برادرزاده یعنی عشق

نوه ستارخان، ملی گفت: ستارخان و همه مجاهدین دوره مشروطیت، در مسیر تحقق و عد قدم برداشته اند به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رصد مراغه به نقل از ایرنا،سامی ملی، در نشست بررسی آ ین تحولات در منطقه قفقاز در خانه ستارخان در تبریز اظهار کرد: ستارخان مردی شجاع، بی‏باک، جوانمرد، محجوب، مبادی آداب شرعی و اجتماعی، مقید به اجرای احکام شرع مقدس ، مقلد مراجع تقلید، پیرو دستورات مذهبی، وفادار به دوستی و رفاقت، آشنا به اصول مدیریتی به ویژه در عرصه رزم و نظا. کاش میشد ساده تر میبودم حتی ساده تر از اینی که اکنون هستم زندگیم به سادگیه زیستن یک پرنده و منطق بودنم به سادگیه بودن یک قاصدک مسافر ی پنجره را کنار نمی زنم که مبادا تابش داغ خورشید بالهای تنهایی مرا بسوزاند ودیگر نتوانم بپرم گوشه ی پایین پیراهن تنهاییم از خون سرخ است آری یک زخم کوچک دارد در دل تنهاییهای من که مرحمش سکوت است سکوت را لای یک پارچه ی سپید با کمی برگ درخت صبر ضمیمه میکنم و روی زخم دلش می گذارم شاید اندکی یام یابد عشق به تنهاییهایم. عشق یعنی... من / عشق پاک یعنی سرزمین لحظه یعنی بیداد عشق من باختن عشق جان یعنی زندگی لیلی و مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق / من عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی پر ز و غم دردهای گریه خون بیشمار عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی عشق یعنی ی که وقتی هست، آروم باشی و وقتی که نیست، توی زندگیت یک چیزی رو کم احساس کنی یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خی راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمیشه یعنی یک دل اضافه داشتن.... برای اینکه بدونی هربار که دلت میگیره، یک دل دیگه هم دلتنگ غمهات میشه یعنی وقت اضافه....یعنی تو همیشه براش عزیزی حتی توی وقت اضافه یعنی ....تنهایی هام رو میسپارم دست تو چون شک ندارم که میفهمیشون یعنی یک راه دوطرفه....یک قدم من، یک قدم تو،اما بدون شمارش و حساب و . عشق یعنی انتظار /عشق یعنی سوختن..عشق یعنی خنده یعنی گریه.....عشق یعنی بی ت //عشق یعنی داشتن یاری بی همتا//عشق یعنی دستهای ظریف یارت..عشق یعنی موج موهای.یارت./عشق یعنی از عطرش دیوونه شی..خلاصه عشق یعنی لحظهای ناب دوستی..عشق یعنی قدم زدن در غروب افتاب.خدا نصیبوتون کنه///// اظهارات عجیب بازیگر زن ایرانی درباره بچه‌‌دارشدن +ع • ای سی ان ان     اظهارات عجیب بازیگر زن ایرانی درباره بچه‌‌دارشدن +ع • ای سی ان ان بچه دار شدن شاید به نوعی علاقه را در زندگی مشترک نصف می کرد. من حس می کنم اگر بچه بود هر دو می رفتیم سمت بچه و بیشتر فرصت ها را برای او اختصاص می دادیم . شاید این مسئولیت را نخواستیم داشته باشیم مشرق: افسانه چهره آزاد نوه رقیه چهره آزاد،  همسر شاهرخ فروتنیان ، بازیگر سینما، در گفتگویی عجیب اظ. دامنه ای از الق مانند گرگ، جوجه، دایناسور، ساردین، موش ما، شتر نر و ه ماهی الق هستند که در کوچه و بازار عربستان سعودی به افرادی از طبقات اقتصادی خاص اطلاق می شوند.

به گزارش جام جم، رو مه اینترنتی «سبق» عربستان سعودی، مطالعه ای درباره لقب های رایج عامیانه در توصیف قشر مرفه جامعه آن کشور و همچنین صاحب منصبانی که مدت های مدید دارای پست های حکومتی هستند انجام داده و به این نتیجه رسیده که این القاب به پدیده ای عادی در میان مردم بدل شده است.
دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی …

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و و ت هستن

دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!

دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟

دختر بودن یعنی باید مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!

دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!

دختر بودن یعنی حق هر چیزی. دیروز عصر تلفنی با مادر صحبت می .پرسید نظرت در مورد ک داها چیه. تعجب . مادر سالهاست در مورد انتخابات صحبتی نمیکنه. نظراتم رو در مورد هر یک از ک داها به تفصیل براش شرح دادم. با دقت گوش کرد و گفت: پس همه باید بریم و رای بدیم.پرسیدم: شما هم میرید؟ مادر گفت: بله. حتما.( برای مادری که حداقل در بیست سال گذشته هیچوقت پای صندوق های رای نرفته عجیبه. خیلی. ناخودآگاه به یاد گذشته میفتم. شوری که مردم رو فرا گرفت و بعد ، غم و ناامیدی که به دلها نشست. امیدوارم دو. سلام بر شما. مدیر دوبلاژ: ناصر نظامی مادر (منصوره کاتبی) پدر (پرویز ربیعی) مگی (فریبا رمضانپور) کتی (فریبا شاهین مقدم) بتی (مهوش افشاری) سارا (رزیتا یار احمدی) هانا خدمتکار خانواده (زهرا آق ) جان سربازی که در انباری خانه پنهان شد ( محمد صمصامی) آقای ساتِن معلم سارا که به جنگ رفت (عباس نباتی) خانم اسپنسر (زویا خلیل آذر) مارتا (ناهید شعشعانی) دیوید فارت برادرزاده مارتا (علیرضا باشکندی) پاری پرنده مارتا (تورج نصر) استر خدمتکار مارتا (نرگس فولادوند) هانر. روزهایی که دلم می خواهد ساعت ها پشت پنجره بنشینم، خیابان ها را آسمان را نگاه کنم، ب دون اینکه انتظار کوچکترین اتفاقی را داشته باشم دلم سکوت می خواهد، سکوت محض مثل وقتی که به اعماق آسمان میروی، مثل غرق شدن همه چیز تاریک و تاریک تر می شود، ت و ت تر. پشت پلک های بیداری، هیچ حادثه ای در کمین نیست. آغوش های خیالی، فکر به آغوش ی که نیست، یعنی خیانت به احساس، یعنی دروغگویی به غرایز انسانی . آینه ها را نمی خواهم درگیر خودت که باشی، هیچ چیزی تورا یاد خود. بسم الله
 
 
گمنامی یعنی ذره ذره وجودت برای خدا شدن..
گمنامی یعنی حتی به کوچک تری چیز روی زمین وابسته نباشی...
گمنامی یعنی جسم و روح را تقدیم خدا ..
گمنامی یعنی عاشقترین ها...
گمنامی یعنی مادرم زهرا...
گمنامی یعنی سرت روی زانوی اقا ح ...
گمنامی یعنی....پنجشنبه ها...جای مادرت...بی بی زهرا بیاد و بهت سر بزنه...
گمنامی یعنی پودر شدن..
یعنی تیکه تیکه شدن...
یعنی واسه خدا سوختن....
گمنامی یعنی..فقط...انحصاری واسه خدا بودن
 <. یا حسین جاندوباره مثل همیشه خج م دادی...

برای عرض ارادت لیاقتم دادی...

تعجبم تو کجا این حقیرساده کجا...

همیشه گفته ام آقا تو عزتم دادی...

همین که خط نکشیدی به نام من ممنون...

چه شد که این همه شوق ارادتم دادی ...

وفا ندیده ای از من قبول اما ...

خودت به رحمت شاهانه عادتم دادی...السلام علیک یا مولای یا اباعبدالله الحسینعشق یعنی آتش افروخته عشق یعنی خیمه های سوخته عشق یعنی حاجی بیت الحرامدل ب ها وحج ناتمامعشق یعنی غربت نور دوعین عشق یعنی گریه برقبر حسینعشق را گویم فقط در یک کلام/ یا اباالفضل (ع) و حسین (ع) و والسلام
برای مشاهده پست های ویژه ماه محـرم سال قبل در این وبلاگ اینجا کلیک کنید یا لطیف باز هم
یک به یک
وا شدند چترهای پر غرور
باز هم
بسته شد دریچه های کور
هیچ
غیر جوی و ناودان، قشنگ، تر نشد
هیچ ،
قشنگتر نشد
- همچنان که پیش از آن و بعد از این -
باز هم
حرف آسمان
ماند بر زمین! محمدمهدی سیار پ. ن. : شعر های چند لایه و پر مغزی دارد این محمدمهدی سیار. پ. ن. 2: بوی باران که می آید لحظه هایم عجیب می شوند. انگار که برق شادی ها و غبار غصه ها همه در صدای آرامبخش باران و بوی خاک نم زده، محو بشوند و جهان رنگ دیگری بگیرد... بوی باران شعر عاشقانه خداست لطیف تر از تمام شعرهای عاشقانه ... پ. ن. 3: نقطه آ این پاییز را هم گذاشتند و من باز هم همان "علی" اولین روز پاییز نیستم. این روزها دوتا دختر کوچک خوردنی و چلاندنی (!) و ماااااه اضافه شده اند به خانواده ما و من هم " " شده ام و هم "عمو" ... گرچه که از "خواهر زاده ام " کیلومترها دورم و ع ش را می خوریم و می چلانیم (!) و برادرزاده ام را هم به جهت مراعات حال مادرشان... گرچه که بچلانیم هم چیزی نمیگوید بنده خدا... پ. ن. 4: بالا ه این روز آ ی هم که شده، پاییز 96 هم رنگ لطافت پاشید در این شهر خا تری دلگیر... * شعر عنوان از : علی داوودی نه ابر نیست، نه! این زخم کهنه ی مردی است
که تازه می شود از ضربه های این باران

هوای گریه گرفته است ناودان ها را
بخوان برای من آواز دلنشین، باران! # سخت نازک گشت جانم از لطافت های عشق #مولانا بعداز صبح بود که خبردار شدیم شوهر مژگان برادرزاده آقا یدی شب گذشته تو بیمارستان در اثر سکته قلبی فوت کرده ...همه مون شوکه شده بودیم ..باورمون نمیشد آخه جَوون بود.اما سال گذشته عمل قلب باز کرده بود...اونجا بودم تازه بر گشتم خونه ......مژگان ودختراش اصلن آروم نمیشن مصیبت سنگینیه تازه از دست دادن ...ما که چند سالیه پدرومادرمونو از دست دادیم نمی تونیم فراموش کنیم واااای به حال اینها....موناانقد حالش بد بود که تازه از زیر سِرم در اومده بود . به آقا یدی گفتم پاشو بریم چون دیگه داشت حالم بد میشد. خلاصه میخوام اینجا به خودم بگم مرگ همچین بی خبر میاد در میزنه که تو باورت نمیشه ...پس بیایم تواین شبهای قدر تا فرصت داریم از خدا بخوایم که از گناهامون بگذره ،خداوندا هدایتمون کن تا تواین فرصت باقیمانده جبران کنیم ....خداوندا ماروببخش وبیامرز طوری زندگی کنیم که هر وقت بچه هامون خوبی ،مهربونی وبزرگواری دیدند،به یادمون بیفتند! سحر سجاده ات را چون گشودی وبا معبود خود خلوت نمودی وخو خالقت را عاشقانه و اشکی هدیه کردی دانه دانه ،تورا جان علی من را دعا کن............ ماس دعا تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

بالا ه بعد از سه سال اینترنتم وصلید. درد بدیه بی اینترنتی. خدا نصیب نکنه. حالا هم با چند تا شعر اومدم زندگی یعنی لحظه ی طلوع خورشید زندگی یعنی پایان امتحانا و امید زندگی یعنی موهات بلند شه زندگی یعنی برنده از اسپانیا هلند شه زندگی یعنی بچه بهت بخنده زندگی یعنی یکی دل ببنده زندگی یعنی چشمت رنگی باشه زندگی یعنی دعوا اصلا نباشه زندگی یعنی دوستت باشه دیوونه زندگی یعنی عاشقت با عشق بخونه زندگی یعنی یکم مهربون باشی زندگی یعنی لنگه ی ظهر پاشی زندگی. دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!

دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی …

دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!

دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های د یت

دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و و ت هستن

دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!

دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟

دختر بودن یعنی باید مور. مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای ک نه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن.....و پدرم ، تنها ی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند ! من اینجوریم ♥وقتی یک دختر حرفی نمیزند میلیونها فکر در سرش می گذرد
♥وقتی یک دختربحث نمیکند عمیقا مشغول فکر است
♥وقتی یک دختربا چشمانی پر از سوال به تو نگاه میکند یعنی نمی داند تو تا چند وقت دیگر با او خواهی بود
♥وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید: خوبم یعنی اصلا حال خوبی ندارد
♥وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گویی
♥وقتی یک دختر سرش را روی تو می گذارد آرزو می کند برای همی. در حسین علیه السلام..چرا در متون دینی ما بر اهمیت و فضیلت سجده بر تربت حسین علیه السلام تأکید زیادی شده است؟ ، یکی از مهم ترین اعمال عبادی و پایه ای محکم برای خیمه شریعت به شمار می آید. این عمل، بر ارکانی استوار می باشد که یکی از آنها «سجده» است. سجده در هر واجب و مستحب، باید گزارده شود؛ اما این که سجده بر چه چیزهایی درست است، باید گفت که همه مذاهب ی سجده بر زمین و خاک را صحیح می دانند؛ بلکه طبق روایات رسیده از صلی الله علیه وآله سجده بر خاک فضیلت بیشتری دارد.در روایات ی برگذاشتن پیشانی – به هنگامی – بر خاک امر شده است و این امر، اگر واجب بودن این عمل را ثبات نکند، بی شک بر فضیلت و مطلوب بودن آن دل دارد. از شخصی به نام «ابوصالح» چنین نقل شده است: «روزی نزد «ام سلمه» رفتم؛ پس، یکی از برادرزاده هایش وارد شد و شروع به خواندن کرد؛ چون خواست به سجده رود، خاک را فوت کرد. ام سلمه گفت: ای فرزند برادر! خاک را فوت نکن؛ من شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله به غلامش «یسار» که او نیز هنگام سجده چنین کرد، فرمود: برای خدا، پیشانی ات را بر خاک گذار».۱ به نام چاشنی بخش زبان ها ضرب المثل(proverb ): سخن یا عبارتی است دقیق،کوتاه،به یادماندنی و شیوا که برای نصیحت،اخطار،پیش گویی و یا نوعی بینش یا برداشت انتقادی از یک موضوع به کار می رود.ولی ریشه ی همه ی ضرب المثل ها در زبان ی ان نیست و برحسب منشأ می توان آن ها را در یکی از گروه های چهارگانه ی زیر قرار داد: 1- گفته هایی از افسانه های قدیمی. مثال:
an apple a day,keeps the doctor away. یعنی: روزی یک سیب برای دوری از 2- ضرب المثل های عام و فلسفی. مثال:
opportunity seldom knocks twice. یع. عشق بیداد من باختن یعنی لحظه عشق جان سرزمین یعنی یعنی زندگی پاک عشق لیلی و من مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق من عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی عــــــــــشــــــــــق
امروز را پر از حس خوب بودن شروع میکنمحس خوب یعنی حس بچگیحس خوب یعنی تکرار روز تولدحس خوب یعنی گول نزدن وجدان حس خوب یعنی بخشیدن دیگرانحس خوب یعنی نوازش دستان مادرحس خوب یعنی عاشق بودن و عاشق ماندنو وقتی عاشقی که ح خوب باشهپس بیا حسمون را خوب کنیم خوب خوب این پست حاصل زحمات دوست عزیزم اقای مجتبی مستعد هست... دبیر ریاضی:پرسپولیس عشق سرخی است به توان بی نهایت...
دبیر تاریخ:پرسپولیس یاداور شکوه تخت جمشید است... دبیر زیست:پرسپولیس چون خونی است که در رگهایمان جاریست ... دبیر عربی:سبحان الله الذی خلق الوردة الحمرا سرور السما الارزق... دبیر جغرافیا:طبق ا ین امار طوفان سرخی در ایران در حال شروع است... دبیر زبان انگلیسی:
perspolis is the reason i live ، the reason my red heart keeps beating and that"s the way it will always be
(ترجمه:پرسپولیس دلیل م. زندگی من بر سر دو راهی ها بوده و هست. شک در موقعیت های پنجاه پنجاه من را خسته کرده امّا همین دو به شک بودن، یعنی گره ذهنی، منبع ایده و خلاقیت و این گونه است که در یک فرآیند جبری و مازوخیستی، بعد از باز شدن هر گره، چشم به راه دو راهی بعدی می مانم! ترس یعنی ی که پیدا نیست ترس خونی ست مانده روی کاه حال یک مرغ قبل سلّاخی لحن یک نطق قبل استیضاح خوردن آب و دانه قبل از مرگ آ قصّه ای که می دانی فکر به لحن یک چاقو خستگی قبل یک سخنرانی ترس یعنی که نعش مزرعه را پرت د پشت گاری ها روز و شب کار ت با شوق ترس یعنی اضافه کاری ها دیالوگ تو با سلاخ کشتنت بی صدا، بدون حس ترس یعنی توقع پاسخ به سوالات مبهم مجلس ترس یعنی ی که پیدا نیست یا دروغی که باد آورده تهمت و خون چکیده از دستی که نشسته ست پشت یک ترس چیزی ست مثل این لرزش که کمی وارد صدات شده ترس تصویر مرغ سر کنده ست! ترس یعنی مات شده! مدیرعامل اپل نیز از اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و استفاده بیش از حد از تکنولوژی انتقاد کرده است. تیم کوک در جریان یکی از دوره‌های آموزشی اپل در انگلستان اشاره‌ کوتاهی به موضوع اعتیاد به گوشی‌های هوشمند کرد و استفاده بیش از حد از تکنولوژی گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی را سرزنش کرد. وی در ادامه افزود: "با این‌که من فرزندی ندارم اما برادرزاده‌ای دارم که معتقدم باید برای آنها (ک ن) حد و مرز تعیین شود و من همانند والدینش اجازه استفاده از خیلی از شبکه‌های اجتماعی را به او نمی‌دهم". اخیرا مباحثی مطرح شده است که اپل را مقصر اصلی اعتیاد ک ن، نوجوانان و بزرگسالان به شبکه‌های اجتماعی و امکانات گوشی‌های هوشمند آیفون  دانسته‌اند و از این غول تکنولوژی یی انتظار دارند که راه‌حلی را برای برطرف این مشکل پیشنهاد کنند. اوایل ماه جاری میلادی بسیاری از سهامداران از اپل درخواست د که هرچه سریع‌تر برای مشکل اعتیاد ک ن به آیفون طرح و برنامه‌ای را ایجاد کنند و در پاسخ به این درخواست اپل نیز متعهد شد که برنامه‌های بیشتری را به منظور کنترل والدین در سیستم عامل ios ایجاد کند. طبق گزارش‌های منتشر شده از سوی گاردین، تیم کوک معتقد است که استفاده بیش از حد از تکنولوژی تنها وقت و انرژی انسان را می‌گیرد و به اه و موفقیت آنها منجر نخواهد شد. با این تفاسیر می‌توان گفت که مدیرعامل اپل به عنوان یکی از برجسته‌ترین افراد در عرصه علم و تکنولوژی هم حامی استفاده بیش از حد از تکنولوژی و شبکه‌های اجتماعی نیست. 4 پسر بودن یعنی فقط تا آ دبستان مامان بابا پشت سرتن، بعدش جامعه بزرگت میکنه... پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول شی... پسر بودن یعنی بعد هیجده سالگی یا سربازی یا سربار... پسر بودن یعنی استرس سربازی و حسرت درس خوندن بدون استرس... پسر بودن یعنی. بعد بابا مرد خونه بودن... سنم نمیشناسه... یعنی چی؟ یعنی بابا نباشه باید نون بدی... حالا پنج ساله باشی یا پنجاه ساله... پسر بودن یعنی حفظ مادر و خواهر از هرچی چشم ناپاکه... پسر بودن یعنی که از آ اولش تا ی . عشق بیداد من باختن یعنی لحظه عشق جان سرزمین یعنی یعنی زندگی پاک عشق لیلی و من مجنون در عشق یعنی ... شدن ساختن عشق دل یعنی کلبه وامق و یعنی عذرا عشق شدن من عشق فردای یعنی کودک مسجد یعنی الاقصی عشق من عشق آمیختن افروختن یعنی به هم عشق سوختن چشمهای یکجا یعنی پر ز و غم دردهای گریه خون/ درد بیشمار عشق من یعنی الاسرار کلبه مخزن اسرار یعنی عــــــــــشـــ 72911726496880515751.gif تنهایی یعنی حسرت دیدن چشمان منتظر و نگران، تنهایی یعنی حسرت ی آغوش،حسرت یک نگاه و گرفتن دستات،تنهایی یعنی حسرت گذشته،زندگی باخاطرات...تنهایی یعنی بغض خورده شده،نگاه به آسمون...تنهایی یعنی درد دل با ماه... تکیه بر دیوار،تنهایی یعنی لحظه های بدون آرامش...زخم خوردن از بعضی آدم ها،تنهایی یعنی درد بدون مسکن... تیغ،رگ و خون....تنهایی یعنی نگاه به یک ع ... گوش دادن به ی موزیک غمگین و عاشقانه،تنهایی یعنی مرگ بی صدا...تنهایی یعنی دفن شدن در سکوت،تنهایی یعنی قبر بی رهگذر....تنهایی یعنی مرده ای متحرک........................... سلام دوستان.اول از همگیتون برای ابراز محبت هاتون تشکر میکنم. امیدوارم چند برابر این محبتی که به من ارزونی داشتید خداوند نصیب خودتون کنه.دوم براتون از عروسی بگم!روز بیست و پنج داد، تولدم، حدود ساعت دو ظهر مادر و خواهرک و و زن و دختر م اومدند خونه ی من.دورهمی کلی حرف زدیم. یدهای ج ه ام رو نشونشون دادم.کلی ذوق د. شادی د.شب  هستی با کیکی که برا تولدم پخته بود اومد خونه ی من. برام آ ین تولد مجردیم رو جشن گرفتند. بهم کادوهای خوشگل دادند. اون شب دیروقت. بیمه یعنی تداوم استفاده از امکانات فردا آینده سهم توست، بیمه را باورکن
شب یازدهم ماه محرم شب جانسوزی بود، بدنهای مطهر غرقه به خون بود و بی سر روی خاک گرم کربلا افتاده است. بدن و بی سر حسین (ع)، میان گودال قتلگاه افتاده است. از طرف دیگر سادات زینب (س) زنها و بچه های داغدیده را در خیمه ای نیم سوخته جمع کرده است. دخترانی که داغ پدر دیده اند، داغ برادر دیده اند، داغ عمو دیده اند، بجای آنکه آنها را دلداری دهند، آنها را با تازیانه زدند، تمام اموال آنها را به غارت بردند، گوشواره از گوش آنها کشیدند. پس از آتش گرفتن خیمه ها، م. خواستگاری حضرت خدیجه از حضرت محمد (ص) ورزقان نیوز1 : خدیجه (س) بانوی سرزمین وحی ، زن پارسا و پاکدامنی بود که مدتها قبل از ازدواج با همه جا از او به عنوان زنی پاک ضمیر و طاهره یاد می شد . روزی خو دیده وبرای تعبیر آن پیش ورقه عم بزرگ خویش که پیرمردی ن نا بود رفته و تعبیر خوابش را از وی جویاشد و خوابش را این چنین بیان کرد : ب خو حیرت افزا دیدم اینکه خورشید از جای خود در آسمان جداشد و امان به سوی مکه سرازیر شد و آنگاه پس از درنگی با چند گردش به دور خود درخانه من فرود آمد و . .. ورقه باچشمان بسته ولی با نور نافذ قلب خویش به کاوش رمز خواب پرداخته و خدیجه را به امری خطیر مژده داد و گفت که تو درآستانه ازدواج با مردی قرار گرفته ای که چون خورشید بلندآوازه خواهد بود . روزی ابوطالب ، محمد برادرزاده خویش را فراخوانده به وی گفت به خاطر اینکه پیرو فرتوت شده ام این بار از تومیخواهم که به نزد خدیجه بروی و درخواست کنی که مال جاره اش را به دست تو بسپارد، محمد قبول کرده و به سوی شام رهسپارشدو شخصا گزارش سفر را به آن بانو داد و . . . خدیجه که تا آن زمان همه آن چه در باره عظمت و پاکی محمد شنیده بود با چشم مشاهده کرد از این رو پیغامی توسط دوست بسیار صمیمی خود که زنی بنام نفیسه بود ، برای محمد امین فرستاده و او را به خواستگاری خویش فرا خواند . 15- کمیل شهیری یکی از بزرگان سال ها پیش به من گفته بود شهر و جامعه ما به امثال حاج اکبر شهیری نیاز دارد. این بزرگوار معتقد بود که حق اکبرآقای شهیری کمتر از پست وزارت نیست. حتی می گفت: مرتضی حاجی باید می آمد زیر دست ایشان کار می کرد. بعدها هم از ی -اعم از اینوری ها یا آنوری ها- جز تعریف و تمجید از مدیریت و دلسوزی حاج اکبر نشنیدم. خدمت بزرگ او در راه اندازی صندوق توسعه عصر، منشأ برکاتی وصف ناپذیر برای شهروندان بود. در کنار آن، درآمد حاصل از گردش مالی ص. شهادت عبدالله‏ بن الحسن آنگاه «عبداللّه‏ بن الحسن»، قدم به میدان جنگ گذاشت، در حالى که این رجز را مى‏خواند: إن تنکرونى فأنا فرع الحسن سبط النبى المصطفى المؤتمن هذا حسین کالأسیر المرتهن بین اُناس لا سقوا صوب المزن. و جنگید تا سرانجام به دست «هانى بن شبیب حضرمى» از پاى درآمد و به شهادت رسید. شهادت قاسم بن الحسن پس از وى برادرش «قاسم»، که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، آماده ی میدان رفتن گردید. چون چشم به وى افتاد، او را در آغوش کشید. عمو و برادرز. عشق یعنی درتو من معناشوم

عشق یعنی باتو من دریا شوم

عشق یعنی مهرتو بردل نشست

عشق یعنی سیب سرخ انتظار

عشق یعنی بیقراربیقرار امروز اشک می ریزم با اهواز من اهل اصفهانم ولی عاشق اهواز. سالهای جنگ که فرهاد آن نوجوان نازنین اهوازی و خانواده اش قدم بر چشم ما نهادند و به بهانه ی جنگ ماههائی میهمان ما بودند سالهای زیبا و دوست داشتنی عمر من است. و نیز سالهای دفاع که خاک اهواز پر شده بود از بوی مردانگی و شرف تا امروز و برای همیشه آن شهر را دوست داشتم و دارم و خواهم داشت. حتی روزی که زاینده رود خشکیده و اصفهان در حال جان کندن بود و نمایندگان خوزستان برای آب قیمت جان اصفهان را طل. حتی یک دقیقه کافی است چکیده ای از کتاب : «رها» قهرمان داستان، دختری یازده ساله است که یک روز به طور اتفاقی در کشوی اتاق مادر و پدرش شناسنامه ای پیدا می کند که آرامش را از رها می گیرد. شناسنامة دختری هم اسم خودش که با او در یک روز متولد شده است، ولی به جای رها مقدم، رها سروستانی است. با دیدنِ این شناسنامه، و مرور ِ چند اتفاقی که در گذشته افتاده مثل تلفن و نامه مشکوک از زنی که می خواسته برادرزاده اش را ببیند، موتور سواری که بستة مشکوکی برای مادرش داشته است و... این سؤال در ذهنش پررنگ تر می شود که چرا از بچگی هایش ع چندانی ندارد. رها، آدم دیگری می شود. همه متوجه این تغییر او می شوند، ولی رها چیزی بروز نمی دهد. در مسابقات کشوری شطرنج با دختری اهل کرمان به نام شیرین آشنا می شود و تصمیم می گیرد هر طور شده خودش را به کرمان برساند. با شیرین هماهنگ می کند، ش را می بندد، بلیط قطار می د و درست روز حرکت می فهمد نقشه اش لو رفته است. چه طور؟... مینو - مادر رها - بالا ه تصمیم خود را می گیرد و رها را همراهی می کند. در خانة شیرین، رها می فهمد ای دارد و می تواند او را ببیند. مینو با غم و ترس از دست دادن رها به تهران برمی گردد. رها مهری را می بیند و می فهمد پدر و مادرش در ز له بم از دنیا رفته اند. رها بعد از آشنایی با گذشته اش به خانه برمی گردد و آرامش از دست رفته اش را بازمی یابد. گرامی ، حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، هشت ساله بود که عموی مهربانش حضرت ابوطالب، س رستی و نگهداری از ایشان را پذیرفت؛ زیرا ایشان علاقه خاصی به حضرت محمد صلی الله علیه و آله داشت. روز اوّلی که را به خانه آورد، به همسر خود، فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی علیه السلام گفت: «من به برادرزاده ام خیلی علاقه دارم، مراقب او باش و از او به خوبی مواظبت کن». فاطمه بنت اسد هم به بهترین صورت از نگهداری و مانند مادری مهربان به ایشان محبت کرد. ترس دشمنان از ابوطا. مولوی خلیل الله مرتضایی مدرس حوزه علمیه الصدیق بیرجند: جهان در رمضان امسال شاهد جنایات رژیم صهیونیستی در قلب جهان یعنی فلسطین بود جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و قتل عام مردم آواره فلسطین و به شهادت رساندن صدها کودک معصوم و بی پناه، اوج قساوت و بی رحمی این رژیم غاصب را به نمایش می گذارد.