداری. آری.سومین سالگردت است. .. دلتنگم ... دلتنگ خاطرات ... خاطراتی که گاه گم می شوند در گذر زمان. و من در حسرت تکرار خاطرات با تو بودنم. زود رفتی ، قبول کن. خیلی زود ... سال 90 را خوب به یاد دارم ، چه سال بدی برای من بود. یکی از بدترین خاطراتم شکل گرفت. و مرا در حسرت یک چیز گذاشت ... و من تا آ عمر در حسرتش. خاطرات-همسر- -(ره)-در-رادیو کتاب "بانوی انقلاب، خدیجه ای دیگر" به زودی در برنامه "کتاب شب" رادیو تهران با کارشناسی و تنظیم رادیویی "محمدباقر رضایی" و صدای مشترک "بهروز رضوی" و "فاطمه رکنی" بازخوانی می شود. به گزارش ایسنا، کتاب زندگینامه و خاطرات خدیجه ثقفی، همسر گرامی حضرت (ره) بر اساس دست نوشته های ایشان به کوشش علی ثقفی تدوین و به همت موسسه تنظیم و نشر آثار با عنوان "بانوی انقلاب، خدیجه ای دیگر" در ۸۵۰ صفحه منتشر شده است. بانو خدیجه ثقفی که به "خانم قدس ایران" ملقب بوده، در این خاطرات از نحوه آشنایی و ازدواج با و سال های سخت مبارزه با طاغوت و دردها و رنج سال های تبعید، سخنانی گفته که در کمتر کت به آنها اشاره شده است. این کتاب طبق برنامه ریزی در اتاق فکر برنامه "کتاب شب"، در هفت قسمت ۲۰ دقیقه ای تنظیم رادیویی و در استودیو ۲۱ معاونت صدا با تهیه کنندگی "رضا قربانی" ضبط شده تا برای پخش در هفته ای که مقارن با وفات بانو ام البنین(س) و تکریم مادران و همسران شهید است، در کنداکتور پخش رادیو تهران قرار بگیرد.
ادامه خبر
خاطرات جانباز شهید محمدامین امینی را فاطمه علی پور در قالب کتاب «فقط خدا...» تدوین کرده است. این کتاب از سوی انتشارات دارخوین منتشر می شود. مدیر انتشارات دارخوین ، گفت: خاطرات جانباز شهید محمدامین امینی در کتاب «فقط خدا...» نوشته شد. جانمراد احمدی از فاطمه علی پور به عنوان تدوین گر خاطرات نام برد و درباره این جانباز شهید گفت: محمدامین امینی از جانبازان 70 درصد جنگ تحمیلی است که پس از سال ها تحمل رنج ترکش های دوران دفاع مقدس در سال 1390 به یاران شهی.

محسن قرائتی گزیده برنامه درسهایی از قرآن حجت ال والمسلمین قرائتیخنده حلال - خاطرات - عروسی بدون مراسمhttp://www.gharaati.irhttp://tv.gharaati.ir
لینک های : کیفیت 270p کیفیت 360p



در کتاب خاطرات نلسون ماندلا آمده..

فرق من و زندانبانم را میدانی.....؟
زمانی که پنجره کوچک سلولم را باز می کند...او تاریکی و غم را می بیند و من روشنایی و امید را........
دید شمابسیار مهم است زیبا بنگرید... احساستو با مداد بنویس...بذار فرصت پاک اونایی که نمی خوای حس کنیو داشته باشیمث زدن اتود اولیه ی یه نقاشی...آروم و بدون فشار قلمتو بکش...نذار ردش رو کاغذ ذهنت بمونه...آخه اگه روش رد بندازی یا با خ ر بنویسیش و بعد بخوای ی یا چیزیو از توش پاک کنی مجبور میشی خط بزنیشاونوقته که فقط زشت ترش می کنیآخه می دونی.... همون خط خوردگیاس که میشن یه مشت خاطرات بد....همونایی که حتی اگه با لاک غلط گیرم بپوشونیشون.... بازم بد جوری به چشم میان....خلاصه دیگه هیچ وقت ولت نمی ک.