برد خونه به خونه در خانه و باخت نساجی در رشت

از این آرامش خونه از این بی رنگیه مهتاب از این خاطرات تلخ ازاین کابوس هرشب سرد دارم مینالم و شیون شده عادت هر روزم نرو ای بهترین یارم نکن ترکم که میسوزم نگو از حس دلسردی بگو که اشتباه کردی عزیزم میشه برگردی؟ بگوکه خیلی دلتنگی دارم با خاطرات تو میرم دیگه از این خونه تاشاید این صدای پام بهت چیزی بفهمونه عزیزم برگردبه این خونه که دل داغونه داغونه اگه بری از این خونه دلم میشه یه ویرونه بیا رحمی کن ای لیلی به این مجنون و دیوونه بیا ای نازنین یارم . بازیکنان استقلال در بهترین زمان ممکن موفق شدند دروازه خونه به خونه را باز کنند. پایان بازی گل گهر سیرجان و خونه به خونه بابل درگیر حواشی زیادی شد. استقلال با غلبه بر خونه به خونه برای هفتمین بار قهرمان جام حذفی شد. +همیشه بهم میگفت من هویتِ خونه شم ، تا وقتی من هستم هیچ وقت خونه رو گم نمیکنه آنالیزور سابق تیم ملی و مربی فعلی خونه به خونه از حواشی به جود آمده در دربی مازندران ابراز گلایه کرد. یه وقتایی یه چیزایی میشن تلنگرمیشن نشونه.میشن بهونه.درد من خونه نیست.یه کم کمتر، یه کم بدتر، یه کم دورتر، یه کم سخت تر.بالا ه پیدا میشه.درد من قصه ی خونه اییه که ........****ببخشید که با غرزدن هام ناراحتتون میکنم. من در دنیای واقعی نمیتونم به راحتی از غصه هام حرف بزنم. برای همین تا ناراحتیم فوران میکنه، میام اینجا و اینجا مینویسم. که کمی سبک بشم.ببخشید که این ناراحتی رو به شما انتقال میدم.دوستای گلم تیتر رو بخونید و وقتی میبینید همچنان حالم خوش نیست. رد شدن از موج بلا مس در حالی عصر فردا یکی از بازی های سخت خود در این فصل از رقابت های لیگ دسته اول کشور را برابر تیم خونه به خونه برگزار می کند، که قصد ندارد بعد از این بازی روزهای سختی را برای خود رقم بزند. http://dl.mes-fc.ir/img/p o/20161114110503791.jpg باخت خانگی هفته ی قبل برابر سپیدرود سبب شد که کار مس در این بازی سخت تر شود و این تیم برای اینکه کار خود را در ج بازی ها با چالش روبرو نکند به دنبال ب امتیاز در این بازی باشد. البته مسی ها همواره ثابت کرده اند که مرد روزهای سخت و پرفشار بوده اند و در این روزها با همت خود نتایجی ب کرده اند که البته موجب غافلگیری همگان شده است و از همین رو همه در کرمان منتظر یک غافلگیری دیگر در بابل از سوی بازیکنان این تیم هستند. به همان میزان که ب امتیاز در این بازی می تواند مس را به آرامش برساند، همه ی تیم مس به خوبی آگاه هستند که از دست دادن امتیاز در این بازی هم می تواند کار تیم را در نیم فصل اول سخت تر کند و از همین حیث اتحاد و همدلی مسی ها برای ب نتیجه از این میدان سخت چند برابر خواهد بود و در پی آن میزان دوندگی ها و عرق ریختن ها بیشتر و درصد اشتباهات نیز کمتر می شود. تیم خونه به خونه بهرشکل با همه ی هزینه هایی که در این فصل انجام داد به عنوان یکی از مدعیان لیگ یک نامیده شد و قطعا این تیم در خانه به دنبال تثبیت موقعیت خود خواهد بود. اما این تیم پرمهره نشان داده است که حتی در خانه نیز می تواند تسلیم شود و ش ت دو بر صفر این تیم در بازی خانگی قبل خود نشان می دهد که مسی ها نیز می توانند از پس میزبان خود برآیند. تیم خونه به خونه که به دلیل از دست دادن رتبه های بالای ج در فشار روانی به سر می برد، با محرومیت تماشاگرانش و نتایج نه چندان خوب هفته های اخیر مسلما با استرس زیادی برابر کرمانی ها قرار خواهد گرفت و این سبب می شود که اگر شاگردان منصور ابراهیم زاده با هوشیاری بیشتری در زمین حضار شوند، می توانند از اشتباهات احتمالی این تیم به سود خود نهایت استفاده را ببرند. بهرشکل لاله های نارنجی می دانند که یکی از بازی های حساس و سرنوشت ساز خود در نیم فصل اول را عصر فردا انجام خواهند داد و چشمان زیادی از کرمان به این بازی دوخته شده است و همه علاقه مند هستند که تحولات این بازی و پس از آن، همگی به آرامش تیم مس کمک کند. شگفتی ساز جام حذفی این فصل خونه به خونه بابل بود که توانست با وجود تیم های لیگ برتری به فینال جام حذفی صعود کند. تیم خونه به خونه در شرایطی به مصاف مس رفسنجان رفت که برای سومین هفته متوالی در بازی های خانگی از حضور تماشاگر محروم بود! نادر دست نشان سرمربی تیم خونه به خونه از ج چند بازیکن باتجربه این تیم به دلایل مختلف خبر داد. سرمربی خونه به خونه می گوید که تیمش به فکر رسیدن به صدر ج نیست و بازی به بازی پیش می رود. بازی گل گهر سیرجان و خونه به خونه بابل صحنه های زیبایی را رقم زد. +سینما که رفته بودیم برای تئاتر مادربزرگم نوشته روی خونه رو خوند و گفت این چیه نوشته خواهران ؟ گفتم خونه اس؛امشب خودپرداز رو دیده و چون اولش “خو” داره باز میگه اینجا مال خواهرانه؟!!! =)))) بهش گفتم نه نوشته خودپرداز و کلی خندیدیم :) امشب بازم مادربزرگ جان خونه ماست خداروشکر :)
+امروز مامانم اینا کار داشتن ،من باهاشون نرفتم به جاش رفتم پیش زهرا و کمکشون هم و بهم خوش گذشت کلی :)
فک می الانا دیگه می رسیدم خونه و به کارام می رسیدم ولی حقیقت اینه که هنوز از خونه نرفتم بیرون -_- خدا خودش به خیر بگذرونه !!
در دیدار تیم های مس رفسنجان و خونه به خونه بابل در لیگ دسته اول بازیکنان تیم رفسنجانی اینچنین عجیب به داور بازی اعتراض می کنند. سلام امروز ا ین روز رزیمم رفتم رو ترازو شکه شدم با این همه رعایت همون 10 کیلو 5روز پیش ازم کم شده اینقد حرصم گرفت خودمو اماده کرده بودم واسه10 کیلو حیف نشد . کم کم خوراکم و کم کنم شاید یه کم دیگه وزنم بیاد پایین بعدشم ماه رمضون خدا کنه کم کنم. هنوز خونه نگرفتیم 3 روز رفتیم روستا خونه مون باز اومدیم رفتم یه خونه دیدم فقط یه اتاق واشپزخونه سرویسشم بیرون تو حیاط گفتم خوبه ولی بعد پشیمون شدم من با 2 تا بچه بدون اتاق خواب اصلان نمیشه حداقل یه اتاق باید ب. چرا تو خونه ما اینقدر زندگی سخته آخه ...چرا همه بدبختی ها یه جا تو خونه ما جمع شده ...چرا پدر در حد ناپدریه. ..چرا مریضی زیاده. ..چرا گره های کور باز نمیشه... چرا پدر اینقدر بد . چرا پدر اینقدر ناپدریه. ..چرا قلب من نمی ایسته. ..چرا عزرائیل نمیاد...چرا این همه کینه. ..چرا این همه کمبود...چرا این همه بدبختی...چرا این همه نشدن ها...چرا این همه دعای بی جواب ...چرا این همه ناپدری...چرا این همه ناپدری...چرا این همه ناپدری. ..چرا این همه چراهای بی جواب...
یه دنیا از هم. ی روز مونده بود به ی ماهگیت رفتیم خونه خودمون پدر جون یعنی پدر بابایی واست قربونی کرد بردیمت تو حیاط توو بغلم بودی زیر پامون و سر بردینو از روش رد شدیم اسپندم دود واسمون دو سه روزی خونه بودیم خونه رو بهت نشون دادم اتاقتو نشون دادم توی تختت خوابوندمت آخ که چقدر به اتاقت میومدی تو عروسک من اصن اون اتاق تورو کم داشت تا تکمیل بشه الهی فدای خو دنت بشم من فرشته پاکو معصوم من
ماشاالله لاحول ولا قوه الا بالله البته دوباره اومدیم خونه ی مادر جون تا چهل روزت بشه و ت کنیم و بعد برگردیم خونه خودمون و زندگی سه نفرمون بطور رسمی شروع کنیم به امید خدای مهربون سلام. میدونین فرق مرخصی که تو بهار میدن با بقیه مرخصیا چیه؟ اینه که تو نمیدونی وقتی اومدی خونه باید چیکار کنی. دلت میخواد با رفیقات بری بیرون و تا نصف شب بیرون باشی اما از طرف دیگه میخوای خونه رو هم «بو» کنی. چون دلت واسه خونه هم تنگ شده. دلت واسه دیدن مادرت تنگ شده. دلت واسه دیدن چشم های خسته ی بابات هم تنگ شده... بیرون با بیرون فرقی نداره اما خونه با آسایشگاه فرق داره. پ.ن: «اصم» خوشحالم کردی. اتفاقا تو این مدت سربازی شاید حداقل 5-6 بار یادت افتادم. این روزا در و دیوار و زمین خونه ما کور شدند چون دائم به هلیا برخورد می کنند مجبور می شیم اونا رو بزنیم و بگیم بدین بدین چرا خودتو به هلیا زدین.دخترگلم خیلی عاقل و خانوم شدی وسایل سفره را جمع می کنی و کمدت را بیرون می ریزی و دوباره سرجاشون میزاری. دارم میام دنب از مهد برت دارم بریم خونه شاید هم رفتیم مصلی / بوس بوس صبح روی زمین بودم بازار بودم کیف دستی کوچکم را برده بودم درونش تمام انچه باید میبود....بود بعدش بهشت بودم....انقدر خوب که پیش خودم می گفتم میشود همین جا بمیرم؟ باورم نمیشد مگر میشد اینقدر واقعی؟ باید قیافه ام را میدیدی....داشتم از خوشی میمردم انقدر به وجد امده بودم که دیگر اختیاری از خودم نداشتم میدویدم و می ایستادم به ولله که دیوانه شده بودم! تمام راه برگشت از بهشت را یک گیج شاد بودم با اهنگ ها می یدم و دوستداشتنی هایشان را میخواندم و گاهی لپ پد. تیم فوتبال خونه به خونه بابل در دیداری پر گل موفق شد تیم گل گهرسیرجان را ش ت دهد. امروز حدود ساعت یازده صبح بود که از خونه ی هستی برگشتم خونه ی خودم. هستی اصرار داشت امشب رو هم بمونم پیششون. اما من قبول ن . گفتم بعد از دو روز بودن تو خونه ای که توش آدمیزاد بوده حالا باید برگردم به خونه ی خالی خودم و سعی کنم دوباره به سکوت خونه عادت کنم. سخته ولی این زندگی منه! امروز دیوارهای خونه داشتند منو قورت میدادند. اینکه ی نیست که باهاش حرف بزنی، خیلی سخته! گاهی حتی با ی حرف نمیزنی ولی همون نفس کشیدن یکی دیگه توی خونه خیلی خوبه! در. رفتم کلاس ورزش بعد بلافاصله رفتم ید . سه چهار ساعتی خونه نبودم . لحظه ی بیدار شدن کارن رو از دست دادم . آخه هر روز صبح دیوونه ی لحظه ایم که کارن خواب آلوده از اتاق خوابش بیدار میشه و میاد تو بغلم . بعدم که براش شیر عسل درست می کنم و روزش رو شروع می کنه. بعد که برگشتم خونه کارن به استقبالم اومد: بدون م بهم گفت: مامان دلم برات تنگ شده بود . خونه بدون تو صفا نداره! ای من به فدای کلمات قشنگ تو! همسایه اومده بالکن بشوره زحمت کشیده شلنگ گرفته و آب رو ول کرده رو پنجره ی اتاق ما و منم پای پنجره چند تا جعبه لباس داشتم. کل لباسام خیس شده بود مجبور شدم آبکشی و خشک کن بندازم. فرش اتاق هم خیس شده بود.شانسی که آوردیم این بود که لباسا آب رو گرفته بود و آب تو خونه راه نیفتاده بود و بالاخص زیر برنج ها و بادوم و فندق ها نرفته بود که همون اتاق بودن و در همون پنجره.یه خوبی داشت این ماجرا که باعث شد یه اتاق ت ی م. دراورم رو کلا ریختم بیرون و مرتب و کلی جا ب. کاپیتان تیم خونه به خونه می گوید تیمش در نیمه دوم بازی بسیار خوبی ارائه کرده و استحقاق قهرمانی در جام حذفی را داشته است. در راستای احساس مسئولیت شدید،همسرجان امروز ساعت یه ربع به نه از خونه به قصد کارخونه بیرون رفت!!!و در همون راستا ساعت نه و ربع اومد خونه!!! به شدت عصبانی بود و بعد از آب سماور ،شروع کرد:مامانم زنگ زد بیا خونه کارت دارم منم رفتم...شروع کرد به غرغر که ما دیگه خونه تو نمیایم و انتظار نداشته باشی ازمون.همسر جان میگه موضوع چیه؟و اونم میگه... از خونه مون بدم میاد. از اینکه هیچ وقت نور آفتاب توش نمیاد. از اینکه هیچ چیزیش برای خودمون نیست. از اینکه هیچ وقت توش احساس استقلال نمی کنم. از اینکه دو تا در داره. از اینکه آشپزخونه ـمون از پنجره دیده می شه. از اینکه صدای گردو خورد همسایه بغل میاد. از اینکه هواش همیشه گرفته ـست. از اینکه برای رنگ ش باید جواب پس بدیم. از اینکه پیانو باید هشت لا پیچیده باشه تا صداش در نیاد. از اینکه راجع به گل ُ رو میزی هم بقیه نظر می دن. از اینکه سوسک زیاد داره. از ای. سوال مجلس از زنگنه، بدشانسی برای دیدار با ان، پیوستن هافبک پیشین استقلال به خونه به خونه و... از دیگر عناوین خبری مهم روز است. بسم الله... می گفتند خانه ی بابا همه چیزش خوب است ... اصلا هیچ جا خانه ی بابا نمی شود... مجرد بودم برایم خانه ی بابا یکجور محدوده ی خاص بود .. خانه ی بابا یعنی جایی پر از محدودیت ها ...بیرون نرفتن ها.......مستقل نبودن ها..بداخلاقی های مادرانه ...جدیت های پدرانه...
متاهل شدم.. خانه ی بابا برایم بهترین جاشد... پراز خوبی ...پر از محبت ...همه جیزش خوب است ..اتاق دوران مجردی نصف سالن پذیرایی خانه ی کوچک ماست و هوایش بهتر است ...به پدرومادرم می گویم قدر خونه زندگیتو. رفتم میوه ب م.... میوه از عزیزترین مخلوقات خداست قطعا.... داشتم بین ردیف های میوه ووول میخوردم که دیدم واای سیب زرد... خاطره ی خونه برای من یعنی زمستونایی که بابام پرتقال می ه...پاییزایی که سیب زرد بزرگ و انگور زد می ه....تابستونایی که هندونه ی بزرگ رو قل میده وسط خونه.... سیب زرد...اینجا.... پلاستیکو برداشتم که برم سمت سیب ها دیدم دونه ای خدا تومن.... زیرش نوشته سیب ژاپنی..... دست مثل پریروز که بابت ۴ تا سیب زمینی کوچولو خدا تومن پول میخواستن که مثلا استرال. بابام دنبال خونه میگرده واسه ید یه آگهی آورده میگه زنگ بزنید بینم میگه چند؟؟؟ میگم :خوب برو تو سایت دیوار انواع خونه ها هست گفت : گرما برم رو دیوارا بگردم واسه خونه ؟؟؟ آخه ماشین زیر پامه مامانم به فرشته میگه بیا ناهار بخور میگه من هات داگ خوردم مامان : چی ؟؟؟ من : سگ گرمـ ی خورده مامان : هات داس ؟؟؟ من : نه هات ویندوز محمد غلامی مهاجم تیم خونه به خونه می گوید که اشتباهات داوری باعث شده تا مدیران این تیم شرایط سختی را تجربه کنند. ای کاش تو بدونی دل هنوزم بیقراره
عاشق مونده طاقت دوری نداره
دل شب تا به سحر غزل می خونه
عمریست که عاشق دل نگرونه
دل می خونه که شاید زنده بمونه
عشقش بیاد که تنها اینجا نمونه تیم فوتبال خیبر م آباد که در طول فصل کمتر در منطقه سقوط قرار داشت، در روز آ مغلوب تیم خونه به خونه شد و به دسته پایین تر سقوط کرد. بازیکنان نساجی مزد زحمات پرهام را با دو پیروزی متوالی دادند منتظر هت تریک نساجی در باشید نساجی برای خونه بخونه بازی کرد ولی بابلیها قدر نساجی را ندانستند نساجی قائمشهر1 ...مس کرمان 0 مس رفسنجان 2 .....خونه بخونه 1 شمال اسپرت:نساجی که با نامه فرماندار ورزشدوست شهرش با تماشاگر مقابل مس کرمان قرار گرفت، با تک گل میلاد احمدی (13) از سد حریف خود گذشت ضمن اینکه یک پن ی نساجی هم توسط میثم خداشناس در دقیقه 36 هدر رفت.

مس کرمان که روی روند نزولی حرکت می کند با این باخت ششمین ش ت خود را دشت کرد تا با 42 امتیاز در رده چهارم باقی بماند. این تیم حالا خطر ماشین سازی را بیش از پیش حس می کند. نساجی هم با 3 امتیاز این بازی 35 امتیازی شد و به رده ......مشروح ادامه مطلب
ب موقع پیاده روی خیلی هوا گرم بود. نیم ساعتی پیاده روی کردیم. بعد رفتیم پارک. من و زن دائی نشستیم به حرف زدن. از خانمها هیچ خبری نبود. تازه بعد نیم ساعت سرو کله شون پیدا شد که ما تصمیم گرفتیم بریم خونه. ساعت یازده و نیم خونه بودیم و من تا یک اونجا بودم. داشتیم مسابقات وات لوی خارجی نگاه میکردیم. به خودم اومدم دیدم ساعت یک شده. به گفتم منو برسون خونه. تا اومدم بخوابم یک و نیم شد و الان یه موجود خواب آلوی اخموی خمیازه کش شدم. خونه ی ما این طوری است که صبح یک بار، ساعت های ده اگر ی خونه باشد یک بار، ظهر نزدیک های ناهار یک بار، دوباره بعد از ظهر بعد از خواب یک بار، ساعت های هفت یک بار، ساعت های نه یک بار، چایی دم می شود! بس که خواهان دارد و عاشق. حالا به این نتیجه رسیده ام ، اگر شیک ترین، سوسول ترین، خوش مزه ترین نوشیدنی دنیا را که بگذراند جلویم باز هیچ کدامشان به پای چایی نمی رسند. بعد کلاس و خونه رسیدن هیچ خوردنی ای مثل چای نمی تواند بهم انرژی بدهد! بعد دوساعت درس خواند.

جستجوهای اتفاقی