آمدم تا با هم جهانمان را وسعتی به رنگ آسمان و جنس خ بخشیم و لحظه ها

در رزمایش مشترک پ ند هوایی ولایت97، سامانه توپخانه ای پ ند هوایی «سراج» توانست پهپادهای متخاصم را در آسمان محل برگزاری رزمایش مورد اصابت قرار دهد. با امضای تفاهمنامه ید هواپیما بین یک ایرلاین ایرانی و شرکت بوئینگ، آسمان ایران برای ۶۰فروند هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ جا باز می کند. اساطیر در ایران باستان
ایرانیان باستان جهان را گرد و همواره مانند بشق تصور می د.در نظر انان آسمان فضای بی پایان نبود بلکه جوهری سخت همچون ص ه ای از الماس بود که جهان را مانند پوسته ای در بر گرفته بود.
زمین اصلی دست نخورده و هموار بود نه دره ای ونه کوهی خورشید وماه واختران بالای زمین بی حرکت در وسط آسمان.همه چیز آرام تا زمانی که شر به عالم وارد شد.
آسمان را ش ت و به آن داخل شد به آب فرو رفت ودر میان زمین تاخت و زمین لرزید و کوه ها پدید آمدند. ب بساط عیش پهنبوی لاله ازتن شب می چکیدبادسردی جامه ازتن می درید.نخل ها ب همه فریادبود،بی صداشکوه برلب داشتند،اشکی به چشم ب تمامی مست بودند،مست خواب- بی خیال صبح.آسمان وکوچه ها،مردمان وبوته هاارگ د یرانه سرشوق جوانی کرده بود-این یادگارسرزمین شیرمردان کهن،شرمنده ازپایان ی جوان،میراث ایران،شیرزند-ماه ب درمیان آسمان گم گشته بوداختران بی سوترازهروقت دیگر،درسکوتسرزمین آن دیار-شوق یدن به سرداشت-درسحرگاهی غروب انگیزوماتم زا.دوپلک زندگی خسته.
لحظه ها را گذر م که به خوشبختی برسیم،



غافل از آنکه لحظه ها  همان خوشبختی بودند...
باران باش تا به تو عادت نکنند ، هر وقت بیایی دوستت داشته باشند
گناه بارون نیست اگه تو خاک ریشه نداره وقتی باران می بارد با همین قلب عاشق ، بدون هیچ چتر و س ناهی در زیر آن قدم میزنم.
وقتی باران می بارد یاد و خاطرات در کنار تو بودن در دلم زنده می شود.
باران را دوست دارم زیرا تو را در آن لحظه حس میکنم.
عاشق بارانم ، زیرا عاشق قلب مهربان تو هستم.
وقتی باران می آید ، احساس میکنم در کنارمی.
احساس میکنم دستان گرمت درون دستهای من است و با هم قدم میزنیم در زیر قطره های مهربان باران.
صدای رعد آسمان مرا به یاد آن لحظه می اندازد که با فریاد به تو میگفتم دوستت دارم عزیزم.
بیا تا دوباره لحظه های بارانی را با حضور در کنار هم عاشقانه کنیم.
بیا تا مثل باران شویم ، همان بارانی که عاشقانه بر روی درختان می بارد و آنها را تازه میکند.
وقتی باران می بارد ، دلم میخواهد تا آ ین قطره اش در زیر آن بمانم.
بمانم و به تو فکر کنم ، به لحظه های زیبای با تو بودن بین م.
باران ببار که دلم هوای یارم را کرده است.
ببار که صدای قطره هایت مرا به یاد درد دلهای عاشقانه با یارم می اندازد.
حضورت مرا یاد حضور یارم در آغوشم می اندازد.
لطافتت مرا به یاد گرمی و لطافت دستان یارم می اندازد.

ببار ای باران …
ببار تا من نیز همراه با تو ببارم.
بغض آسمان که ش ته شود بغض من نیز همراه با آسمان ش ته خواهد شد.
بغض دوری از یارم و بغض لحظه هایی که با یارم در زیر باران قدم میزدیم .
ای باران وقتی میباری دیگر سردی آن قطره هایت را احساس نمیکنم ، در آن زمان گرمی دستهایی را احساس میکنم که یک روز دستهای سرد مرا گرفته بود و در زیر قطره هایت قدم میزدیم.
ای باران قطره های تو به پاکی اشکهای یارم هستند ببار تا لحظه ای اشکهای یارم را بر روی گونه ام احساس کنم.
ببار ببار ببار ، با آن قطره هایت بر گونه های من ببار ، و گونه های خیس مرا خیستر کن.
ببار تا شاید من در زیر قطره هایت و این آسمان غم گرفته به خو روم تا شاید در آن خواب حضور یارم را در کنارم احساس کنم همچون گنجشکی که زیر رعد و برق و غرش آسمانزیر برگ درختی مینشیند خودش را جمع و جور میکند و بی خیاااالِ هر دلهره و نگرانی به چکیدنِ قطرات باران از نوک برگ بالای سرش خیره می شود... چقدر باران صبورش کرده انگار نه انگار تا قبل از آن لحظه ای روی سیم های برق خیابان بند نمیشد...
عید غدیر مهمان به صرف چای و دوحبه قند از بچه های تفحص
#افسر مولا حیات مقر مشک مشغول همراه عزت قدم زدیم و از خاطرات گذشته سخن ر م، مى‏خندیم که صداى غرش هواپیماهاى دشمن گوشمان را آزار داد و لحظه‏اى بعد صداى چند انفجار شدید به آسمان برخاست.بله،میدان راه آهن که مملو از بسیجى‏ها بود،مورد هجوم دشمن واقع شد.

فضا،غیر خون،دود و آتش چیز دیگرى نبود.عزت گفت:«یا ابا صالح المهدى ادرکنى،به گمانم خیلى ناجور بمباران د مثل اینکه باید از گردان واسه مادرم یک کلاه خود تهیه کنم.»

هنوز این کلام او تمام نشده بود که. اداره کل هواشناسی استان، آسمان را صاف تا کمی ابری پیش بینی کرد . ی از وزش طوفان گرد و خاک در آسمان شهر کرمانشاه مشاهده می نمایید. آسمان تهران در آ ین روزهای پاییز تیره و تار شد. زیر باران آرزو کلاس اول : " باران آمد "

تمام کودکی ام را هر وقت باران آمد ، جشن گرفتم

هر وقت باران آمد ، زیر باران آرزو

هر وقت باران آمد آسمان را با شوق در آغوش گرفتم

اما سالهاست که در سرنوشتم زمانی باران می آید که ابری نیست،

جایی از زمین خیس نمیشود،

و لحظـــــــہ هاے بـــــ☂ــــارانے دلتنگ ترین لحظه های عمر میشود...

آسمان ابری نیست اما : " باران دلتنگی آمد "
امشب، چشم‏ هایم را پنهان می‏کنم تا خواب، راه دیدگانم را نیابد.
امشب، نزولی بزرگ را به تماشا می ‏نشینم؛ با صد هزار فرشته بر دستانشان حریر.
خواب، امشب در چشمان حیرت‏زدگان از تماشای آن همه نور می‏شکند.
آمدگان بی ‏درنگ، از آسمان و روندگان نورانی به آسمان، در تدارک کدامین واقعه باشکوه، چنین فرمانبرداران بی‏چون و چرای خالق این شبند!
چه آشوبی در آسمان است و تو نمی‏دانی.
باد، مأمور است تا رایحه باد صبا را برافشاند و اشک، بر آن است تا آتشی فرو نشاند.
امشب، امید، طرح بازار دل ش تگان است و از فزونی نور، راه‏های نهفته آسمان هویداست.
نویسندگان آسمان، قلم به دست، در تدارک بر چیدن سیاهی ‏ها از نامه ‏های شب بیداران امیدوار و اشک ریزان شب زنده دارند؛ زنهار، دل به او بسپار، ای شب زنده دار، تا سیاهی نماند.
مردی در خلسه نور و ، محو حضرت پروردگار است؛ «انا انزلناه فی لیلة القدر»؛
محمد صلی الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم لوح زرین بهترین کلمات عالم را در حال نزولی بی‏ مانند، نظاره ‏گر است و قلب ، جایگاه ابدی کلام آمده از آسمان.
خداوند، امشب، داستان بی‏ نظیر خلقت را بر ش می‏خواند و سرود گوش نواز عبودیت و بشارت، از آبشارهای آسمان سرازیر است.
من، هزار شبانه بیدار، نگاهم، نیمی آسمان، نیمی به اشک و دستان خالی‏ام رو به بی‏کران آسمان، بر رازهای مگوی عالم گوش س ‏ام.
ذره ذره عالم، اکنون، قدردان لحظه باشکوه نزول است و چه بر خود می ‏بالد از تماس نور کلام خدا بر وسعت خاکی ‏اش!
امشب خاک زمینی و هوای این جهان، گران قدرترین لحظات بودنشان را سپری می‏کند؛ چرا که عظمت کلام خود را در خود احساس کرده ‏اند.
شب قدر، مرا به بیداری می‏خواند و ؛ ‏های عاشقانه با معبود. پس قدر باید شناخت دروازه ‏های گشوده آسمان را در شب قدر و غوطه ‏ور باید شد در نور تابان آسمان و نفس باید کشید در نزول آیات مقدس.
سلام بر شب مقدس قدر!
حبیب مقیمی پس از فراز و نشیب های بسیار بالا ه ملاقات ان دو کشور کره شمالی و در سنگاپور انجام شد. در این ملاقات ابتدا دونالد ترامپ و کیم-جونگ اون دو نفره و تنها با حضور مترجمین گفت و گو د و سپس با حضور هیئت های اعزامی به گفت و گو پرداختند. دونالد ترامپ نتیجه این گفت و گوها را خوب عنوان کرد. تصاویر لحظه به لحظه این ملاقات که منجر به امضای یک سند جامع میان طرفین شد را در تابناک می بینید. جهنم در آسمانکشف جهنم در آسمان!
دانشمندان ناسا سیاره ای را با ویژگی های جهنم در خارج از منظومه شمسی یافتند. ادامه مطلب از همان روزهای کودکی حست ! هرجا گیر می افتادم ، به یادت بودم و هر وقت که به یادت بودم برای حل مشکلاتم و رفع نیازهایم یاری می خواستم ، به زمانی که مقرر می ساختی ، رسیدگی می کردی به پرونده ی آرزوهای من ! محال ها را ممکن می کردی و به حکمت ممکن ها را برایم محال می ساختی ، مشکلاتم پلی بود برای چند لحظه به یادت بودن ! مانند این فقیرهایی که به هنگام نیاز در خانه را می کوبند ، در خانه ات می آمدم ! حالا که در حرم ، سفره ی دل زیارت آمدن هایم را وا کرده ام ، ریا گ. آسمان استان تا 24 ساعت آینده نیمه ابری تا تمام ابری است.

عصر ایران در این ویدئو تایم لپس فوق العاده از آسمان شب به نمایش گذاشته شده است. تایم لپس فوق العاده از آسمان شب دیدنیها , تایم لپس , آسمان شب , عصر ای
لینک های : کیفیت 180p کیفیت 270p کیفیت 360p هوال هر روز ستاره ایی را از آسمان به پایین میکشند اما باز این آسمان پر از ستاره است این بار نیز در پی امر ۰دریایی وشان از داوطلبین به طرف جبهه های حق علیه باطل روان شد و من قطره ایی از این دریایم .یا حق




ب دعا سرت سامان بگیرد تقدیر از لب های تو فرمان بگیرد ب نگاهم تا سحر بر آسمان بود بغضم ترک برداشت تا باران بگیرد انگار چشم آسمان هم در صدد بود از خاک ، یک همراه هم پیمان بگیرد ای کاش از بوم حضورت رنگ غم را آن قطره های کوچک ان بگیرد یک لحظه در خود گم شوی تا خالق دل دست تو را در دست خود ، یک " آن " بگیرد یلداترین شبهای تردید وتز ل در صبگاه باورت پایان بگیرد عاشق بمانی ... عشق ، اما از دل تو این آزمون سخت را آسان بگیرد من لحظه بیت ام را نذر تا زندگی در لحظ. و گفت : چون مار که از پوست به در آید، از خویشتن به در آمدم. * از کتاب نوشته بر دریا، ابوالحسن قانی
تصمیمات لحظه ای چیست و چه موقعی صورت می گیرد. تصمیمات لحظه ای فقط در شرایط بحران ممکن است جواب بدهد و البته اگر از اول درست به مسائل توجه شده باشد بحران هم کمتر رخ می دهد و یا آمادگی برای رویارویی با آن بیشتر خواهد بود. چه شبی است !

چه لحظه های سبک ، مهربان و لطیفی ،

گویی در زیر بارانِ نرم فرشتگان نشسته ام ....

می بارد و می بارد و هر لحظه بیش تر نیرو می گیرد !

هر قطره اش فرشته ای است که از آسمان بر سرم فرود می آید ...

چه می دانم؟

خداست که دارد یک ریز ، غزل می سراید ؛

غزل های عاشقانه ی مهربان و پر از نوازش ...

هر قطره ی این باران ،

کلمه ای از آن سرودهاست ...


" شریعتی" هنوز هست
هنوز هست
هنوز هست
رفت...
چگونه می شود از لحظه های بودن و لحظه های نبودن گفت؟گاهی آرزو می کنی آن لحظه ی بودن ، تمام نشود،با حرف زدن می شود زمان را، لحظه را کُشت؟اما چه حرفی می ماند برای گفتن وقتی سکوت، هجوم خود را آغاز کرده است!؟گاهی آرزو می کنی آن لحظه ی بودن تمام بشود هر چه زودتر بهتر!اما کلام انگار نمی گذارد زودتر تمام شود.نبودن ،تاریکی ست؛می شود دل بست به عادت چشمان، به این تاریکی؟ مجموعه "از قبیل زندگان" با این بیت آغاز خوبی دارد اما در ادامه در همین سطح پیش نمی روددر جنگ های تن به تن آغاز می شویم
این رسم ماست: در کفن آغاز می شویم و در شعر یوسف تنها می خوانیم
نشسته ‏ای که بهار از کدام سو بوَزد
به پایمردیِ این خُرده بادهای حقیر؟گذشت و رفت بهاری که بود یا که نبود
مدوز چشم به این خواب‏های بی ‏تعبیردو واحه مانده به آغوش آفتاب، ای رود!
که ذرّه ذرّه در این خاک می‏شوی تبخیر شعر های خوب دیگر این مجموعه می توان دروغ . دلم میخواست میتونستم ع بعضی بوها، بعضی لحظه ها و بعضی حسها رو بگیرم! مثل بوی قهوه ای که داره بو داده میشه توی یک کافه کنار رودخونه... مثل حسی که تو اون لحظه داشتم کنار مامان و بابام... مثل گیجی ای که تو این لحظه آ ین سیگاری که از دستش گرفتم بهم داد. مادرم
شنیده بودم مدینه بوی غربت میدهد!باور نمی !
اما وقتی به آسمان مدینه رسیدم بوی غربت را از بلندی هم شنیدم!
وقتی چشمم به گنبد پدرت افتاد غربتش را با تمام وجود حس !
وقتی پشت دیوارهای بقیع چشمانم نظاره گر بودند غربتت را حس !
وقتی برای خواندن دو رکعت کنار دیوار بقیع مردی نامحرم بازویم را گرفت و مرا هل داد درد را فهمیدم، غربتت را فهمیدم!
مادرم
آتش گرفتم وقتی دیدم در میان مردمان شهر خودت هم غریبی!
مادرم
شرمنده ام بخاطر تما.  اصابت موشک پاسداران، شب گذشته برای اینکه بتواند لحظات اصابت موشک های شلیک شده از ایران را ثبت کند، چند فروند پهپاد خود را از حومه دمشق به آسمان دیرا ور اعزام کرده بود. به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، پاسداران انقلاب ی شب گذشته با 6 فروند موشک بالستیک، اه مختلفی را در سطح استان دیرا ور هدف قرار داد. این موشک های از استان های کردستان و کرمانشاه به سوی این اه روانه شدند. پاسداران برای اینکه لحظه اصابت این موشک ها به اه از پیش تعیین شده را ثبت و ضبط کند، پهپادهایی را از حومه دمشق به آسمان دیرا ور اعزام کرد تا این وظیفه مهم را ثبت و ضبط کنند.برهمین اساس، چند فروند پهپاد نیروی هوافضای با طی مسیری بیش از 300 کیلومتری، به بالای سر اه رفته و با موفقیت توانستند به طور زنده، لحظه اصابت موشک های بالستیک شلیک شده از ایران را به مرکز فرماندهی عملیات در داخل ایران ارسال کنند.پهپادهایی که در این بخش از عملیات مورد استفاده قرار گرفته است، همگی ایرانی بوده و از جمله پهپادهای عملیاتی ، مستقر در بوده اند که های ضبط شده توسط این پهپادها هم تا ساعتی دیگر منتشر خواهد شد. با نگاهم آسمان شب را می شکافم.میان ستاره ا و سیاهی ها به دنبال آشنای محبوبم می گردم.صدای ملیکا سرم را به پایین برمی گرداند: -چته تو؟چرا همش بالا رو نگاه می کنی؟ می خندم.او که آشنای من را نمی شناسد ، می شناسد؟او که نمی داند هر وقت آن دایره ی سپید میان آسمان تیره و تار نقش ببندد او می آید.نفس می آید.زندگی می آید.او که نمی داند ته دلم داد می زند دیر شده است ولی...ولی می آید...بدون نشانه ی گردش در آسمان هم ممکن است بیاید... -هیچی. به دنبال بابا روانه ی ساخت. بازیگر بچه های آسمان با حضور در برنامه حالا خورشید درباره مشکلاتی که پس از بازی در این اثر برایش اتفاق افتاد توضیح داد. آزادگان میآیند و جان فدای انسانیــــــــــــت میکنندو بی ادعا میروند و چهان را به جهانیـــــــان و تاج وتخــت را به دوستداران آن وا میگذارند، اینان آسمانرا بر گزیدند و زمین را بر ما خاکیان بخشیدنـــــــــد،و چه تحقیری بالاتر از آن که در خاک بمانی و فقـطنام آسمان بری ... و خورشید ایمان، آرام آرام از مشرق نگاه تو درخشید و انوار نورانی وجودت، شهاب گونه، آسمان را شکافت و  آغاز شد. صبح مبارکی که نویدگر حکومت مهر تو بر سرزمین دلها بود.از کران تا کران، همه در تماشای جلوه های جم ، چشم شده بودند. خاک، مشتاقانه برای پابوسی قدم هایت جوانه می زد و می شکفت. آسمان در پیشگاه جبروتی ات، سر بر خاک ذلت نهاده بود و گوش به فرمانت داشت. فرشتگان، در وسعتی بی نهایت  و در سکوتی عظیم، مبهوت زیبایی تو بودند. اینک، ملکوت هستی در چنبرة ولایت تو بود.

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] باران حافظه ی ابر است حافظه ی آسمان و آسمان، غمگین! غمگین تر از آن که بغض های پرستوهای به خانه نرسیده را جز در ابرهای تیره اش خفه نکند! . . . می نا رمضانی یک آبشار ۱۰۸ متری از آسمان اشی در شهر چینی گویانگ پایین می ریزد و منظره ای شبیه به های علمی تخیلی خلق می کند. سال هاست روزه انتظار گرفته ام ای ستاره آسمان تیره و تار من، ای مهتاب دلتنگی ام، سال هاست برای آمدنت روزه انتظار گرفته ام و پشت پرچین واژه ها، اسیر نگاه های بلند جاده ام. ای آ ین ستاره ک شان عشق و ای آیه نور و صداقت، عمری است در حریم یگانه ات آرام و در حصار عشق مقدست ماوا گزیده ام تا تو را عاشقانه ببینم و بر قدوم نازنینت بوسه زنم. ای طلوع همیشه سبزم و ای سپیده همیشه روشنم، دیر زمانی است که ملتمسانه چشم امید به وص دوخته ام و دست تمنا به سویت دراز کر. شی نورانی عجیبی امشب در آسمان شهر رویدر برای دقایقی ظاهر شد که تعجب مردم را به دنبال داشت. معاون اسبق سازمان هواپیمایی کشوری با اعلام این که در صورت پیداشدن جعبه سیاه هواپیمای atr آسمان ظرف مدت ۲۴ ساعت اطلاعات آن خوانده می شود اظهارات برخی کارشناسان مجهول الهویه را فرضیات آنها دانست. رکنا: 2 شئی پرنده که شبیه به سفینه های فضایی بودند با ورود به آسمان آبادان آرمش را در شهر به هم ریخت. همشهری آنلاین: بومی های شهر کیتوی در زیمبابوه با دیدن ابری شبیه به یک شبح انسان نما در آسمان این شهر از شدت ترس متواری شدند. در این ویدئوی هیجان انگیز و دلهره آور یک بندباز حرفه ای را می بینید که فاصله 220 متری بین دو آسمان اش را طی می کند.

جستجوهای اتفاقی