ببخش خ دایا

هشدارهای زین العابدین علیه السلامگناهانی که عمر را کوتاه می کند؟ گناهانی که مانع با باران می شود؟ بارها در دعای کمیل این جملات را کرده ایم: اللّهم اغفرلی الذّنوب الّتی تهتک العصم، اللّهم اغفر لی الذّنوب الّتی تنزل النقم، اللّهم اغفرلی الذنوب الّتی تغیّر النّعم، اللّهم اغفرلی الذّنوب الّتی تحبس الدّعاء، اللّهم اغفرلی الذّنوب الّتی تنزل البلاء؛(1) خدایا بیامرز گناهانی را که های عصمت را می درد(و آبروی انسان را می برد) خدایا بیامرز گناهانی را که بدبختی ها را فرو می ریزد. خدایا ببخش گناهانی را که نعمت ها را تغییر می دهد، خدایا ببخش گناهانی را که دعای انسان را (از اجابت) حبس می کند (و باز می دارد) و خدایا ببخش گناهانی را که بلاها را نازل می کند. بارها و بارها این پرسش هم برای خود ما مطرح بوده و هم مردم و جوانان پرسیده اند که چه گناهانی است که گرفتاری و بدبختی را در پی دارد؟ کدام گناهان است که نعمت های انسان را تغییر و باعث سلب نعمت ها می شود؟ چه گناهانی است که مانع استجابت دعاهای انسانها می شود؟ و چه گناهانی باعث نزول بلاهایی چون سیل و ز له و خش الی و...می شود؟ سربسته هم جواب داده ایم که برخی گناهان عامل این بیچارگی ها است. ولی جواب قانع کننده دادن نیاز به مطالعه آثار تمامی گناهان دارد، تا یکی یکی است اج نشود که چه گناهانی مانع استجابت دعا می شود، و کدام گناه بلاها را نازل می کند... به روایتی از سید ساجدان زین عابدان، علی بن الحسین(ع) بر خوردم که یکجا به همه این پرسشها پاسخ داده بود، و بر آن شدم که آن را در اختیار خوانندگان عزیز نیز قرار دهم . . . ی ال گذشت ... و الان به یاد عزیز نازنینی هستم که ی ال قبل همین روز بالا ه بعد از دو هفته این پا و اون پا پا پیش گذاشت و احساس قلبی اش رو بهم گفت .... چه گفتنی .... که ی ال اذیتش ... گذشت ... میدونم بهش سخت گذشت خیلی سخت ... میخوام بهش بگم دوستش دارم خیلی زیاد خیلی بیشتر از اونکه فکرشو ه ... میخوام بگم ممنون که دوستم داشتی ... ممنون که بهم گفتی ببخش که حس اذیتت ... ببخش که نا امیدت هر کاری محبتت از دلم بیرون نمیره ...راست گفتی که نمیتونی و دیگه مثل سابق نمیشی ... میخو. نمیدونم چرا ولی دوستت دارم منو ببخش که ازت فاصله گرفتم همش بخاطره خودت بود نمیخواستم بریم تو حاشیه ، حاشیه ادمو د میکنه ولی خودش نمیفهمه .درسته که ازت فاصله گرفتم ولی همیشه همونجوری و هروز بیش از قبل دوستت دارم و نمیتونم حتی یک ثانیه بهت فکر نکنم با اینکه هروز داری از روز قبل ازم دورتر میشی ولی هنوزم عاااااااااااااااااشقتم. خدا جون منم دل دارم … ببین گرفته … خودت نظری کن خدای مهربونم تو گفتی هیچی به اندازه اشک چشم بنده گنا ار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشک هام قسمت می دم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی منو ببخش که اینجوری باهات حرف می زنم به خودت قسم قصد جسارت ندارم تو خودت با مهربونیات منو پُر رو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن وقتی آقای ماندگاری در برنامه سمت خدا روایتی از زمان(عج) گفتند ،خیلی منو به فکر فرو برد. روایت اینه: زمان(عج) فرمودند:اگر شیعیان ما به اندازه ی یک لیوان آب منتظر ما بودند،ظهور انجام میشد. خیلی درد داره ،مگه نه.وقتی تشنه مون میشه در به در دنبال آب میگردیم تا شاید یه قطره آب پیدا کنیم ولی زمان مون در جمع ما نیست ولی ما هرگز از ته دل برای اومدنش دست به آسمون نبردیم.برای بسیاری از دلتنگی هامون گریه کردیم ولی برای نبود زمان مون گریه نکردیم،دلمون نگرف. الانکه برات مینویسم مطمینم ازم دلخوری ولی فعلا چیزی نگفتی ولی لحن صدات معلوم بود.. از همون ساعت ک گفتی شرایطت چجوریه و تنها باید بیای و اینا تمام ذوقم برا فردا خشکید؛درست چند ساعت قبلشم مامی گفت ک بابا میاد و همه برنامه های ذهنم از هم پاشید.. انقده ناراحت بودم ک اول از همه بخودت گفتم و دلداریم دادی؛ولی چنساعت بعد دوباره این استرس لعنتی همه وجودمو گرفت و سردرده برگشت انقد که الان در حال انفجاره سرم.. از1طرف آدم نمیتونه توقع بیجا داشته باشه که ه.
مناجات دست آویزی بود تا خود را از شر کلمه ها برانم . از رنگ و قبض و افسردگی خلاق و اسرار و ... گفتی انبوه کلمات به کمک زمان در کار تدفین من بودند .سوگند به خودت ای خدا که کفرم از خود و ایمانم از توست . مرا به خاک پای گنا اری که عفو شده است ببخش . من لایق آزمایش تو نیستم .
گزیده ای از کتاب انتخاب نوشته شادروان سیمین دانشور

چی بگم از کجا بگم وقتی که می گفت : رو صنمی دگر گزین... من باید می گفتم : کو صنمی؟! کجا دگر؟! عوضش کلی غر زدم سرش و کلی ناراحتش . ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی لطف بهار عارفان، در تو نگاه است . نمی دونم چی جوری جبران کنم... باید دیگه تکرار نکنم این کارو باید نزارم دیگه این جوری شه . اینجارو درست که به همه بگم دوستت دارم ولی الان باید بگم به همه ، ناراحتش خیلی ناراحتم. ببخش منو . خب؟ = )
یاعلی.... انگار فضا خیلی شده و واسه تلطیف فضا یه غزل میچسبه!

هرچند پیش روی تو غرق خج ند چشمان این غریبه فقط با تو راحتند بانو...به بی قراری شاعر ببخش اگر این شعرها به حضرت چشمت جسارتند آغوشت آشیانه ی گرم کبوتران لبخندهات...حس نجیب زیارتند دور از نگاه سرد جهان...دست های من با بافه های موی تو سرگرم خلوتند دنیا سکوت های مرا ساده فکر کرد از حرف دل پُرند...اگر بی شکایتند بی خواب کوچه گردی و بدخو ام نباش دلشوره های هرشبم از روی عادتند هی کوچه...کوچه...کوچه...به . بیگانه م و نشدی آشنا تو هم بیچاره من, اگر نشناسی مرا تو هم! دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود!؟ آ شدی شهید در این کربلا تو هم آیینه ای مکدرم از دست روزگار آهی بکش به یاد من٬ ای بی وفا تو هم چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش چنگی نمیزنی به دل این روزها تو هم ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای چون دیگران بخند به غم های ما تو هم تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد چشم انتظار باش در این ماجرا تو هم شاعر : فاضل نظری ﺍﻟﻮ ﺳﻼﻡ ﻣﻨﺰﻝ ﺧﺪﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﻣﺰﺍﺣﻤﯽ ﮐﻪ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ …
ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻓﻌﻪ ﺩﻟﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﯾﮏ ﺻﺪﺍﺳﺖ …
ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺳﻼﻡ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺳﺪ٬ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺟﺪﺍﺳﺖ؟
ﺍﻟﻮ….
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻗﻄﻊ ﻭ ﻭﺻﻞ ﺷﺪ!
ﺧﺮﺍﺑﯽ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﮐﻪ ﻋﯿﺐ ﺳﯿﻢ ﻫﺎﺳﺖ؟؟؟
ﭼﺮﺍ ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﺪ ؟ﮐﻤﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﺗﺮ٬
ﺻ. خدایا ببخشا اگر گــاه گــــــــاه ز دست تو من شکوه هــــــــــــا میکنم!
بزرگــــا، جهان آفرینا، ببخش اگر گـــــاه گــــاهی خطــــــــــــــــا میکنم!
تو خود بهتر آگــــاهی از هر ی که در من دلــــی تنگ است،
دلی تنگ و محزون و سوزان زدرد کـــه با من مدامش سر جنگ است!
چــو مینالد از فتنـه روزگــــار، مرا چشم گریــــــــــــان به خون میکشد!
ز سر تا به پـــــــــا آتشم میزند، مرا تـــــــــــــا به دشت جنون میکشد!
در آن دش. مردم اغلب بی انصاف و بی منطق و خود محورند، آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش. نیکی های امروزت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش. بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر کافی نباشد و در نهایت می بینی هر آنچه که هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم. چه دنیای عجیبیست .....
آنقدر که جمله ی
این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است
کاربرد دارد
جمله ی عالم محضر خداست
چشمگیر نیست

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺭﺿﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﯿﭻ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻢ
ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺭﺿﺎﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻫﺴﺘﯽ ، ﻧﯿﺴﺘﻢ …

همیشه فکر می چون “گرفتارم” به “خدا” نمی رسم
ولی حالا فهمیدم چون به “خدا” نمی رسم، “گرفتارم”
" از خداوند درخواست شهادت کن " اگر خداوند فرمود که: لیاقت شهادت را نداری.. بگو: مگر آنچه را که تا به حال به من داده ای لیاقتش را داشته ام؟ کدامین نعمتت را لایق بوده ام که حالا برای این لیاقت داشته باشم؟ مگر تو تا به حال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟ " شهادت " را هم به باقی داده هایت ببخش.. (اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک) ماس دعا یازهراکربــ بلا ان شاءالله اول زندگیمون ب هم قول دادیم حرفی نزنیم و کاری نکنیم ک بعدش از کارمون پشیمون بشیم... این چند مدت همش ب خاطر حرفای این و اون باهم بحث کردیم... فلانی چی گفته... من اصلا دوس ندارم حرفو کش بدی و همش دنبال این باشی ک کی چی گفته... فلان وقت همچین رفتاری کردی... فلانی ازت ناراحت شده... ولی این حرفا ب شدت ناراحتم کرده و اعصابمو ریخته ب هم... میخوام امروز با عشقم حرف بزنم... میخوام حرفایی بزنم ک دوس ندارم اون حرفا زده بشه... نمیدونم کار درستی میکنم یا نه؟؟؟! ولی میخ. اینم بگم و برم که خیلی وقت ها واسم پیش اومده که وقتی به یه ی یا چیزی خیلی امیدوار شدم از همون جا ضربه خوردم و ناامید شدم ...
خدایا ما که بنده ی خوبی برای تو نبودیم ولی همیشه به کرم و لطف تو به بخشش و مهربونیت امیدوار بودیم گناهان ما رو ببخش و محبت و اطمینان هر و هر چیزی به جز خودت رو از دل ما بیرون کن ... ما هیچ چیزی نداریم جز یک کوله بار سنگین گناه و یک دل امیدوار به بخشش و آمرزش و کرم تو ...
با پدرم ج حل می که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...
اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمو م در میاد ...
... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ... من نبودم و تو بودی ،
بو. من چه می توانم بگویم در برابر این همه مهربانی و از خودگذشتگی مادرم.....روزت مبارک با تاخیر عشق همیشگی...تندرستی و شادیت را همیشه از ته دل از خدا خواهانم و بر دستان پر مهرت بوسه میزنم...به خاطر تمام کوتاهی هایی که در برابر محبتت می کنم ببخش من را....خیییلی دوستت دارم مامان دوست داشتنی:××
سهم بودنم را به نبودنت چند؟

میشود که بدانم کجاییم؟

ببخش که کمی مبهم حرف میزنم


سمت نگاهت را که رد گرفتم

دیدم هرقدرهم بخواهم زاویه های انحراف ر د بگیرم

باز به ما نمیرسد


آفت ترین روز ها هم

نشد که کمی برایم بباری

در ابری ترین دقایق هم نشد که خورشیدی اندکی از تو بتابد


راه رابر شمارش درجهت گردش سد میکنم

بلکه تو را درنگی.....

...آه از ثانیه هایی که نفرینی تو. ممنونم ازت بابت خیلی چیزا یه چیزایی که زیاد بهش فکر نمی کنیم مثلا بیمارستان هایی که پراز مریض هستو ما جزوه اونا نیستیم مثلا به اینکه چشم بینا داریمو میتونیم لبخند مادر و پدر و ببینیم مثلا به همین خونه ای که میدونیم فردا هم هست و آواره خیابونا نمیشیم مثلا به اینکه صبح و ظهر و شب سیر از پای سفره بلند شدیم ... خدایا از این مثلا ها خیلی زیاده خیلی خدایا منو ببخش . آرزوی موفقیت و خوشبختی فراوان دارم، برات. امیدوارم زندگیت همیشه پر از پیشرفت و رو به جلو رفتن باشه. هیچوقت منو با شوهره آینده ات مقایسه نکن. به زندگیت بچسب و ازش لذت ببر. هر وقت هم صلاح دونستی و تونستی منو ببخش. از ب، همش خاطراتت جلو چشمامه و همش به خاطرات فکر میکنم. من بغیر از تو به ی دیگه نمیتونم فکر کنم، ولی من به تو هم حق میدم. تو اصلا رفیق نیمه راه نبودی، این من بودم که نباید سر راهت قرار میگرفتم.
پ.ن.: شماره ات برای همیشه و مثل همیشه تو گوشی. زندگی آرام است،مثل آرامش یک خواب بلند

زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ

زندگی رویایست،مثل رویای یک کودک ناز

زندگی زیباست،مثل زیبایی یک غنچه ی ناز

زندگی تک تک این ساعتهاست،زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من،زندگی پینه ی دست پدر است

زندگی مثل زمان در گذر است

زندگی آب روانی است روان می گذرد..

آنچه تقدیر ست همان می گذرد. دل نوشت 1: یه جمله هست که میگه: خنده خوبه... قهقه عالیست... گریه آدم را آرام میکند اما امان از بغض... به اون تهش واقعا رسیدم. خیلی سخته که بغضی تو گلوت داشته باشی و دم نزنی! دل نوشت 2: بعضی چهره ها از اوناشه که اسرار دل طرفو فریاد میزنه. بود و نبود طرفو تو خودش نشون میده. چهره ی منم از هموناس. بد جور گرفته ام!!! دل نوشت 3: خدایا شرمندتم. شرمنده که قدر زندگیمو ندونستم. ببخش که نادونی . ببخش که دل مامانمو ش تم. شاید امتحانی که ازم گرفتی خیلی از ظرفیت من بالاتر بود. اما قول میدم از این ناکامیم تو ایم امتحان درس بگیرم. و ممنون واسه فرصت زندگی دوباره. ممنون که میخوای بمونم و بزرگیتو ببینم. دل نوشت 4: بعضی وقتا که در اوج سکوتم یک دفعه بلند میشم و نا خودآگاه میگم تف به این زندگی!!!( نمیدونم این از کجا افتاده تو دهن من) دل نوشت 5: اینجا تو شهر ما بد جوری بارون میباره. اصلا یه چیز باور ن یه. یه دفعه قطرات بارون اوج میگیرن اینگار که بغضشون ش ته. این چن روز خیلی زیر بارون سبک شدم. خدایا شکرت. تو به معجزه اعتقاد داری ؟ دقیقن طبق جوابت ، زندگی خواهی کرد ...
عیسای فرمود : بر وفق ایمانتان به شما بشود .
میدونی ؟ به هر چیزی که توجه نشون بدی ، واجد حیات میشه . پس زندگیت دقیقن همون چیزیه که ، بهش باور داری ... پس برای تغییر زندگیت ، باید اول باورهاتو تغییر بدی .
من به رازهای زندگی باور دارم ... به معجزه .. باور دارم .. من به فرا واقعیت ، به جهان های موازی ، به موسیقی جاز ، به عیسای ، به ناخوداگاه باور دارم ...
من به حیات ِ عروسکها باور دارم ... دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد . پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:

لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و ع ی که به تو داده بودم برایم پس بفرست.

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، ازهمه همکاران و دوستانش می خواهدکه ع ی از نامزد، برادر، پسرعمو، پسر … خودشان به او قرض بدهند وهمه آن ع ها را که کلی بودند با ع روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:



روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر قیافه تو را به یاد نیاوردم ، لطفاً ع خودت را ازمیان ع های توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان…..
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش .
اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.
اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش .
آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش .
اگر به شادمانی و آرامش دست ی حسادت می کنند، ولی شادمان باش .
نیکی های درونت را فراموش می کنند،ولی نیکوکار باش .
بهترین های خود را به دنیا بب. خدایا چه آسان میتوان دل ش ت و فکر نکرد چه آسان میتوان از تو دور شد و چه آسان میتوان بر خلاف حرفهایت عمل کرد و تو چه مهربان میگذری از اشتباهاتم چه کوچک چه بزرگ و چه مهربان هربار که مرا میبخشی میگویی "صدبار اگر توبه ش تی باز آی" و من چه وقیحانه هربار تو را رها میکنم و بازهم پشیمان به سراغت می آیم چون میدانم مرا میبخشی چون میدانم مهربانی تو هم میدانی ی را جز تو ندارم به ی جز تو ایمان ندارم همه تنهایم میگذارند ولی تو همیشه هستی و مهربان با لبخندی دوستداشتنی نگاهم میکنی و در انتها و ابتدای هر چیزی تویی تو... مرا ببخش اگر دست به دامن ی شدم که تو نبودی اگر جلوی ی زانو زدم و اشک ریختم و آن تو نبودی مرا ببخش اگر جه میکنم و رهایت میکنم و باز هم برمیگردم در آغوش گرمت آغوشی که هیچگاه پایانی ندارد. http://sheklakveblag. / پریسا دنیای شکلک هاع جدید برای پروفایل دختر (4)
روشنى عالم از نور حضرت زهرا (س)

ابن ‏مسعود نقل مى ‏کند که، دیدم على بن ابى‏طالب علیه‏السلام را که مشغول است و در رکوع و سجودش مى‏گوید: «اللهم بحق محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم عبدک، اغفر للخاطئین من شیعتى»
پروردگارا، به حق بنده‏ى مقربت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم خطاکاران از شیعیان مرا ببخش.

از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم شرفیاب شدم. یشان را در حال یافتم. دیدم که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم در خود مى‏ گوید:
«اللهم بحق على علیه‏السلام عبدک اغفر للخاطئین من امتى»
خداوندا، خطاکاران از امت مرا، بحق على علیه‏السلام بنده ‏ى مقربت ببخش.

از آنچه دیده بودم، در من وحشت و تردید بزرگى ایجاد شد. وقتى رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم به پایان رسید، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آیا کافر شدى بعد از آنکه ایمان آورده بودى؟
عرض ، ابداً چنین نیست یا رسول‏اللَّه، بلکه دیدم على علیه‏السلام را که خداوند را به حق شما طلب مى‏ کرد و شما را دیدم که خدا را به حق على علیه‏السلام مى‏خو د. پس تردید که کدامیک از شما نزد خداى عزوجل برترید.
ادامه مطلب خدا یا
ای رحمت گر مهربان
به هر سو که مینگریم جز رحمت تو نمیبینم!
خونی که در رگ های ماست , به هر سلولی که میرسد خبر از تو میدهد ای رحمت گر مهربان.
چگونه است که نعمت حیات بخشیدی و افتخار شکر گذاری ارزانی نمودی, از عدم آدم آفریدی و حال آنکه بی نیاز ستوده ای و نیاز همچنان ما راست.
ای رحمت گر مهربان
تو را آنگونه که شایسته توست نمیشناسم و آنگونه که شایسته توست بندگی نمیکنیم؛
بر ما ببخش و رحمت خود بیش کن

-طاها؟؟تو توی دنیا کیو بیشتر از همه دوست داری؟!.. +من همه روووو دوست دارم ...همه رووو... -ینی مثلا منو اندازه ی نرگس دوس داری؟! +: نه باباااااا....من تورو خیلی دوس دارم...بیشتر از همهههه(ودر حالی که بغضش میگیره میگه)...حتی اگه یه روز منو بزنی بااااازم دوست دارم...
خشکم میزنه...خدایا یعنی این بچه اینقدددر احساساتش زیاده که بخاطرش بغض میکنهههه؟!!!....
منم بغض میکنم و تو بغلم میچلونمش و هرچی قربون صدقه ش میرم انگار فایده نداره...واقعا خدایا چی شد که این فرشته ی کوچولو رو ب من هدیه دادی؟؟.. ازت ممنونمممم...خدایا شکرت که این همه خوبی و این چشمه ی احساس رو ب من بخشیدی که هر روز ازش سیراب بشم...
ببخش اگه گاهیی ناشکری ... ببخش اگه زیاده خواه بودم گاهی.. ببخش که تو این قدر خوبی و من این همه ناسپاس...

خدایا بخاطر این آرامش و خوشبختی ی یهویی ازت ممنونممم...


متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب 5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="autostart" value="false"> به حسابت برای خودم شارژ می فرسم به حسابت برای خودم آرزو می م به حسابت تند تند ا یژن می خورم به حسابت به زندگی لبخند زدم به حسابت هزاران کار ،نمی ترسم که حسابت خالی شه اما می ترسم از اشتباه یدن اما باز هوامو داشته باش. من به حسابت ضرر می رسانم و تو باز سود می ببخشی به جان بی جانم... خدایا منم همون بنده دیروز، و همین گدای امروز.کاش هر لحظه گدای تو باشم و تو بخشنده من.خدایا دوست دارم کناررمی اما دورم ازت. خدایا دستم به سویت دراز لطف خدای را شامل حالم ف.
مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آن ها را ببخش.
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی .
اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.
اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.
آنچه را در طول سالیان بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.
اگر به شادمانی و آرامش دست ی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.
نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی . تا وقتی آدم خودش خودشو قبول نداشته باشه هیچ ی قبولش ندارهتا وقتی فکر کنی زیبا و باهوش نیستی هی سیگنال منفی به اطراف میدی پس بیام از همین امروز اینو هر وقت جلو آینه وایسادیم به خودمون بگیم بگیم که چقدر زیبا و با هوش و دوست داشتنی هستیم 
خودمونو دوست داشته باشیم همیشهحتی وقتایی که اشتباه می کنیم 
ببخش خود جان که این همه تا حالا اذیتت   آقا سلام! ب خوابت را دیدم. خواب دیدم از ی دلم گرفت و آمدم پا بوست. آقا! شلوغ بود حرمت. آقا! ی شما را نمی شناخت. آمده بودند پابوست ولی نمی شناختندت! آقا! حتی شما را هم وارسی د و گشتند، تا بگذارند بیایید داخل حرم. آقا غریب افتاده ای! آقا دلم سوخت. آنقدر گریه برایت که نگفتنی. من کنار شما بودم، شما و زائرین شلوغ و غافل را می نگریستم و از ته دل می گریستم. شما بزرگ منشانه من و خیل جمعیت را در سکوت می نگریستید. آقا! غریبِ شهرِ پر زائر! آقا مرا ببخش که در بیداری. منی که مدعی انتخاب آگاهانه هستم امروز سه رای به نمایندگان شهر دادم در حالی که هیچ شناختی نسبت به آنان نداشتم و فقط برای خوش آمد دوستان این کار را انجام دادم.
فاصله ی حرف تا عمل .... خدایا مثل همیشه به دادم برس و مرا بر جه م ببخش. خدایا بی تو کورم، من از همیشه ی خود به تو محتاج ترم.
امروز توی اینستا با معرفی یکی از دوستانم صفحه ی زندگی خانومی رو میخوندم که بقول خودشون برای عبرت نوشته بودن.برام یه تلنگر بود.وقتی میخوندم یخ کرده بودم و حالم تا مدتی بعدش بد بود.دوستم از معرفیش پشیمون شده بود.بهش گفتم نمیسه که همیشه توی لاک ایمن خودم باشم.دونستن این چیزا هم برام لازمه.هرچند که یخورده بهمم بریزه.*خدایا همیشه به من خیلی لطف کردی .خدایا ازت ممنونم.منو ببخش و آدم کن لطفا!!! یادمه یه بار باید مقاله مینوشتیم و میفرستادم به ایمیل ولی از اونجایی که خیلی سر به هوا ام یادم رفته بود حتی یه مقاله از اینترنت کنم یا متنکپی پیست کنم خلاصه یکی از دوستان زنگ زد گفت برای فلانی مقاله فرستادی گفتم نه ... بعد اومدم یه فایل از درایو ویندوز کامپیوتر برداشتم با اصن پسوند های عحیب غریب اونوقت آوردم پسوند فایل رو پسوند فایل ورد و برای فرستادم ... منو ببخش ... خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا . . . . . . . . . . . . . . . . ممنونم ازت بابت خیلی چیزا یه چیزایی که زیاد بهش فکر نمیکنیم مثلاً به بیمارستان هایی که پر از مریض هستو ما جزوه اونا نیستیم مثلاً به اینکه چشم بینا داریمو میتونیم لبخند مادر و پدرو ببینیم مثلاً به همین خونه ایی که میدونیم فردا هم هست و آواره ی خیابونا نمیشیم مثلاً به اینکه صبح و ظهر و شب سیر از پای سفره بلند شدیم خدایا ازین مثلاً ها خیـــــــــــــلی زیاد. دل لطیفِ پر از انعطاف و حسّاسم!به تازگی شده عادت، تو را فریب دهمکه منتظر بشوی عشق واقعی برسدوَ از بهشت به خُوردَت، دوباره سیب دهم
چه عادتِ بد و نا بِ َدانه ای دارممرا ببخش، حقیقت نداشت آن همه حرفنه عشق هست، نه آرامشی، نه امّیدی ی ندیده، بیابان به خود ببیند برف!
ولی من از دهه ها قبل عادتم شده استکه عادتِ غلطم را کنم به زودی تَرکبه واقعیّت دنیا بچسب و گول نخوربگو که شعر مرا نکته نکته، کردی درک
مرا مؤاخذه کردی که قصّه می بافموَ سر نوشت هم.

جستجوهای اتفاقی